شماره ۲۳۸ – نوروز از ماداگاسکار تا پاریس

Print Friendly

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش “نامه پان ایرانیسم” یاری نمائید. سپاس!

Parcham-Meli-1

نامه پان ایرانیسم
آدینه, ۴ فروردین ۱۳۹۶ – ۲۴ مارس ۲۰۱۷
www.paniranism.info[email protected]

 

درود بر هم میهنان گرامی

مطالب زیر تقدیم میشوند

نیایش نوروزی
سخنی دربارهٔ نوروز
نوروز در تاجیکستان، از گل گردانی تا جفت براران
تاجیکستان با برگزاری مراسم نوروز به استقبال بهار رفت
نوروز از ماداگاسکار تا پاریس
همایش بررسی نقش رسانه ها در جهانی شدن نوروز در دوشنبه برگزار شد
معرفی کتاب “قومیت وقومیت گرایی در ایران؛افسانه و واقعیت”
ترویج قوم گرایی در مقابل فرهنگ ملی ضربه آشکار به نظام هر کشور است

پاینده ایران

نوروز تان پیروز, هر روزتان نوروز

نوروز باستانی یادگار ارجمند نیاکانمان را ییشاپیش به همه ی هم میهنان شادباش می گوییم!

Nourooz Bastani

نیایش نوروزی

دکتر محمد رضا عاملی تهرانی ( ‫آژیر )
شانزدهم فروردین ماه هزار و سیصد و سی و پنج

با صدای کاوه شهریاری

 

ای خدای که از برترین برتریها ، به برترین برتری ، برتری ، به تو نماز آوریم ، به تو نیاز آوریم :
تا هرآنکس که سالها بر او گذشته و در آستان سالی نو به پیشگاه پر شکوه تو بر پاست ، به بزرگی خود ، به آن شگرف نیروی خود راهبر شوی .
تا رخ نپوشی ، تو ای برترین بزرگ ، ای زورمند ترین توانا ، ای زیباترین هستی که چون تورخ پوشی دیگر ما خود نبینیم .
ای ز هرچه برتر ! تو خود مایی که خدایی ، تو خدایی که خود مایی .
تو رخ پوشی چه باشیم ؟ چو رخ پوشیم چه باشی ؟
بی تو نه بزرگی هست که بزرگترین نیست ، نه زیبایی هست که زیباترین نیست ، نه راستی هست که راست ترین نیست .
خدا باما باش . تو همه چیزی ، باش که چیزی باشیم .
تا ایران باشد ، تا ایران باشد ، تا ایران باشد . ایران که جایگاه شناسایی توست ، ایران که جای فرهنگهاست ، ایران که جای مردهاست .
تو در ایرانی وما در ایران …گر ایران نباشد دیگر …
دیگر تا زیبایی پرستیم ، تا نیکی آموزیم ، تا دوست بداریم ، تا مهر ورزیم ، مهر ورزیم چون مهر به گلها ، به سبزه ها ، به گیاهان ، به جانداران ، به زیبایان تا مهر پرستیم : مهر زیبا ورخشان را ، مهر پاسدار پیمانها را ، مهر پاسبان دودمانها را ، مهر پیروزگر سپاهیان را ، مهر هستی بخش ایران را .
تا خوب باشیم چون دریا : به خروشیدن ، جوشیدن وبودن ، بکوشیدن ورفتن ونیاسودن .
چون کوه به آرامی و سنگینی و شکوه وبلندی .چون شیر به سرکشی که به نیروی بسیار ، غرش به نرمی کنیم ، چون شاهین که فراز دوست باشیم ونیلگونی آسمان پرست . چون سرو راست وچون شراب خندان .
دیگر تا بجنگیم که تو به ما هستی داده ای . باید که باشیم که تو خواسته ای . باید که بجنگیم تا باشیم .
تا بسازیم ، بیافرینیم آفرینش از آفریدنیست ، همیشه وبی ایست .
آن هستی که هست وبه جنگ است ، آفریدن است ای آفریدگار وما که هستیم آفریده ای هستیم وچون خواهیم باشیم جنگنده ای آفریدگار .
به جنگ آفرین که به جنگ است جهان آفرین . به ما آفرین که بجنگیم همچنان .
دیگر تا به راه نیاکان باشیم وبه یاد نیاکان ، تا چون به فروردگان به فراز آیند وبر ما نگرند ، نگران نشوند . بدانند که به خوی ایشانیم وبه سوی ایشان . به نیکی یادشان کنیم وبه کوشش یادشان در جهان بر جای داریم .
دیگر تا شاد باشیم به هرکار ، پیروز باشیم به هرپیکار ، سرباز باشیم به جنگی مدام ، به راه ایران .
پاینده ایران

 

Unbenannt

***

سخنی دربارهٔ نوروز

دکتر هوشنگ طالع

Nourooz Taale1

«نوروز»، نخستین جشن (از ۴ جشن بزرگ) ایرانیان بر پایهٔ گردش زمین به دور خورشید یا جشن (نیایش) همگانی همهٔ مرمانِ در حوزهٔ فرهنگ ایران زمین است.

نوروز بر برابری (تعادل) بهاری قرار دارد. در روز یکم فروردین ماه، در سرتاسر جهان (نیم‌کرهٔ شمالی و جنوبی) ۱۲ ساعت روز است و ۱۲ ساعت شب و در بیشینهٔ جای‌های جهان، خورشید در ساعات ۶ بامداد (به هنگام محلی) بر می‌آید و در ساعت ۶ پسین (بعد از ظهر به هنگام محلی) فرو می‌نشیند. خورشید در نیم روز (ظهر) این روز، درست بالای استوای زمین (مدار صفر درجه قرار دارد).

ایرانیان از گاه کهن، به از آغاز آفرینش آگاه بودند. و می‌دانستند که آغاز کارجهان :

مینوی اســت (ماده وجود ندارد) و دوران‌هـای بعــد، مینوی و مادی‌اند. در دوران مینوی، مکان و زمان وجود ندارد و گیتی فـارغ از ماده و حرکت است. دو «هستی» وجود دارد که عبار‌ت‌اند از جهان اهورامزدا که سرشار از روشنایی، زندگی، زیبایی، دانش، بوی‌خوش و…، است و جهان اهریمن که آکنده از تاریکی، زشتی، بیماری، درد، بدبویی و… است : ۱

… در آغاز، آن دو مینوی هم‌زاد و در اندیشه و گفتار، [یکی] نیک و [دیگری] بد، با یکدیگر سخن گفتند…

… در آغاز آفرینش، سپند [ مینو ] آن دیگری [ مینوی ] ناپاک را چنین گفت : نه منش، نه آموزش، نه خِرد، نه باور، نه گفتار، نه کردار، نه دین و روان ما دو [ مینو ]، با هم سازگارند… ۲

در دانش‌نامهٔ کهن ایرانیان (اوستا)، آغاز دوران مینوی ـ مادی یا آغازِ «ماده و حرکت»، می‌خوانیم : ۳

آن‌گاه که آن دو مینو به هم رسیدند، نخست زندگی و نـازندگی را [بنیاد] نهادند…

و خیام این دانشِ کهن ایرانیان را این‌گونه، واگویه می‌کند ‌: ۴

چون ایزد تبارک‌تعالی بدان هنگام که فرمان فرستاد که ثبات برکرد تا تابش و منفعت او به همه چبز برسد؛ آفتاب از سر حمل [ برج بره ] برفت و آسمان او را بگردانید و تاریکی از روشنایی جدا گشت و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد مر تاریخ این جهان را و پس از آن که به هر هزار و چهارصد و شصت و یک سال، به همان دقیقه و همان روز باز رسید و آن مدت هفتاد و سه با قران کیوان و اورمزد باشد که آن را قران اصغر خوانند و این قران، هر بیست سال باشد و هرگاه آفتاب دورِ خویش سپری کند، بدین جای برسد و زحل و مشتری را به همین برج که هبوط زحل اندروست، قران بود با مقابلهٔ این برج میزان [ ترازو ] که زحل اندروست، یک دور این‌جا و یک دور آن جا برین ترتیب که یاد کرده آمد و جایگاه کواکب نموده شد. چنانک آفتاب از سر حمل روان شد و زحل و مشتری با دیگر کواکب آن جا بودند، به فرمان ایزد تعالی، حال‌های عالم دگرگون گشت، چیزهای نو پدید آمد مانند آنک در خورد عالم و گردش بود.

