شماره ۲۳۹ – لزوم برچیده شدن پرچم های ترکیه از مغازه های آذربایجان ایران

Print Friendly

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش “نامه پان ایرانیسم” یاری نمائید. سپاس!

Parcham-Meli-1

نامه پان ایرانیسم
پنج شنبه, ۱۰ فروردین ماه ۱۳۹۶ – ۳۰ مارس ۲۰۱۷
www.paniranism.info – i[email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

مطالب زیر تقدیم میشوند

دیدار نوروزی اعضای حزب پان‌ایرانیست + عکس
ایران در برابر ایران‌زدایی مقاومت می‌کند – آرسام محمودی
چگونگی راه یافتن زبان ترکی به آذربایجان – استاد یحیی ذکاء تبریزی
سابقه تاریخی اقلیت‌ها در ایران، نخستین گزارش به جامعه ملل- حسین باغمیشه
نقش چهره های ایرانی در عرصه علمی دنیا/ ۲۰دستاورد به نام ایرانیها
لزوم برچیده شدن پرچم های ترکیه از مغازه های آذربایجان ایران
درگذشت نابهنگام سرور میلاد سقراط
پیام وحدت بخش دختر آگاه تاجیکستانی به همهٔ مردمان حوزهٔ ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی

پاینده ایران

Aran_Azarbaijan

دیدار نوروزی اعضای حزب پان‌ایرانیست + عکس

اعضای حزب پان‌ایرانیست، روز دوم فروردین‌ماه ۹۶ به رسم هر ساله پان‌ایرانیست‌ها برای دیدار نوروزی گرد هم آمدند.
در این مراسم که در پایگاه پندار، دفتر سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در تهران، برگزار شد تعدادی از اعضای حزب پان ایرانیست شرکت کردند.
در ابتدای نشست نیایش نوروزی توسط سرور میلاد دهقان خوانده شد.
در این مراسم سروران حجت کلاشی، سعید جلیلیان، حسین شهریاری، طاهر کوچی، آرسام محمودی و سرور پیشوا به ایراد سخنرانی پرداختند.
در ادامه گزارش تصویری این نشست را می‌بینید:

Nourooz 96-1

Nourooz 96-2jpg

Nourooz 96-3jpg

Nourooz 96-4jpg.

Nourooz 96-5jpg.

Nourooz 96-6jpg.

Nourooz 96-7jpg.

Nourooz 96-8jpg.

Nourooz 96-10jpg.

Nourooz 96-11jpg.

Nourooz 96-12jpg.

Nourooz 96-67pg.

***
ایران در برابر ایران‌زدایی مقاومت می‌کند

آرسام محمودی

Arsam Mahmoudi

سخنان چند هفته پیش امام جمعه‌ی خرمشهر را که در کمال وقاحت گفته بود: «به کوری چشم آن‌هایی که نمی‌توانند ببینند، من که امام جمعه خرمشهر هستم به خرمشهر می‌گویم محمره»، تنها در یک جهت و در ادامه سیاست‌های ایران‌زدایی از ایران می‌توان تحلیل کرد. سیاست‌هایی که از روز اول انقلاب روشنفکری ۵۷ آغاز شده و تاکنون و در بازه‌های زمانی مختلف با شدت و ضعف، ادامه داشته است.

نمونه این ایران زدایی‌ها را می‌توان در جلسات تدوین و تصویب پیش‌نویس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی که در سال ۵۸ در مجلس خبرگان قانون اساسی برگزار شد به وضوح دید. طی این جلسات حتی بر سر اینکه پرچم نظام جدید سه رنگ باشد یا نه، بحث‌های فراوانی صورت گرفت و حتی در بار اول رأی‌گیری اصل ۲۴ قانون اساسی، علی‌رغم برداشته شدن تاج و شیر و خورشید و جایگزین شدن علامت جمهوری اسلامی به جای آن، به دلیل اینکه رنگ‌های پرچم نظام جدید، همان سه رنگ پرچم سابق است و این سه رنگ یادگار تاریخ ۲۵۰۰ ساله‌ی طاغوتی است!، این اصل رأی نیاورد و به تصویب نرسید! جالب اینکه در خلال صحبت‌های مخالفین پرچم سه رنگ، پای نام ماه‌ها و زبان کشور هم به میان می‌آید. در نهایت نماینده زرتشتی مجلس خبرگان، موبد شهرزادی با سخنان خود و مرتبط کردن سه رنگ پرچم به تشیع و رنگ لباس فرزندان امام علی، حساسیت انقلابیون را خنثی و موجبات رأی آوردن این اصل را در بار دوم رأی‌گیری که حدود دو ماه بعد از بار اول انجام شد، فراهم کرد.

این آقایان انقلابی -چه از نوع اصولگرا و چه آن‌هایی که مانند جلایی‌پور و باقی و … امروز در جریان تصنعی اصلاح‌طلب دسته‌بندی می‌شوند و چه همپالگی‌های سرخشان چون فکوهی و فرهادپور- در ادامه‌ همان توهمات و خیالات، همچنان گمان می‌کنند که ایران صفحه‌ سفیدی است که ایشان بتوانند مدینه‌ فاضله‌ خود را در آن ترسیم کنند. این‌ها نه مشکل ایران را می‌فهمند و نه درکی از سنت و تاریخ در ایران دارند؛ چنانکه یکی از همین‌ها پیش‌تر گفته بود اول ثابت کنید چیزی به اسم ایران وجود دارد. گوینده این جمله البته از سایرین راه بهتری در پیش گرفته بود، چرا که برای ترسیم مدینه‌ فاضله‌ خود در ایران، به جای اینکه ایران را همچون سایرین در اوهام خود یک صفحه‌ سفید تصور کند، خود را به ندیدن زده و در زبان و قلم به نفی ایران می‌کوشید.

حال این امام جمعه‌ از همه جا بی‌خبر خرمشهر که همچنان در مسیر ایران‌زدایی از ایران و همان خیالات انقلابی حرکت می‌کند و از قضا بعد از گذشت چهل سال و جنگ و درگیری مستقیم جمهوری اسلامی و نظام متبوعش با قوای مورد حمایت بزرگترین دول و ملل اسلامی چون ترکیه و عربستان، هنوز به سراب اتحاد امت اسلامی باور دارد، سخن حزب بعث عراق را تکرار کرده و تلاش می‌کند با به میان آوردن نام رضاشاه، برای خود سپر ایدئولوژیک بسازد. اما طبیعیست که ایران در برابر این ایران‌زدایی‌ها مقاومت کند.

سخنان دو تن از مخالفان پرچم سه رنگ در مجلس خبرگان قانون اساسی:

توضیح فیلم: سخنان دو نفر از انقلابیون و مخالفین پرچم سه رنگ در جلسه تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی در شهریور ۱۳۵۸ که در سنین ۴۱ و ۵۰ سالگی و در بلوغ سیاسی و فکری از ایشان صادر شده است.

نفر اول؛ محمد رشیدیان، که بعدها در تقسیم‌بندی‌های درون حکومتی در جریان اصلاح‌طلب قرار گرفت. او در دوره‌های اول، چهارم و ششم مجلس حضور داشت. سخنان رشیدیان که در این جلسه به حضور نداشتن پرچم ایران در تظاهرات ماه‌های آخر حکومت پهلوی اشاره می‌کند، خود به تنهایی می‌تواند اثبات کند که انقلاب ۵۷ انقلابی ملی نبود.
نفر دوم؛ سیدمحمد علوی‌تبار (سید محمد کیاوش) که بعدها مدیرکل آموزش‌وپرورش خوزستان شد.

***
چگونگی راه یافتن زبان ترکی به آذربایجان

استاد یحیی ذکاء تبریزی
برگرفته از نشریه وطن یولی شماره ۱۳ – رویه ۱ و ۴

Turki Azarbaijan

تلخیصی از سخنرانی استاد یحیی ذکاء تبریزی پیرامون «چگونگی راه یافتن زبان ترکی به آذربایجان»

سخنرانی امروز بنده در مورد تاریخ ورود زبان ترکی و ترکها به آذربایجان است که یک مسئله حساس و بحث برانگیزی است و درباره اش خیلی صحبتهای متعدد شده است و هنوز به جایی نرسیده است چون نظریات مختلفی در موردش اظهار می شود. ولی آنچه تاریخ ما را راهنمایی می کند مطالبی است که اینجا به حضورتان عرض خواهم کرد. در هر صورت بحث و گفتگو درباره تاریخ و تحولات زبان مردم آذربایجان نیاز به تالیف کتابی ۵۰۰ یا ۶۰۰ صفحه ای دارد و سخن گفتن از آن از حوصله یک یا حتی چند جلسه سخنرانی بیرون است. بدین جهت ما در طرح موضوع این جلسه که سخن درباره چگونگی ورود زبان ترکی به آذربایجان است به طور اختصار اشاره ای می کنیم و تاریخچه نژاد و زبان مردم این سرزمین را می گوییم و می گذریم.