خیام دربارهٔ نوروز می‌نویسد : ۵

چون آن وقت را در یافتند، ملکان عجم از بهر بزرگ‌داشت آفتاب و از بهر آنک هرکس این روز را نتوانستندی یافت، نشان کردند و این روز را جشن ساختند و عالمیان را خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند و چنین گویند که کیومرث این روز را آغاز تاریخ کرد هر سال که آفتاب را و چون یک دور آفتاب به گشت… پس دور بزرگ را که سیصد و شصت روز و ربعی از شبانروز است، سال بزرگ نام کرد و به چهار قسم کرد. چون چهارقسم از این سال بگذرد، نوروز بزرگ و نو گشتن احوال عالم باشد و بر پادشاهان واجبست آیین و رسم ملوک به جای آوردن از بهر مبارکی و از بهر تاریخ را و خرمی کردن به اول سال. هر که روز نوروز جشن کند، به خرمی پیوندد [ و ] تا نوروز دیگر عمر در شــادی و خرمی گذراند…

جاحظ دربارهٔ نوروز اشارهٔ سرراست به جمِ وی‌ونگ‌هان دارد : ۶

نخستین کــسی که نــوروز را پــدیدار ساخت و برقرار کرد… کیاجم پـسر ویونـدجهان [ وی‌ونگ‌هان ] بود…

هم‌چنین : ۷

نوروز نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت، روز نو نام کردند ؛ زیرا پیشانی سال نو است…

در فرهنگ‌نامهٔ جهان‌گیری می‌خوانیم : ۸

غره [ یکم ] فروردین‌ماه بود و رسیدن نیر اعظم [ خورشید ] به برج بره و ابتدای فصل بهار و آن را نوروز کوچک نامند و نوروز عامه یا نوروز صغیر و در تسمیه این روز به نوروز، دو وجه در نظر آمده است. وجه اول آن است که حق سبحانه تعالی، عالم و آدم را این روز آفرید و امر کرد که کواکب را به سیر کردن از اول برج بره و وجه دوم آن که جم‌شید که او را جم نام بود و عرب‌ها منوشلح [ منوچهر ] گفتندی، در جهان سیری کرد و چون به آذربایجان رسید، تخت زرینی مکلل به انواع جواهر به بلندی رو به مشرق بود نصب فرمود و تاج مرصعی بر سر نهاد و بر زبر آن تخت بنشست. جون نیر اعظم از دریچهٔ مشرق طلوع نمود و بر آن تاج و تخت تافت، شعاعی در غایت روشنی پدید آمد. مردمان از دیدن آن شادمان شدند و گفتندی این‌روز، روز نو است. چون به لفظ پهلوی و دری، شهاع را شید گویند، این کلمه را به نام جم افزودند [و] او را جم‌شید خواندند و جشن اعظم کردند و دوم را که روز ششم فرودین ماه باشد، نوروز بزرگ نام است و نوروز خاصه نیز گفته‌اند. تسمیه این روز را به نام‌های مذکوره وجه این است که جم‌شید در این روز، بار دیگر بر تخت نشست و خاص و عام را بار داد و رسم های نیکو نهاد و روی به خلق کرده و گفت : ایزد تعالی شانه، شما را بیامرزید. باید به آب پاکیزه غسل کنید و به شکر ایزدی بپردازید و هر سال در این روز، به همین دستور عمل کنید. گویند اکاسره [ ساسانیان ] هر سال از نوروز کوچک تا نوروز بزرگ، حاجت مردمان را بر آوردندی و زندانیان را رها کردندی و مجرمان را عفو نمودندی…

آذرباد موبد بغداد حکایت کند : ۹

نی‌شکر در کشور ایران، روز نوروز یافت شده و پیش از این کسی آن را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که چیست. جم‌شید روزی نی‌ای را دید که کمی از آب‌های درون آن به بیرون تراوش کرده‌ بود و چون دریافت که آن شیرین است، امر کرد که آب نی را بیرون آورند و از آن شکر ساختند و آن گاه در روز پنجم، شکر به دست آمد وازراه تبرک به آن، مردمان برای یک‌دیگر شکرها فرستادند.

و سبب آن که می‌گویند در نوروز مردمان بر یک‌دیگر آب می‌پاشند، دگرگون شدهٔ رسم به آب شستن (غسل) برای انجام نیایش هم‌گانی به درگاه خداوند بوده است :

از این جاست که مردم در این روز [ نوروز و دیگر جشن‌های ۴ گانه ] هنگام سپیده‌دم از خواب بر می‌خیزند و با آب… خود می‌شویند… وسبب این کار همان اغتسال [ غسل‌کردن ] است.

Nourooz Taale2

«گئوسپنتا»

هنگامی‌که ایرانیان در ایران‌ویج نامی، بر اثر پایین آمدن ناگهانی لبهٔ یخ، به زیرزمین پناه بردند و «ور» نشین شدند، هرازگاه چند تن از «ور» بیرون می‌شدند، تا بدانند که آیا سرما کاهش یافته، شدت یخ‌بندان چگونه است و…

سرانجام روزی که از «ور» بیرون می‌شوند، جای پای رمه را بر روی برف‌ها می‌بینند. بسیار شگفت‌زده می‌شوند. زیرا آنان از پیش می‌دانستند که در پی پایین آمدن لبهٔ یخ و :

از آن پیش که برف‌ها بگدازند، اگر ایدر جای پای رمه در جهان استومند، دیده شود، شگفتی انگیزد.

این گونه بود که، سخت شگفت زده شدند و آن «ردِ پا» را دنبال کردند و به چند گوزن شمالی برخورد کردند که با سم‌های نیرومند خود، یخ‌ها را می‌شکستند و بنفشــه‌های کــوهیِ سـرشـار از مواد روغنی را می‌خورد. بی اختیار فریاد برآوردند :

«گئوسپنتا» یا (گاو مقدس). آن‌ گاوها را به زیر آوردند و نخست خونش را نوشیدند و…، زندگی از سر گرفتند.

هنگامی‌که این آگاهی به ورنشینان رسید، آن روز را روزنو یا نوروز نامیدند و جشن برپا کردند یعنی با شادی به نیایش کردگار جهان برخاستند.

پایه‌گذاری نوروز در روزگار جمِ وی ونگ‌هان و کمابیش در سال‌های ۹۵۰۰ تا۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح (۱۰۱۲۱ تا ۹۶۲۱ پیش از هجرت پیامبر / ۷۷۳۲ تا ۷۲۳۲ پیش از میلاد زرتشت)، می‌بوده است.

از آن‌جا که ایرانیان، آگاهی‌های بسیاری در زمینهٔ اختر شناسی داشتند، برای ماندگاری و فراموش نشدن هنگام آن، تاریخِ آن‌را به روز اول فروردین یعنی تعادل بهاری جابجا کردند یا آن روز، به راستی یکم فروردین ماه بود.

درفش یگانگی همهٔ مردمان ایرانی‌تبار و همهٔ سرزمین‌های ایرانی‌نشین

هر ساله در آغاز نوروز، در شهر مزارشریف، با بلند کردن میلهٔ نوروزی، جشن سال نو، آغاز می‌گردد.

این آیین، یا آیین برافراشتن میلهٔ نوروزی در شهر بلخ که نمادی از پرچمِ همبستگی همهٔ مردمان ایرانی‌تبار و همهٔ سرزمین‌های ایرانی‌نشین است، چنان دیرین است که در «ون‌دی‌داد» (پیش‌داد) از شهر بلخ، به نام «بلخ افراشته درفش» یاد می‌شود.