نقشه به زبان عربی از بایگانی دولت عثمانی مربوط به ۱۸۹۲٫م دوره سلطان عبادالحمید. نام و جایگاه آذربایجان، شروان [شیرقان] و مرزهای ایران در آن مشخص است

مردم آریایی نژادی که از ایران ویچ به حرکت درآمده و دسته دسته و گروه گروه مهاجرت کرده و به تدریج به ایران زمین در آمدند خود به چند تیره بزرگ به نام ماد پارس، پارت و سکایی تقسیم می شدند. هریک از این تیره ها پس از مهاجرت های متوالی و تدریجی خویش برای همیشه در این سرزمین ساکن شده اند. مادها سمت غرب و شمال غربی را برگزیدند و نام خود را بر روی آن سرزمین نهادند و کشورشان را ماد یا ماذ یا به قول یونانی مدیا خواندند. پارتها در سوی شرق و شمال شرقی را برگزیدند و آنجا را به نام خود پارت یا به قول یونانیان پارتیا گفتند. سکاها در جاهای گوناگون از جمله کرانه شمالی و شمال غربی دریای خزر و قفقاز و سیستان پراکنده شدند و بلاخره نام خود را بر این سرزمین نهادند و آنجا را سگستان سجستان و سیستان نامیدند که بالاخره تبدیل شد به سیستان. پارسیان نیز در مهاجرت خود نخست در غرب و جنوب دریاچه شاهی یا ارومیه جایگزین شدند و سپس در حدود اوایل هزاره اول پیش از میلاد در پارسوماش یعنی حدود کوه های فرعی سلسله جبال بختیاری در مشرق شوشتر و پیرامون مسجد سلیمان فرمانروایی کوچک هخامنشیان را که تابع دولت ماد بود بنیاد نهادند و کم کم در خوزستان یا سغدیان و فارس که پرسیا می گفتند و کرمان پراکنده شدند و سپس شاهنشاهی بزرگی را تاسیس کردند. سرزمینی که در این آب و خاک جدید به تصرف مادها درآمد شامل نواحی همدان، کرمانشاه، قزوین، اصفهان، ری و آذربایگان بود که آن را ماد خرد می گفتند. مادها با آن کارهای بزرگ و تاریخی از برانداختن پادشاهی مقتدر آشور و تصرف نینوا و پیش رفتن تا سوریا و آسیای کوچک در جهان شهرت یافتند و آوازه ای پیدا کردند تا آنجا که حتی بعد از انقراض دولت آنها هنوز داریوش بزرگ را در تورات داریوش مادی نامیده است. پس بدین سان ملاحظه می شود که آذربایگان از آغاز تاریخش از رهگذر مردم و زبان، حال بسی روشنی دارد و هیچ جای کشاکش و گفتگو درباره آنان نیست و این از مسلمات است که در آغاز تاریخ که کمابیش ۳ هزار سال بیشتر بوده مادها در آذربایگان و آن پیرامونها نشیمن داشته اند.کسانی که با تاریخ آشنا هستند نیک می دانند که تا ۲۰۰۰ سال پیش ترکان از این سرزمینها بسیار دور بودند و در آسیای صغیر می زیستند و این سخن بسیار بیهوده و عامیانه است که کسانی عنوان می کنند که آذربایگان از نخست سرزمین ترکان بوده است.( برای آگاهی از این حقیقت تاریخی که موطن و مسقط الرأس ترکان در ترکستان شرقی است و آنان در هزاره اخیر رو به غرب گذاشته ودرسایرنواحی ازجمله ایران پراکنده شدند به این اثر که مجموعه چند سخنرانی ولادیمیر بارتولد ترکشناس مشهور دردانشگاه استانبول است می توان مراجعه کرد: بارتولد، واسیلی ولادیمیر ؛تاریخ ترک های آسیای مرکزی، ترجمه غفارحسینی،انتشارات توس، تهران ۱۳۷۶٫ نشریه وطن یولی) این وضع آذربایگان در آغاز تاریخ و زمان مادان است. پس از آن به زمان هخامنشیان و اسکندر و سلوکیان و اشکانیان و ساسانیان می رسیم و حال مردم این سرزمین را از دیده می گذرانیم. در هیچ یک از این دوره ها پیشامدی که دیگر شدن وضع مردم یا تغیر زبان آنها را دربرداشته باشد نمی یابیم. در زمان آلکساندر مقدونی پیشامدی در آذربایگان یا بهتر بگوییم ماد خرد(khord) رخ داد که نشان نیکی از زبان مردم این سرزمین است و آن نام خود آذربایگان است. چنانکه گفته شد اینجا را ماد خرد می نامیدند ولی در یورش مقدونی ها به ایران زمین در ماد خرد آتورپات نامی از بومیان و آنها را از تهاجم بیگانگان محفوظ داشته است و فرمانروایی کوچکی بنیان نهاد که تا صد سال در خاندان او باقی ماند و سنگر ایرانیت گردید و بدین سبب این سرزمین به نام او و خاندانش آتورپاتکان نامیده شد یعنی جایگاه آتورپات و همان واژه است که کم کم آذربایگان یا آذربایجان گردید. در زمان اشکانیان کم کم ترکها از جانب شمال شرقی ایران زمین و مرزهای خراسان بزرگ به مرزهای ایران نزدیک شدند ولی با نیرومندی که اشکانیان داشتند نتوانستند به درون ایران در آیند و ما در تاریخ از چنین واقعه ای آگاهی نداریم.

در زمان ساسانیان شاید شاخه هایی از ترکها یا خزرها از راه شمال یعنی از دربند و قفقاز با ایران همسایگی پیدا کردند ولی هیچ نشانی از درآمد آنان به آذربایگان در دست نیست. احتمال این هست که در تاریخ دسته های کوچکی از آنان را پیدا کنیم که شاهان ساسانی مثل انوشیروان در جنگ اسیر یا اجیر کرده است و در اینجا و آنجا نشیمن داده باشند ولی این گونه دسته ها بزودی با مردم بومی درآمیخته و از میان می روند و نشانی از خود باقی نمی گذارند.چنانکه تازیان نیز که عده شان هم خیلی بیشتر از آنها بود بکلی از بین رفته و اکنون عرب در ایران به آن صورت نداریم.پس از اسلام تاریخ آذربایگان از دید نژاد و مردم و زبان آن بسیار روشنتر است و نوشته های تاریخ نویسان و جغرافی نگاران عرب صدر اسلام که در دست است نژاد و زبان مردم آذربایگان را جداگانه یاد کرده و آنها را آذری یا الاذریه یا اذریه نامیده اند. ابن مقفع به نقل ابن ندیم و حمزه اصفهانی به نقل از یاقوت و خوارزمی به زبان مردم آذربایگان بدون ذکر نام اشاره کردند و نیز واژه هایی از زبان مردم آذربایگان را در کتاب خود آورده اند. پس از اینها یعقوبی در ۲۷۸ قمری در کتابش آذریه را به عنوان صفت در مورد مردم آذربایگان به کار برده سپس مسعودی که در ۳۱۴ قمری از تبریز دیدار کرده زبانهای ایرانی و پهلوی دری و آذری را ذکر کرده است که به نظر او ظاهرا مهمترین زبانها و گویش های ایرانی بودند.پس از حمزه اصفهانی که زبان مردم آذربایجان را پهلوی می نامد ابواسحاق ابراهیم استخری است که در ”مسالک و الممالک“ در نیمه اول سده چهارم هجری صریحاً زبان مردم آذربایگان را ایرانی و الفارسیه ذکر می کند. مولف بعدی ابوالقاسم محمد ابن حوقل درگذشت بعد از ۳۷۸ همان مطلب استخری را بیان می کند. پس از او ابو عبدالله مقدسی در سده چهارم هجری از زبان مردم آذربایجان سخن گفته و می نویسد که زبانشان خوب نیست اما فارسی آنها مفهوم است و در جای دیگر می گوید زبان مردم آذربایگان بعضی دری است و بعضی پیچیده است. داستانی که سمعانی درباره ابوذکریا خطیب تبریزی در ۵۰۲ و استادش ابوالعلای معری آورده است موید رواج زبان آذری در آذربایجان در سده پنجم و ششم است. حمدالله مستوفی در ”نزهت القلوب“ تالیف ۷۴۰ زبان زنجان و مراغه را پهلوی ذکر می کند و عبارتی از زبان مردم تبریز نقل می کند که یک عبارت ایرانی است. تا سده پنجم در همه کتابهایی که از زبان آذربایجان ذکر شده به جز بلاذری که یک کلمه از زبان به عنوان نمونه نقل کرده است و آن خان(به معنی کاروانسرا) است متاسفانه دیگران نمونه ای به دست نداده اند. بنده اینجا تمام مواردی را که در کتابها و اشعار و غزلها و قصیده ها و رباعیها نمونه هایی از زبان آذری مختلف داده شده آورده بودم که برای اینکه سخنرانیم خیلی طولانی نشود آنها را اینجا حذف می کنم ولی در متن سخنرانی اگر چاپ شد خواهد آمد.