در بند هفتم فرگرد یکم ون‌دی‌داد (پیش‌داد) که از سرزمین‌های اهورا آفریده نام می‌برد، می‌خوانیم :

چهارمین سرزمین و کشور نیکی که من «اهورامزدا» آفریدم، «بلخ» زیبای افراشته درفش بود.

می‌دانیم که تورانیان در دوران گشتاسب، ایران‌زمین را مورد آفند قرار دادند و در آتش‌کده‌‌‌ی بلخ، چندان کُشتند که آتش مقدس، از خون آنان فرو مرد. پاره‌ای از بن‌نبشت‌ها (مدارک و مآخذ) گویای آن هستند که در این گیر و دار، اشو زرتشت نیز به شهادت رسید.

در این شهر بود که اخترشناسان پایگاه اخترشناسی بلخ که از دانش پیش‌رفته‌ای در زمینهٔ اخترشناسی برخوردار بودند، ساعت و دقیقه درست گذر کردن خورشید را از برج حوت(ماهی) به برج حمل یا بره (لحظهٔ نوروز) را حساب می‌کردند و در این لحظه‌ بود که با برافراشته شدن میلهٔ نوروزی، جشن‌‌های سال نو، در سرتاسر فلات ایران و همهٔ سرزمین‌های ایران فرهنگی آغاز می‌گردید. از آن‌جا که این میله را با گل‌های سرخ می‌آراستند، آن را «میلهٔ گل‌سرخ» نیز می‌نامند. جشن گل‌سرخ که تا دوران صفویان و حتا آغاز قاجاریان، به گستردگی برپا می‌شد، وابسته به آن است.

برای برافراشتن میلهٔ نوروزی (میلهٔ‌گل‌سرخ) و یا پرچم وحدت همهٔ مردمان ایرانی‌تبار و همهٔ سرزمین‌های ایرانی‌نشین، چندین هزار تن از راه دور و نزدیک، گرد می‌آمدند و هنگامی که ساعت تحویل سال در شب‌هنگام بود، آتش‌های بزرگ می‌افروختند.

امروزه، برای این که کارِ گردآمدن مردمان آسان‌تر گردد و مراسم از نظر باشندگان، افت و خیز نداشته باشد، میلهٔ نوروزی یا

«درفش وحدت» را در ساعت ۸ بامداد نوروز، برپا می‌کنند.

در زمان‌های پیش، بلخِ زیبای افراشته درفش، بر اثر یک زمین‌لرزه ی پرقدرت، به کلی نابود شد و شهر به جای امروزین آن، یعنی قریه «خیر» که آتش‌کدهٔ پیشین بلخ نیز در آن‌جا قرار داشت، جابه‌جا شد. با بنای «مزارشریف»، بر فراز آتش‌کدهٔ بلخ، قریهٔ خیر به شهر مزارشریف، معروف گشت که به حضرت علی(ع) نسبت داده می‌شود.

از چند روز پیش از آغاز سال نو، مردمان از سرتاسر سرزمین‌های ایرانی‌نشین در خوارزم و فرارود، هندوستان و پاکستان، ایران و… برای حضور در برافراشتن میلهٔ نوروزی، به شهر مزارشریف می‌روند.

ساعت ۸ بامداد که لحظهٔ برافراشتن میلهٔ نوروزی یا درفش یگانگی همهٔ مردمان ایرانی‌تبار و همهٔ سرزمین‌های ایرانی‌نشین است، کمابیش یک‌صد هزار تن از زن و مرد و کودک در دشت لاله‌های سرخ شادیان،گرد هم می‌آیند.

در این ساعت، میله را که با گل‌های سرخ دشت شادیان تزیین شده است، در میان شور و شادی باشندگان، برمی‌افرازند و تا چهل روز، برافراشته می‌ماند.

جشن‌گاه، آکنده از سرور است و پایکوبی و شادمانی و از آیین‌های این جشن، هم‌خوانی سرود «میلهٔ نوروزی» است :

پیراهن زردوز/ پوشیده‌ای امروز/ در میلهٔ نوروز

بر قامت زیبا و رسایت، مزه میده

آیم به درِ تو/ گیرم خبرِ تو/ قربان سرِ تو

هر مهر و وفا، ناز و ادایت، مزه میده

با عشوه و تمکین/ با خندهٔ شیرین/ بر عاشق مسکین

ای شوخکِ دُردانه، جفایت مزه میده

پیراهن زردوز/ پوشیده‌ای امروز/ در میلهٔ نوروز

بر قامت موزون و زیبایت، مزه میده

چنین بود که در نوروز ۱۳۸۸، وزیران امور‌خارجه سه کشور فارسی‌زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان، در ساعت ۸ بامداد، در آیین برافراشتن میلهٔ نوروزی، به نمایندگی از سوی همهٔ مردمان ایرانی‌تبار و همهٔ سرزمین‌های ایرانی‌نشین، شرکت جستند. بدون هرگونه دودلی، این اجتماع تبلور فراگشتی بود که از تجزیهٔ ایران آغاز گردید، و سرانجام، به وحدت خواهد انجامید.

پی‌نوشت‌ها :

۱ـ اهنودگاه ـ یسنه، هات ۳۰ بند ۳

۲ ـ اشتودگاه ـ یسنه، هات ۴۵ بند ۲

۳ ـ اهنودگاه ـ یسنه،هات ۳۰ بند ۴

۴ ـ نوروزنامه ـ رر ۹ ـ ۸

۵ ـ همان ـ رر ۱۰ ـ ۹

۶ ـ المتحابین و الاضداد / جشن های آب ـ ر ۸۰

۷ ـ التفهیم لاوایل صناعه‌التنجیم ـ به تصحیح استاد جلال همایی ـ تهران ۱۳۵۰ ـ ر ۲۵۳

۸ ـ فرهنگ جهانگیری ـ ج ۲ ـ ر ۲۱۱۸

۹ ـ جشن های آب ـ ر ۷۵

بر گرفته از تارنمای ایران بوم

***

نوروز در تاجیکستان، از گل گردانی تا جفت براران

Nourooz Tajikestan1

تاجیکستان یکی از کشورهای حوزه تمدنی ایران است که بسیاری از آیین های ایرانزمین را، پابه پای دیگر کشورهای این حوزه، برپا می دارد.
نوروز در این کشور از جایگاه ویژه ای بر خوردار است و جدا از اینکه مردم تاجیکستان آداب نوروز را به جا می آورند، دولت تاجیکستان نیز تعطیلات ویژه ای برای نوروز در نظر گرفته و کارناوال هایی به مناسبت نوروز در شهرهای مختلف این کشور برپا می شود و همین امر نوروز در تاجیکستان را نوروزی متفاوت و دیدنی کرده است.
نوروز در تاجیکستان به نام جشن بزرگ معروف است و تاجیکان در نوروز و در اماکن عمومی، سفره هفت‌سین پهن می‌کنند. سیب، سبزه، سرکه، سنجد، سکه، سیر و سُمُنک (سمنو) اجزای اصلی تشکیل دهنده سفره هفت سین هستند.
هر ساله یکی از شهرها یا بخش‌های تاجیکستان برگزاری مراسم نوروز را به عهده می‌گیرد و میزبان مراسم اصلی نوروز یا همان جشن بزرگ می‌شود. این جشن اصلی‌ترین جشن نوروز است اما در شهرهای دیگر نیز جشن‌هایی برگزار می‌شود.
شهرستان تورسون زاده در ۶۰ کیلومتری غرب شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان امسال میزبان مراسم اصلی نوروز در این کشور بود. استاندار این منطقه اعلام کرد برای برپایی جشن بزرگ نوروز تاجیکستان در تورسن زاده بیش از یک کیلومتر خیابان اصلی این شهرستان گل‌کاری شده و برای روز نوروز هم مراسم باشکوهی ترتیب داده شد.