پس از یورش امیر تیمور به ایران و نفوذ و تسلط سلسله ترکان قراقوینلو از ۸۱۰ تا ۸۷۲ و آق قوینلو از ۸۷۲ تا ۹۰۸ زبان آذری سخت ترین آسیبها را دید و در برابر زبان ترکی اقوام ترک و تاتار یا غوزها و اغوزها(oghozha ) و اوشارها که افشارها باشند که در پیرامون شهرهای آذربایگان مستقر شده بودند به مرور عقب نشینی می کرد و رو به فراموشی می گذاشت. و این وضع در دوره صفویان که با ورود ترکمانهای مهاجر قزلباش و چیرگی و انبوهی آنها که شیعه بودند یعنی در واقع علی اللهی بودند و از خاندان صفوی هواخواهی می نمودند و بیشتر کارهای دولتی و لشکری به دست آنان و به زبان آنان انجام می گرفت شدت یافت و مردم شهرها یا تاجیکان از ترس جان مجبور شدند زبان ترکی را فراگیرند و محاورات خود را با این زبان انجام دهند. مدتها این دو زبان ادامه یافت تا رفته رفته آذری جای خود را به زبان اقوام مسلط داد و ازحدود سده ۱۱ و ۱۲ ترکی در تمام شهرهای آذربایگان رواج یافت و آذری به اسم زبان تاتی در تعدادی از روستاهای دوردست و کوهپایه های صعب العبور و دره هایی که پای ترکان بدان جا نرسیده تکلم می شود.

به هرحال این مطالب اشاره مختصری است به سیر تاریخی زبان مردم آذربایگان بود که نشان دمی دهد تا سده یازدهم هجری هنوز بیشتر مردم آذربایگان به ویژه تبریز به آذری سخن می گفتند و اینک بیش از ۴۰۰ سال نیست که زبان ترکی در این خطه رواج یافته است.اما مسئله ای که اغلب در این مورد مطرح است و خلط مبحث های زیادی به عمل می آید چگونگی ورود ترکان و زبان ترکی به آذربایگان است. از بررسی های دقیق تاریخی چنین به دست می آید ورود ترکان یا مختصر بگوییم اغوزان و سلجوقیان به آذربایگان در سده پنجم هجری صورت گرفته و پیش از آن هیچ نشانی از ترکان و زبان ترکی در این سرزمین مشهود نبوده است. زکی ولید که خود از معتصبان[ترک] شمره می شود صراحتا می نویسد که در آن زمان به استثنای اراضی معدودی از شرق ایران هیچ ناحیه ای که ترکان در آن به طور دسته جمعی سکنا گزینند وجود نداشته است. زیرا آنچه هم که از خزرها و ترکان غوز از حوالی شمال قفقاز به آذربایگان داخل شده بودند در هرحال می توانند تنها گروه های ۱۰۰ نفری کم اهمیتی از اهالی بوده باشد اما ورود غوزها یا ترکمانان به ایران به ویژه آذربایگان از حادثه های مهم تاریخی است و این حادثه نه تنها از نظر تاریخی آذربایگان بلکه از نظر تاریخ همه ایران بسیار مهم است چه در مهمترین دوره مهاجرت ترکان به ایران که با آمدن سلجوقیان آغاز می شود این طائفه غوزها پیشاهنگان آنان بودند و ۳۰ سال کمابیش پیش از طغرل بیگ و برادرانش از جیحون بگذرند اینان در ایران پراکنده شده بودند و تا آنجاکه می دانیم نخستین ترکانی بودند که بدین سوی خراسان رسیدند و پیش از اینان اگر ایل هایی از ترکان در ایران بودند در آن سوی جیحون و در خراسان و خوارزم بودند. این طایفه نیز از غوزها یا ترکمانان سلجوقی بودند ولی چون هنگامی که عده ای از آنان به نواحی همدان و آذربایجان آمدند عراقی(منظور عراق عجم است. نشریه وطن یولی) نامیده می شدند و ابن اثیر هم آنها را بدین نام می خواند ما نیز اینها را بدین نام می خوانیم تا از دیگر غوزهای سلجوقی که به همراه طغرل و برادرانش از جیحون گذشتند باز شناخته شوند.دسته هایی از اینان در عراق و آذربایگان و ارمنستان و دیار بکر پراکنده می شوند و داستانشان در این سرزمین ها بسیار شگفت آور است زیرا آنها که یک مشت مردم بیگانه بودند و پیشوای توانا و کاردانی برای خود نداشتند و شمارشان از زن و مرد و بزرگ و کوچک شاید بیش از ۵۰ هزار تن نبود سالها سراسر این سرزمین ها را به لرزه درآورده بودند و هرکجا می رسیدند همچون سیل و آتش آنجا را فراگرفته و از تاراج و کشتار باز نمی ایستادند و کسی از فرمانروایان بومی یارای دفع ایشان را نداشت و تا طغرل بیگ و برادرانش به ایران نیامده و بنیاد پادشاهی سلجوقیان را ننهادند مردم از گزند و آزار این طایفه نیاسودند. به طور خلاصه نخستین دسته غوزها که از جلو علاالدوله که به دستور سلطان محمود غزنوی می خواست آنها را گرفتار کرده و سرانشان را بکشد از اصفهان گریختند و به هرکجا که می رسیدند یغما می کردند تا به آذربایگان رسیدند این اولین ورود ترکان در پیش از ۴۱۰ هجری قمری است به آذربایگان که بعدا در ۲ و ۳ مرحله دیگر این ترکان غوز به آذربایگان وارد شدند. بنده دیگر از جزئیات مطلب صرف نظر می کنم.