Nourooz Tajikestan2

معمولاً در این مراسم که با حضور گسترده مردم و مقامات دولتی برگزار می‌شود، مراسم رقص و شادی با حضور خوانندگان برگزار می‌شود و شخصیت‌های برجسته فرهنگی پیرامون اهمیت نوروز و پاسداشت فرهنگ ایرانشهری سخن می‌گویند. همچنین سفره هفت سین بزرگی نیز با اجرای مراسمی ویژه گسترده می‌شود. شاعران برجسته تاجیک نیز به شعرخوانی می‌پردازند. مقامات رسمی کشور نیز سال نو و جشن بزرگ نوروز را در سخنانی شادباش می‌گویند.
در خانه تاجیکان روزهای پیش از نوروز شور و تکاپویی ویژه بر پاست. زنان خانواده با آرزوی پرباری و برکت سال نو، جلد منقش کلاه‌های گردی را به آرد می‌زنند و بر دیوارهای دودخوردهٔ خانه، نقش گل می‌آفرینند. کودکان با گچ سفیدروی دیوار نقش گل و بلبل و آهو و بز کوهی می‌کشند. رنگ سفید در روزهای نوروز نقش نمادین دارد و همه جا به چشم می‌خورد.
درحالی که زنان و کودکان سرگرم آرایش خانه هستند، مردان خانواده شاخه‌های بلند درختان را می‌برند و با کارد روی آنها گل می‌تراشند. سپس شاخه‌های آراسته را با ندای شگون بهار مبارک! وارد خانه می‌کنند و در سوراخ‌های پنج ستون خانه استوار می‌کنند. این آیین‌های کهن هنوز در بسیاری از خانواده‌ها انجام می‌شود.
پخت سُمُنک در شب سال نو، آیینی همگانی است و در بیشتر خانواده‌ها انجام می‌شود. کسانی که در این آشپزیِ جمعی حضور می‌یابند، به آوازخوانی و دف‌زنی هم می‌پردازند و معمولاً سرودی را همخوانی می‌کنند که این بیت، بخشی از آن است:
سمنک در جوش، ما دفچه زنیم
دگران در خواب، ما کفچه زنیم (کفچه = ملاقه)
هفت سین‌های تاجیکان سفره‌هایی بزرگ است که زنان و دختران خانواده سعی می‌کنند با دقت آن را هر چه زیباتر و مفصل‌تر بیارایند.
در شب نوروز در مزار بزرگواران که در بدخشان تاجیکستان آستان گویند، آتش روشن می‌کنند و مردم به زیارت مزارها می‌روند و سنگ آتش را سه بار می‌بوسند و به دیده‌ها می‌مالند. این آیین می‌تواند بازماندهٔ رسم زرتشتی فروردینگان باشد که اکنون هم در میان زرتشتیان معمول است. در بسیاری از نقاط ایران نیز آخرین پنجشنبه آخر سال را برای درگذشتگان خانواده غذا و حلوا و خیرات می‌پزند و به فقرا می‌دهند و همچنین یکی از سبزه‌هایی که برای نوروز آماده کرده‌اند را به مزار درگذشتگان می‌برند و مزار او را غبارروبی می‌کنند.
در روز نوروز در تاجیکستان دختران جوان با لباس‌های تازه و رنگارنگ میان درختان باغ تاب می‌بندند و تاب بازی می‌کنند. در حالی که یکی مشغول تاب سواری است، دیگران دف می‌زنند و سرودهای نوروزی می‌خوانند و تاب هر دختری بالاتر برود، برایش در طول سال نو بخت بلندتری را پیش‌گویی می‌کنند.

Nourooz Tajikestan3

یکی دیگر از آیین‌های نوروزی در تاجیکستان کلاً غزغز است. کودکان و نوجوانان و گاه افراد بزرگ‌سال روسری می‌بندند و گروه کو به کو می‌گردند و با شعر و شعارهای نوروزی به خانه‌های مردم سر می‌زنند. در جریان این آیین برخی به خواسته‌های دیرین خود می‌رسند اما برای برآورده شدن خواسته‌شان این افراد باید روسری خود را به گونه‌ای بر فراز خانه‌ها پرت کنند که از راه روزنه واقع در مرکز سقف خانه‌های چارگوش بدخشی، به درون خانه بیفتد. آن گاه آن فرد خوش اقبال می‌تواند با ندای بلند ای پدر، برخیز، نوروزی بیار از صاحب‌خانه ارمغان نوروزی بخواهد. در گذشته خواسته‌ها فروتنانه بود و به شیرینی و حلوا محدود می‌شد. اما اکنون برخی ترجیح می‌دهند تلفن همراه و دستگاه ضبط صوت و چیزهایی از این دست هم بخواهند.

در این آیین، گاه شعر زیر را نیز می‌خوانند:
نوروز شد و لاله خوش‌رنگ برآمد
بلبل به تماشای دف و چنگ برآمد
مرغانِ چمن جمله بکردند پرواز
مرغ دل من، از قفس تنگ برآمد

در برخی مناطق روستایی تاجیکستان، مانند سغد، ختلان، رشت، زرافشان و حصار، آیینی به نام گل گردانی وجود دارد که در آن، پسران جوان به دشت و دمن می‌روند و گل می‌چینند و به خانه‌های اهالی روستا می‌آورند و در ازای این کار، آب‌نبات و شیرینی و کشمش می‌گیرند.
در پامیر که منطقه‌ای کوهستانی در خاور تاجیکستان است، نوروز را جشن شگون‌بهار (shogun bahor) می‌نامند. پامیری‌ها آیین‌هایی منحصر به فرد هم دارند. مثلاً در جشن شگون‌بهار، رسم است که شوهر شاخه‌ای پرگل از درخت بید به همسرش می‌دهد و می‌گوید: «شگون‌بهار مبارک» و زن نیز اندکی آرد به روی شانه راست شوهرش می‌زند و می‌گوید: «به روی شما مبارک». زن شاخه‌های درخت بید را تا شگون‌بهار سال آینده از سقفِ خانه آویزان می‌کند.
در بسیاری از خانواده‌های تاجیک هنوز نوزادانی که روز ۲۰ یا ۲۱ مارس (مطابق با اول نوروز) در استان بدخشان تاجیکستان به دنیا می‌آیند، به دلیل محبوبیت فراوان جشن نوروز در این سرزمین، نوروز یا نوروزشاه یا نوروزگل نام می‌گیرند.
شماری هم چه در گذشته و چه اکنون با استفاده از این فرصت از دختر خانواده خواستگاری می‌کنند. پدر خانواده مجبور است به خواسته‌های مهمان تن دهد، چون بنا به باور مردم، در روز نوروز کسی نباید زیر روزنه خانه را ناامید ترک کند.
آتش‌بازی هم از مراسم رایج نوروزهای تاجیکستان است. جوانان دور هیمه آتش رقص و بازی می‌کنند و از فراز آن می‌جهند و می گویند: ˈزردی من از تو، سرخی تو از منˈ.
از دیگر آیین‌های تاجیکستان در نوروز یکی دیگر از مراسمی که در گذشته پیش از کاشت و کار کشاورزان و چند روز قبل از نوروز با آرزوی پر برکت شدن محصولات برگزار می‌شود، مراسم جفت براران است. جفت براران در اکثر محل‌ها در اواخر ماه حوت تشکیل می‌شود. در این مراسم همهٔ اهل خانواده شرکت می‌کنند. کشاورزان نیز پلو، نان فطیر و یا غذای مربوط به مراسم را تهیه کرده و ۱۵ تا ۲۰۰ نفر از کهنسالان را دعوت می‌کردند و بعد از غذا نیز این عبارات را می‌گفتند: «مزید نعمت، زیاده دولت، برآر کار، صحت و سلامتی خرد و کلان، رسد به بابای دهقان، خوش آمدید میهمانان»
یکی از دیدنی‌ترین جشن‌های نوروز جشنی است که در تاجیکستان برگزار می‌شود.