به هر حال اینهاست خبری که از درآمدن ترکان غوز به آذربایجان در دست داریم ولی این یک روی سکه است که آنها را بیشتر در تاریخها نوشته اند آنچه نانوشته مانده و توجه عمیق به آن نشده رفتار این طایفه وحشی با مردم بومی آذربایجان و عکس العمل آنهاست. در این مورد اگر این اصل را بپذیزیم که برخی از شاعران زبان گویای مردم عصر خود و بیانگر احساسات و عواطف اوضاع زمان هستند و اگر قطران تبریزی را از آن جمله شاعران بدانیم باید بگوییم که رفتار این غوزها و ترکان سلجوقی با مردم بومی آذربایجان که تاجیک یعنی ایرانی هستند بسیار بیدادگرانه و زورگویانه و رفتار غالب با مغلوب بوده است. اینکه بعضی ادعا می کنند که رفتار ترکان با مردم ایران همواره یک گونه همزیستی مسالمت آمیز بوده دروغ محض است و انکار حقایق می باشد. چنانکه شاعر آذربایگان در قصاید خود جا به جا از رفتار بیدادگرانه آنان ناله و شکایت می کنند و احساسات خود را به نحوی بر زبان می آورد. قطران از اینها یاد کرده است؛هرجا پای این طایفه تاراجگر و ستم پیشه و امیران و سلطانهای سلجوقی به شهری از آذربایگان باز می شده قطران شاعر از آنجا فرار می کرده است.

سلاطین سلجوقی که بر اثر ترک تازیهای خود در ایران قدرتی به دست آورده بودند و کشور آباد و کهن و با فرهنگی خاص خویش ساخته بودند سیاستشان بر این بود که ملوک الطوایفی را بر ایران برانداخته و خود بر سرتاسر ایران فرمان رانند بویژه که شهریاران و امیران بومی هم ایرانی بودند و هم از فرهنگ و تاریخ خود به سختی دفاع و از شاعران و سخنوران و دانشمندان ایرانی تبار حمایت می کردند. این شاعران و دانشمندان نیز در برابر ترکان مسلح، به سود این شهریاران تبلیغ می کردند و یاد از خسروان گذشته ایران و تاریخ و فرهنگ کهن این مرز و بوم می نمودندواین بار مذاق ترکان بی تاریخ وفرهنگ خوش نیامد.
در سده ششم که حدود یکصد و بیست از ورود ترکان غوز یا اوغوزها به ایران و آذربایگان می گذشت همجواری ترکان خوش نشین در کنار شهرها و روستاها با تاجیکان و لشکرکشی های بی امان سلجوقیان و وجود دربار آنها باعث نفوذ زبان ترکی در بعضی از نواحی ایران از جمله آذربایگان و عراق عجم و جبال گردید و طبقه جدید به وجود آورد که با اینکه ایرانی و تاجیک یا پهلوی زبان بودند به ۲ زبان ترکی و آذری سخن می گفتند. اینان در آن زمان ”ترک المش“(olmosh ) ترک شده و به زبان ترکی سخن می گفتند. این سخن خیلی مهم است و من آن را با زحمت تمام از متون به دست آوردم: ”ترک المش“ وجود این اصطلاح بسیار گرانبها و قابل توجه است و نشان می دهد که آغاز ترکی زبان شدن بومیان تاجیک چگونه و از چه راه بوده است. جای شگفتی است که این اصطلاح بعدا از میان رفته یا به عمد از میان برده اند و تنها در چند جا از مکاتبات باقی مانده است.