بر گرفته از تارنمای خبری-تحلیلی دماوند

***
تاجیکستان نیز با برگزاری مراسم نوروز به استقبال بهار رفت

در مراسمی که به این مناسبت روز ۲۱ مارس در شهر تورسون‌زاده واقع در ۶۰ کیلومتری دوشنبه پایتخت این کشور برگزار شد، امامعلی رحمان، رئیس جمهور تاجیکستان به همراه مردم به رقص و پایکوبی پرداخت.

***

نوروز در تاجیکستان

مجموعه: فرهنگ زندگی

مراسم سنتی نوروز , نوروز باستانی

مردم تاجیکستان با حضور در پارک ها شهر دوشنبه نخستین روز بهار را جشن می گیرند

Tajikestan Sabzeh

تاجیکان فارسی زبان که سالیان زیادی زیر سلطه نظام شوروی سابق بودند پیش از دو دهه است که دل به آیین‌های نیاکان از جمله نوروز باستانی بسته‌اند و اکنون آنها همراه با ایرانیان و دیگر مناطق فارسی زبان نوروز را به عنوان یک جشن ملی تجلیل می‌کنند. تا قبل از سال ۱۳۷۰ ، رژیم کمونیستی شوروی سابق که ۸۰ سال بر جمهوری‌های آسیای میانه از جمله تاجیکستان تسلط داشت تلاش می‌کرد که خاطرات و فرهنگ نوروزی از مردم تاجیکستان زدوده شود اما تاجیکان با پایبندی به سنت‌های اصیل خود نوروز را زیر عناوین ˈعید بهار ˈ و ˈجشن کشاورزانˈ زنده نگه داشتند. اگرچه در حال حاضر هم گروه های تندروی مذهبی در این کشور در تلاشند این آیین ملی را محدود کنند. عید نوروز در تاجیکستان و برخی دیگر از نقاط آسیای مرکزی “عید سر سال”یا “عید سال ‏نو”نامیده می شود.

در آستانه عید نوروز؛ شهر دوشنبه و به خصوص بدخشان تاجیکستان حال و هوای خاصی دارند . خانه تکانی ، جنب و جوش مردم تاجیک برای آذین بندی خیابان ها و منازل برای استقبال از بهار و برپایی جشن نوروز ، شنیدنی و دیدنی است . تاجیک ها که زن و مرد همدوش یکدیگر به کار و فعالیت مشغول اند، با رسیدن بهار و عید نوروز هیچ کینه و کدورتی در دل ها نمی ماند ، زیرا نوروز عید محبت ، عشق ورزی و دوستی است.

در این راستا روز نوروز معمولاً امام علی رحمان، رییس‌جمهور در یک اجتماع بزرگ سخنرانی می‌کند و مراسمی متشکل از بخش‌های مختلف رقص و تئاتر مقابل او اجرا می‌شود. اما حضور در این مراسم معمولاً بی‌اجازه و هماهنگی قبلی (ولو وقتی در استادیوم برگزار می‌شود) غیر ممکن است و البته محافظان روس او به میهمان‌نوازی تاجیک‌ها نیستند.

آشنایی با آداب و رسوم نوروز در استان بدخشان تاجیکستان
عید نوروز در کشور تاجیکستان به عنوان نماد هویت و فرهنگ شناخته می شود. مردم تاجیک همچون دیگر اقوام ایرانی تبار آداب و آیین خاصی برای مراسم نوروز دارند و روز نوروز در تاجیکستان با سال شمار دهقانی تاجیکی اول ماه حمل و با حساب میلادی ۲۱ یا ۲۲ مارس شروع می شود که به نام ‘خیدیر ایام’ یعنی جشن بزرگ معروف است. جشن نوروز برای مردم تاجیکستان، به‌ویژه بدخشانیان، جشنی ملی و دیرینه است.

تاجیک‌ها از نوروز به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند.در این ایام دید و بازدید از اقوام و بزرگان صورت می گیرد. به مزارها می روند و قرآن و دعا می خوانند. هم چنین در بدخشان مدیحه سرائی در وصف پیامبر و امامان معصوم انجام می دهند.در مقابل در شب نوروز در مزار بزرگواران که در بدخشان تاجیکستان آستان گویند، آتش روشن می کنند و مردم به زیارت مزارها می روند و سنگ آتش را سه بار می بوسند و به دیده ها می مالند. این آیین می تواند بازماندۀ رسم زرتشتی فروردینگان باشد که اکنون هم در میان زرتشتیان معمول است.

تعدادی از مراسم این جشن در تاجیکستان با مراسم سنتی آن در ایران مشترک است، اما بعضی از این مراسم مختص مردم تاجیکستان است که به تعدادی از آنها اشاره خواهد شد:

۱-“خیدیر ‏ایام” یا جشن بزرگ:
تاجیکان هم چون دیگراقوام ایرانی نژاد ‏آیین و آداب خاصی برای جشن ‏نوروز دارند. ‏روز نوروز در تاجیکستان با سال شمار دهقانی تاجیکی اول ماه حمل و با حساب میلادی ‏‏۲۱ یا ۲۲ مارس شروع می شود که به نام “خیدیر ‏ایام”یعنی جشن بزرگ معروف است.‏ ‏تاجیکان، برخلاف سال های جدایی از سرزمین نیاکان خود ایران زمین، هیچ گاه سنت های ملی خویش را فراموش نکردند و هر سال عید نوروز را با برگزاری آیین های ویژه جشن گرفته اند. مردم فارس زبان تاجیکستان که در آغوش طبیعت سرسبز منطقه آسیای مرکزی زندگی می کنند شعر و ادب فارسی را از نیاکان خود به میراث برده اند و مردمانی فرهنگ دوست و پایبند به آداب و سنت های پیشینیان خود هستند.

با وجود این که در دوران حاکمیت شوروی سابق ، روس ها با هدف یکسان سازی فرهنگی در جمهوری ها برگزاری سنت های ملی را ممنوع کرده بودند اما مردم مسلمان و فارس زبان تاجیکستان هیچ گاه از سنت ملی و مذهبی خویش دست نکشیده اند. تاجیکستان ؛ یکی از سه کشور فارسی زبان جهان روزهای قبل از فرارسیدن بهار همراه و همدوش با ملت ایران و افغانستان به استقبال عید نوروز می روند تا بار دیگر آن را در دوران استقلال خویش با شکوهی بیشتر برگزار کند. همزبانی و قرابت فرهنگی ایرانیان و تاجیکان موجب شده است تا هر ساله بر شمار کسانی که در این ایام مقصد تعطیلات نوروزی خود را تاجیکستان انتخاب می کنند، بیشتر می شود.

آیین های جشن عید نوروز و آغاز سال نو از آداب و رسوم مردم تاجیکستان و برجای مانده از فرهنگ ایران زمین در این کشور است . مردم این کشور همانند مردم دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایران از شب چهارشنبه سوری با برپایی آیین های جشن سنتی به استقبال عید نوروز می روند. تاجیک ها چهار روز تعطیلات رسمی برای نوروز دارند و در این مدت، سکوهای موقت کنسرت در گوشه و کنار شهرها بر پا می‌شود که تا روزها پس از این ایام شاهد شادی و پایکوبی مردم است. علاوه بر آن ، همه شهرها و روستاها نیز مراسم سنتی دست افشانی و شادمانی دارند.

۲- خانه تکانی و سفره “دسترخان”:
خانه تکانی یا جاروب بندان یکی از این آیین‌هاست که معمولا روز ۱۹ مارس برگزار می‌شود. در روز های عید ،مردم تاجیک همه لباس نو می پوشند ، به ویژه کودکان ، زنان و دختران با پوشیدن لباس های رنگارنگ که نقشی از گل های بهاری دارند به شکوه این جشن می افزایند. نوروز را هر اداره، کارخانه و نهادهای دولتی و غیردولتی به طور دسته جمعی جشن می گیرند و مردم روستاها و قصبه ها نیز مراسم جشن نوروز را برگزار می کنند. “عطار نیشابوری ” ؛
جهان از باد نوروزی جوان شد / زهی زیبا که این ساعت جهان شد
شمال صبحدم مشکین نفس گشت / صبای گرم رو عنبر فشان شد
تو گویی آب خضر و آب کوثر / ز هر سوی چمن جویی روان شد

مردم تاجیکستان به ویژه “بدخشانیان” در ایام عید نوروز خانه تکانی و ظروف خانه را کاملا تمیز می کنند تا گردی از سال کهنه باقی نماند و برابر رسم دیرینه نوروز، قبل از شروع عید نوروز بانوی خانه وقتی که خورشید طلوع کرد دو جارو را که سرخ رنگ است و در فصل پاییز از کوه جمع آوری کرده و تا جشن نوروز نگاه داشته در جلوی خانه راست می گذارند، زیرا رنگ سرخ برای این مردم رمز نیکی و پیروزی و برکت است.

پس از طلوع کامل خورشید هر خانواده می کوشد هرچه زودتر وسایل خانه را به بیرون آورده و یکپارچه قرمز را بالای سر در ورودی خانه بیاویزد که این معنی همان رمز نیکی و خوشی ایام سال است . سپس درها و پنجره ها باز می شوند تا هوای نوروزی و بهاری که حامل برکت و شادی است وارد خانه شود. حتی آنها دیگ هایی را که سیاه شده اند را با خاک مخصوص به رنگ سفید در می آورند که به معنی نو شدن است. کودکان با گچ سفید روی دیوار نقش گل و بلبل و آهو و بز کوهی می‌کشند. رنگ سفید در روزهای نوروز نقش نمادین دارد و همه جا به چشم می‌خورد. مردان خانواده شاخه‌های بلند درختان را می‌برند و با کارد روی آنها گل می‌تراشند. سپس شاخه‌های آراسته را با ندای ˈشاگون بهار مبارک!ˈ وارد خانه می‌کنند و در سوراخ‌های پنج ستون خانه استوار می‌کنند.

تاجیک ها هم تقریبا هم چون ایرانی ها سفره هفت سین می چینند که به آن سفره “دسترخان” می گویند اما جشن نوروز را برخلاف ایرانی ها به خیابان ها می کشاندند تا همه در آن شریک باشند در واقع نوروز در تاجیکستان فقط به خانه ها نمی آید بلکه تمام شهر را متحول می کند.

مراسم سنتی نوروز , نوروز باستانی

آداب و رسوم نوروز در استان بدخشان تاجیکستان

۳- مراسم حوت:
مردم به‌ویژه کشاورزان از گذشته مراسم خاصی پیش از نوروز داشتند یکی از این مراسم مراسم حوت نام دارد. حوت از نظر کشاورزان آخرین ماه سال بود و به همین دلیل به عنوان زمانی مناسب برای کشت و کار بهاری انتخاب می‌شده است. در این مراسم مردم با فراهم کردن ملزومات جشن سه شب اول ماه حوت ار در مهمانی‌ها گرد هم می‌آمدند و در اططاف آتش به شنیدن موسیقی، رقصیدن یا بازی می‌پرداختند.

۴-مراسم گل گردانی:
یکی دیگر از مراسم مهم وابسته به نوروز و کارهای کشاورزی ˈگل گردانیˈ نام دارد. مراسم گل گردانی را ˈبایچیچکˈ یا ˈبایچیچک گوییˈ نیز می‌نامند.
مردم تاجیک از زمان های قدیم به مناسبت بیداری طبیعت و آغاز شکوفه دهی گل‌ها و درختان به گل گردانی می‌پرداختند. در گذشته وظیفه گل گردانی به عهده بزرگسالان بود. اما این مراسم اکنون در اکثر محل ها توسط بچه ها و جوانان انجام می شود. این مراسم به این صورت اجرا می شود که پیش از فرارسیدن نوروز گل گردان ها و کودکان به دره و کوه و دشت و تپه رفته و از آنجا گل زردک یا سیاه گوش (بایچیچک) می‌چینند. سپس با دسته‌های گل، روستا به روستا می‌گردند و به ساکنان آن‌ها، مژده رسیدن بهار و پایان یافتن زمستان و آغاز کشت و کار بهاری را با اشعاری می‌سرایند

جشن ˈبایچیچکˈ یا ˈگل بهمنˈ روز و یا گل گردانی تاریخ به خصوصی ندارد و وابسته به میل طبیعت است و هرگاه نخستین گل های بهمن جوانه بزنند و کودکان این گل ها را پیدا کنند، مژد رسیدن بهار در کوی و برزن طنین می اندازد.
جانییک اسراریانˈ شخصیت فرهنگی تاجیک می‌گوید: این مراسم در مکان‌های مختلف بهنام‌های خاص نامیده می‌شود بطور مثال مردم ˈدره حصارˈ و تاجیکان استان ˈسرخان دریاˈ و در ازبکستان این مراسم را با نام ˈگل گردکˈ برگزار می کنند.

۵-گلگشت نوروزی:
ساکنان شهر دوشنبه و حومه آن با رفتن به بوستان ها و مراکز تفریحی ‏که آن را “گشت عیدانه ” می نامند، آغاز عید نوروز در این کشور را جشن می گیرند . جشن نوروز در تاجیکستان پنج روز ادامه دارد و تمام اداره ها و دستگاه های دولتی در طول ‏این ایام تعطیل خواهد بود. این در حالی است که در در برخی از مناطق شمال افغانستان ‏حدود ۴۰ روز نوروز را جشن می گیرند.‏

مردم تاجیکستان با حضور در پارک ها و اماکن عمومی و تفریحی شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان نخستین روز بهار را جشن می گیرند. این مراسم که به گلگشت نوروزی معروف است در همه شهرها و روستاهای تاجیکستان برگزار می شود. عرضه سفره های هفت سین و لباس های رنگارنگ محلی در قالب نمایشگاه های خیابانی ، پخت غذاهای ملی ، جنگ کبک ها و مسابقات کشتی گیری از مراسم هایی است که در جریان برگزاری مراسم گلگشت نوروزی اجرا می شود و اماکن عمومی این کشور در این هفته آکنده از عطر خوراکی‌های محلی و رنگ‌های شاد است. تاجیک ها در اولین روز بهار ، با ماکت با شکوه تخت جمشید جشن ها و فستیوال نوروزی را آغاز می کنند.

جشن‌ های نوروزی درتاجیکستان با این رسم که جشن ‌های مفصل معمولاً باید در تفرجگاه‌های خارج شهر برگزار‌شوند ، تاجیک‌ها به “گلگشت نوروزی ” می روند ، همانند؛ شهر دوشنبه ، “شهرک وحدت” با داشتن پارکی بزرگ و در خجند «کالخوز اربابی» با باغ‌های وسیع اطرافش ، میزبانان مراسم گلگشت نوروزی می‌شوند و با چای کبود و نان رایگان از مهمانان و فقیرترها پذیرایی می کنند و اگر «آش پلو»ی رایگان هم باشد نور علی نور است. آش پلو را با نخود ، برنج، و پی گوسفند و آب زیاد می‌پزند. بندبازی، کشتی محلی و خروس جنگی – در مناطق روستایی جنوب- از دیگر مراسم در این روزها به شمار می‌رود.

حافظ در غزلی گفته:
ز کوی یــــار مــی‌آید نسیــم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن / که قارون را غلطهــا داد سودای زرانــدوزی
ز جام گل دگر بلبل چنــان مست می لــعلست / که زد بر چـــرخ فیروزه صفیر تخـــت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبــار غم بیفشانی / به گلزار آی کــز بلبل غزل گفــتن بیامـوزی

۶- مراسم جفت براران:
یکی دیگر از مراسمی که در گذشته پیش از کاشت و کار کشاورزان و چند روز قبل از نوروز با آرزوی پر برکت شدن محصولات برگزار می‌شود، مراسم «جفت براران» است. جفت براران در اکثر محل‌ها در اواخر ماه حوت تشکیل می‌شود. در این مراسم همه اهل خانواده شرکت می‌کنند. کشاورزان نیز پلو، نان فطیر و یا غذای مربوط به مراسم را تهیه کرده و ۱۵ تا ۲۰ نفر از کهنسالان را دعوت می‌کردند و بعد از غذا نیز این عبارات را می‌گفتند: «مزید نعمت، زیاده دولت، برار کار، صحت و سلامتی خرد و کلان، رسد به بابای دهقان، خوش آمدید میهمانان».