وجود این عبارت نشان می دهد که طبقه جدید به غیر از ترک و تاجیک در شرف به وجود آمدن بوده که نسبتا تعداد آنان قابل توجه بوده است. با این همه کاملاً روشن است که در آن زمانها ترکان و تاجیکان و ترک المش جدا از هم میزیستند و روش زندگانی و زبان و مکان آنها از هم جدا بوده است و اکثریت با پهلوی زبانان و آذری گویان بوده و ترکی زبانان تعداد زیادی نبوده و با نوشتن سر و کاری نداشتند زیرا درس خواندن و سواد داشتن را ننگ و عار می دانستند و آن را کار تاجیکان می پنداشتند و حتی پادشاهان و امیران اغلب بی سواد بودند و حتی از نوشتن نام خودشان هم عاجز بودند. به همین جهت اینک از خط و ربط و نوشته و نوع زبان آنها به کلی بی خبریم.

بدین سان سده های ۵ و ۶ با تسلط این ترکان جای گیر و تازه وارد و یغماگر پی در پی می گذشت و ترکان مسلط تر و نیرومند تر و تاجیکان ناتوان تر و زیر دست تر می شدند و عوامل مخرب اجتماعی و فساد اخلاق و پرداختن به خرافات و کارهای بیهوده این تضعیف و زیر دستی و ناتوانی را تشدید می کرد و عنصر ایرانی در زیر سم ستوران غالب پایمال می گردید. در این مورد استاد ذبیح الله صفا که یادش بخیر باد خوب می گوید که: تسلط ترکان بر ایران نتایج گوناگون داشت و موجب تغییرات عظیمی در اصول و عقاید سیاسی و اجتماعی ایرانیان شد و بسیاری از آداب قدیم را دگرگون ساخت.“ ترکان نو مسلمان در تعصب و سختگیری نسبت به عقاید و آراء مذهبی و طرفداری از نحله ای معین از مسلمین پیش افتادند و این تسلط تا عهد حمله مغول روز به روز در تزاید بود. ترکمانان سلجوقی و بعد از آنان غلامان ترک خوارزمیان در طول یک قرن و نیم دمار از روزگار عراقیان در آوردند و مردم این قسمت ثروتمند را به خاک سیاه نشاندند. پس از حمله مغولان به این سرزمین و فجایع تاریخی هولناک که در این آب و خاک رخ داد ترکان که خود را در میان ایرانیان پاک نژاد بیگانه می دیدند خود را به مغولان بستند و اظهار هم نژادی و کیشی کردند و در کشتار و غارت و چپاول و بیدادگریهای مغولان شریک گردیدند و کردند آنچه نمی بایست کرد. اغلب ستمگریهای مغولان در این دوره با راهنمایی و تحریفها و فتنه انگیزیها ترکان که به ایرانیان به چشم دشمن می نگریستند انجام می گرفته است.