۷-مراسم سومنک پزی:
سمنوپزان یکی از این آیین‌های نوروزی در تاجیکستان است. سمنک یا سمنو از بهترین غذاهای نوروزی است که از جوانه گندم و آرد تهیه می شود و یکی از اجزای اصلی سفره هفت سین یا خوان نوروزی به شمار می آید. البته مراسم سمنوپزان در کشورهای افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان مهم ترین رسم نوروزی است. با وجود این، این خوراکی در این کشورها به ندرت در طول سال خورده می شود و تنها در نوروز زینت بخش سفره های نوروزی است. این غذا در کشورهای دیگر به نام های سمنی٬ سوملک٬ سومنک و سومولوک هم شناخته می شود. اما در تاجیکستان مهم ترین خوراکی تاجیکان برای نوروز که در تمام مناطق تاجیکستان عمومیت دارد، سمنو است که هنگام پختن آن نواهایی نظیر،ˈبوی بهار است سمنک، آش نهار است سمنک، از گل گندم سمنک، خوردن مردم سمنکˈ را سر می دهند.

آیین تهیه و پخت سمنک یا سمنو در همه مناطق این کشور هنوز هم باقی است و پس از اعلام استقلال به جدول جشن‌های رسمی عید نوروز وارد و دوباره احیا شده است. آیین پخت سمنک نوروزی که تا به حال بیشتر خاص مردم روستاهای تاجیکستان بود، هم اکنون در میان ساکنان شهرها نیز اجرا می شود.

سمنک را در تاجیکستان عمدتا زنان می پزند و برای این کار از قبل در ظروف رو باز گندم را به خیس می گذارند و تا زمان سبز شدن دانه های گندم انتظار می کشند. در روزهای آمادگی برای برپایی جشن نوروز شیره گندم را با آرد مخلوط کرده به دیگ می‌ریزند و روی آتش برای پخت می‌گذارند. پخت سمنک از صبح زود دو روز قبل از عید آغاز می شود و برای این که سمنک خیلی دیر می‌پزد، زنان طباخ گرد دیگ جمع شده و تا پخت آن با زدن دف در وصف نوروز ترانه می‌خوانند.

به عقیده تاجیک‌ها، در زمان پخت سمنو از حکایت های مذهبی و دینی می گویند، به خصوص از حضرت فاطمه زهرا که به گفته آنان در آن زمان به عنوان طعام استفاده می کردند. هم چنین حاجتمندان می‌توانند حاجت بگیرند و بیماران نیز شفا یابند و به این خاطر سمنو به معنی استقبال از بهار و در بین تاجیک‌ها شفابخش است.در مراحل آخر پخت این خوراکی عیدانه زنان با آرزوی نیک به داخل دیگ سمنک هفت دانه سنگ خرد و چهارمغز (گردو) می‌اندازند. گفته می‌شود هنگام توزیع سمنو این سنگ‌ها و گردوها به کاسه هر کسی افتاد، وی به آرزویش خواهد رسید.

۸-مسابقه بزکشی:
مسابقه بزکشی هم یکی دیگر از برنامه های جدا نشدنی از جشن نوروز در تاجیکستان است. لاشه بز را وسط میدان می گذارند و از بلندگویی که روی کانتینری آن سوی میدان نصب شده در هر دور، مقدار جایزه و نام کسبه ای که هزینه جایزه این دور را متقبل شده اعلام می کنند. بعضی ها شرکت می کنند و آن هایی که جایزه باب میل آنان نباشد اطراف میدان سوارکاری یورتمه می روند تا دور بعدی آغاز شود.

مسابقه تا جایی که جایزه دهنده ای باشد ادامه پیدا می کند. در زمین بازی میدان بزکشی دو تکه پارچه قرمز بیش از هر چیز جلب توجه می کند، یکی پرچم جایی که مقصد نهایی لاشه بز است و دیگری دستار داور مسابقه که با ریش سفید و بلندش وسط میدان ایستاده است. مسابقه بزکشی شاید تنها میراث باقی مانده ای است که حس جنگ های سلحشورانه باستان را در ذهن هر تماشاگری تداعی می کند.

۹-شاگون بهار مبارک:
در بدخشان در شب دوم سال نو از کله و پاچه گوسفند وگندم غذای مخصوصی تهیه می کنند که به آن “باج” می گویند. تاجیک ها در نخستین روز نوروز، صبحانه را با انواع غذاهای شیرین صرف می کنند که عبارت است از حلوا، شیربرنج، غوز حماچ ، به این امید که تا پایان سال زندگی شان شیرین باشد. پس از صرف صبحانه پارچه سرخی را بالای در ورودی خانه می آویزند که آن را نشانه بهروزی و خوش بختی می دانند. آن گاه اثاث خانه را که از قبل تمیز کرده اند به طرزی نیکو می چینند، سپس پنجره ها را می گشایند تا نسیم نوروزی در زوایای خانه به گردش درآید. همه لباس تازه به تن می کنند و کوچک ترها در حالی که غنچه ای از گل سرخ در دست دارند نزد بزرگترها می روند و با گفتن”شاگون بهار مبارک” سالی خوش برایشان آرزو می کنند.

بر گرفته از جوی باران

***
نوروز از ماداگاسکار تا پاریس

نوروز سال ۱۳۶۱ بود. در حومه‌ی پاریس روزگار را به سر می‌بردم. سر کوچه، یک مغازه‌ی خشک‌شویی بود که متعلق به یک مرد و زن اهل جزیره‌ی ماداگاسکار بودند. بامداد نوروز که از خانه به در آمدم، دیدم که خشک‌شویی بسته است. چند روز بعد که گذارم به خشک‌شویی افتاد، دلیل بسته بودن مغازه را جویا شدم. در پاسخ گفتند «عید ما بود.» گفتم نوروز، گفتند آری.
پرسیدم مردم ماداگاسکار را چه کار با نوروز، گفتند که ما هندی تبار هستیم و پیرو آیین اسماعیلیه و افزودند که ما مراسم عید را در مسجدمان در پاریس برگزار می‌کنیم.

از آنان دعوت کردم که به خانه‌ی ما بیایند و از سفره‌ی هفت سین بازدید کنند که خیلی مورد توجه‌شان قرار گرفت و گفتند که ما هم سال آینده، سبزه سبز خواهیم کرد

برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره ۷۰، اسفند۱۳۹۰، صفحه ۳۶

***

همایش بررسی نقش رسانه ها در جهانی شدن نوروز در دوشنبه برگزار شد

Ghom garaei

به گزارش روز شنبه سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان این نشست فرهنگی، رسانه ای توسط مسئولان انجمن بین المللی روزنامه نگاران فارسی زبان «افروز» و هفته نامه ملت در کتابخانه استاد لاهوتی شهر دوشنبه و با حضور جمعی از سفرا و دیپلماتهای کشورهای فارسی زبان ، همچنین جمعی از اصحاب رسانه و اهل فرهنگ و ادب تاجیکستان برگزار شد.
‘حجت الله فغانی’ سفیر جمهوری اسلامی ایران در این نشست نوروز را به عنوان سکوی پرش از سردی و خمودگی به گرمی و تلاش و ظلمت به روشنایی دانست و افزود‌: این عید پیام آور همدلی، نوع دوستی و اعتدالگرایی در طبع و طبیعت و مقوم صلح در جهان است.
سفیر جمهوری اسلامی ایران با یادآوری ثبت جهانی ۲۱ مارس به عنوان «روز بین المللی نوروز و فرهنگ صلح» افزود، به عنوان عضوی از خانواده بزرگ نوروز و نماینده یکی از پیشگامان ثبت جهانی و میزبانی آن، خرسندم که علاوه بر چند صد میلیون نفر از ساکنان کشورهای منطقه مانند ایران، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان, آذربایجان ، اخیرا کشورهایی نظیر چین ، تانزانیا ، کنیا و مغولستان نیز برای پیوستن به قافله نوروز ابراز تمایل کرده اند.
فغانی ابراز امیدواری کرد که با یاری دست اندرکاران مطبوعات و اصحاب رسانه ، پیام ارزشمند نوروز که پیام آشتی ، همدلی، اعتدالگرایی و صلح دوستی است به همه نقاط جهان آسیب دیده از افراط و تفریط و خشونت ها و تعصبات کور فرقه ای ، قومی و مذهبی منتقل شود .
«عبدالغفار کمال» نماینده وزارت امور خارجه تاجیکستان نیز ضمن استقبال از جهانی شدن نوروز به اصحاب رسانه کشورهای حوزه نوروز تاکید کرد که اکنون وظیفه آنان این است که فرهنگ نوروز را هم جهانی کنند.
خانم «عدالت میرزا» ریس انجمن بین المللی روزنامه نگاران فارسی زبان افروز و سردبیر نشریه ملت هم گفت: نوروز راهی برای تحکیم همگرایی بین اقوام کشور های مختلف است.
سفیر جمهوری آذربایجان و نماینده سفارت افغانستان نیز در باره جایگاه ویژه نوروز در همبستگی کشورهای منطقه همچنین نقش رسانه ها در انتشار و توسعه پیام نوروز مبنی بر صلح و دوستی سخنانی ایراد کردند .

بر گرفته از تارنمای رودررو

***

معرفی کتاب “قومیت وقومیت گرایی در ایران؛افسانه و واقعیت”

نویسنده: دکتر حمید احمدی

ناشر: نشر نی، تهران

سال انتشار: چاپ نخست ۱۳۷۸

قیمت: ۵۸۰۰

ghomiat-hamid-ahmadi1

این کتاب ارزشمند پایان نامه دکتری علوم سیاسی حمید احمدی است که در ۱۹۹۵ در دانشگاه کارلتون در کانادا دفاع شد و یکی از منابع مهم درباره مساله قومیت ها در ایران است. نویسنده با افزودن مطالب تازه و روز آمد کردن آن، بر گردان پارسی آنرا به خوانندگان ایرانی ارایه داده است. این نخستین اثر جامع درباره سیاسی شدن مسایل زبانی و مذهبی در ایران معاصر است. نویسنده ضمن بحث نطری پیرامون مفاهیمی چون ملت، ناسیونالیسم، گروه قومی، ناسیونالیسم قومی و بسیج قومی، رهیافتهای غیر بومی بر آمده از بستر های تاریخی غربی را نقد کرده و چهارچوب نظری ویژه خود را برای تبیین سیاسی کردن مسایل قومی در ایران ارائه داده است. این چهارچوب نظری در رابطه با تحولات کردستان، اذربایجان و بلوچستان ایران به کار گرفته شده است. کتاب از ابعاد گوناگون از سوی خوانندگان و پژوهشگران ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است .

خرید آنلاین کتاب از آدینه بوک

http://www.adinebook.com/gp/product/964312424X

***

ترویج قوم گرایی در مقابل فرهنگ ملی ضربه آشکار به نظام هر کشور است

نوشته شده توسط تحریریه آذری ها

Ghom garaei

پروفسور گارنیک آساطوریان با حضور در نشست «موانع آموزش زبان گیلکی» که شامگاه سه شنبه به همت مجمع اسلامی فرهنگیان گیلان در پژوهشکده تعلیم و تربیت و به مناسبت روز جهانی زبان مادری برگزار شد، اظهار کرد: روزی که قانون تدریس زبان های بومی در ایران اجرا شود، فتیله یک بمب ساعتی در ایران روشن شده که در نهایت منجر به انفجار و تجزیه این کشور می شود.

وی افزود: اینکه طی سال های اخیر به فرهنگ بومی در ایران تا این اندازه توجه می شود جای خوشحالی است اما پدیده نگران کننده ای که خیلی باید مراقب آن باشیم، ترویج قوم گرایی در مقابل فرهنگ رسمی و ملی است.

آساطوریان تأکید کرد: حفظ زبان مادری زمانی خوب است که در مقابل زبان رسمی کشور قرار نگیرد.

وی ضمن نکوهش حرکت های افراطی قوم گرایی در برخی نقاط کشور گفت: متاسفانه برخی از این حرکت ها در خارج از ایران طرح ریزی می شود و اهداف دیگری دارد و برخی هم نادانسته به تداوم چنین روندی دامن می زنند.

رئیس دانشکده شرق شناسی دانشگاه اسلونی تصریح کرد: احساسات اساتیدی که برای زبان و فرهنگ بومی زحمت می کشند قابل درک است و همین که در گیلان طی چند سال گذشته، ده ها فرهنگ لغت و صدها جلد کتاب به زبان گیلکی منتشر شده، ارزشمند است ولی برخی چنان در مورد اهمیت زبان ماردی در کشور سخن می گویند که گویی مهمترین مساله کشور حفظ زبان های بومی است.

این استاد زبان شناسی ضمن توضیح ریشه های زبان های ایرانی و خواستگاه این زبان ها تاکید کرد: اکنون ۱۵۰ زبان زنده در ایران تکلم می شود و اگر قرار باشد آموزش و پرورش برنامه ای برای تدریس همه زبان های بومی داشته باشیم در یک شرایط مساوی باید برای تمام این زبان ها برنامه تدریس داشت.

آساطوریان خاطرنشان کرد: بر فرض اینکه چندین معلم و کتاب های ویژه تمام این زبان ها مهیا شود، این سوال مطرح است که کدام لهجه و یا گویش زبان های مذکور، معیار تدریس آن زبان خواهد بود؟

وی تنوع لهجه در زبان های گیلکی و تالشی را شاهد مثال آورد و ابراز کرد: اگر قرار باشد از همین امروز زبان گیلکی در مدارس و دانشگاه ها تدریس شود، زبان معیار لهجه گیلکی رشتی است، لهجه شرق گیلان و یا لهجه غرب گیلان!؟ اینها پرسش هایی است که باید به آن فکر کنید.

آساطوریان همچنین گفت: متأسفانه در کشورهای دیگر این همه تکاپو برای احیا و ترویج زبان مادری دیده نمی شود و تنها در ایران است که در این ۱۰سال اخیر چنین تکاپویی به راه افتاده است.

وی یادآور شد: حفظ فرهنگ بومی جای تحسین دارد ولی اگر قرار باشد، زبان بومی در مقابل زبان رسمی قرار گیرد؛ اینجاست که باید به خطر تجزیه ایران بیندیشید.

رئیس دانشکده شرق شناسی دانشگاه اسلونی، در حالی نشست موانع آموزش زبان گیلکی را به قصد بازگشت به ارمنستان ترک کرد که سوغاتش کوله باری از فرهنگ ها، دانشنامه ها و کتاب هایی پیرامون هویت منطقه گیلان بود که شاعران و پژوهشگران گیلانی به وی هدیه دادند.

بر گرفته از مهر

***

سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
www.paniranism.info[email protected]

درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

تارنمای نامه پان ایرانیسم
فیسبوک نامه پان ایرانیسم
تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
فیسبوک سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
تارنمای حزب پان ایرانیست
تارنمای سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
فیسبوک حزب پان ایرانیست
کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست
کانال ساند کلاود حزب پان ایرانیست:
https://soundcloud.com/paniranist-party
You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

*

Copyright©2011. All Images and Objects are the property of their Respective Owners | paniranism.info developed by Iranian Nationalist Group provided by Live Hoster