آذربایگان یا بهتر بگوییم بخشی از ایران در یک دوره ۲۰۰ ساله میان سده های ۸ و ۱۱ دگرگونیهای شگفتی را می گذراند. در این دوره تیره هایی از بازمانده های غزها پیشین و ترکمانهای آق قوینلو و قراقوینلو از سرزمین دیار بکر و شرق کشور عثمانی کم کم رخت به سوی آذربایگان کشیده در این سرزمین پر مرتع جا خوش کرده و بنیاد پادشاهی بنا فرمودند و فرمانروایی سرتاسر ایران را در دست گرفتند و از سویی دیگر امیر تیمور در بازگشت از یورش خود به کشور عثمانی گروهی از ترکمانان را به اسارت می گیرد و همراه خود به سمرقند می برد اما سر راه خود وقتی به اردبیل می رسد آنان را بنا به خواهش شیخ علی صفوی مرشد صفویان به او می بخشد و این طایفه که ترکمانان روملو نامیده می شدند و در پیرامون اردبیل مستقر شدند از همان زمان هوادار سخت خاندان صفوی که در کسوت تصوف بودند شدند و در عالم صوفی گری صفویان را مرشد کامل خود دانستند و سپس کوشیدند و خاندان صفوی را به سلطنت ایران رسانیدند. در دوره پادشاهی صفویان چون فرماندهی سپاهیان را ترکان در دست داشتند کشاکشهای نهان و آشکار بر سر قدرت و حکومت و تسلط بر اراده شاه میان آنان وجود داشت که متاسفانه همه این کشاکش ها سرانجام به زیان زبان مردم بومی آذربایگان و ایرانیان بود. این چوپانان کوچ نشین که در آغاز کار در بیرون شهرها در دشتها بیابانها و مرتع ها دنبال گوسفند خود بودند و دور از زندگی شهرنشینی در چادر و آلاچیق های خود می زیستند و گاه به گاه برای داد و ستد و مبادله کالا و خرید نیازهای خود به بازارها و شهرها می آمدند جز به چشم آز و تاراج و چپاول به شهرها و شهرنشینان نمی نگریستند سپس که بر اثر انبوهی و جنگاوری جزو سپاهیان در آمدند و سرانشان امیر و سردار گردیدند و با پادشاهان و بزرگان ایران زمین همنشین شدند و به شهرها راه یافتند دارای خانه و باغ و دارایی گردیدند و چون فرهنگ شهرنشینی نداشتند و زندگانیشان از شهریان و تاجیکان جدا و متفاوت بود ساختار شهرها و زندگانی مردم شهر نشین را در هم ریختند آداب و رسوم زبان و جهان بینی آنان را دگرگون کردند و مردم اینها بر اثر تعصب سختی که در نژاد و همخونی داشتند جز از سران خود از هیچ کس دیگر فرمان نمی بردند. در این دوره پر مصائب چون اداره کشور و جنگ و صلح و کارهای درباری به دست ترکمانها و تکلوها اوستاجلوها شاملوها و بسیاری لوهای دیگر بناچار مجالی برای اظهار وجود مردم بومی و تاجیکان باز نمی داند. به طور کلی دخالت در سیاست و سپاهیگری و شمشیر زنی و سواری و پوشیدن جنگ افزار برای تاجیکان و غیر ترکها قدغن بود. اجازه نمی دادند یک تاجیک یا ایرانی حمل اسلحه کند اینها را ما فراموش کرده ایم. دولت صفوی چون از آغاز کار خود با دست این طایفه و ایلهای ترک نژاد مهاجر بنیان یافته بود در همه حال و در لشکرکشیها و جنگها بویژه در نبرد با دولت نیرومندی چون عثمانی که دارای ارتش منظم و تعلیم دیده و تربیت یافته با جنگ افزارهای نوین و گرم بود به علت نداشتن ارتش منظم دائمی همواره دست به دامن این ایلها و عشیره ها می شد و بناچار می کوشید از هر راه که باشد دل سران ایلها را به دست آورده و امتیازهای فراوانی به آنها بدهد و اگر هم نمی خواستند جز این نمی توانستند. در این وضع و حال اگر شهریار صفوی جوان دلیر و توانایی همچون شاه اسماعیل بود این ایلها همه همدست و یکدل بودند و در پیروی از فرمان مرشد کامل یعنی پادشاه صفوی سر از پا نمی شناختند ولی اگر پادشاه مردی بی عرضه کم سال و ناتوان مانند سلطان محمد خدابنده نابینا بود شاه بازیچه دست سران این ایلها می شد و گاه ترکمانهای تکلو و شاملو و غیره اداره کشور را در دست خود گرفته و با بی اعتنایی به شاه و بی پروایی به مردم هرچه دلخواهشان بود انجام می دادند. و هرگاه یکی از اینها بر مزاج شاه و دربار چیره در می آمد و مسلط می شد ایلهای رقیب به مخالفت و رقابت و دشمنی و ستیزه جویی بر می خواستند و به بهانه های گوناگون کشاکش راه انداخته و کار را به جنگ و پیکار می کشاندند.

خطر جدی و ژرف نفوذ ترکمانهای قزلباش را در دوره صفوی تنها یک بانوی دلیر و هوشمند تاجیک و مازندرانی دریافته بود که متاسفانه جان خود را بر سر این کار و دریافت خود گذاشت و آن ملکه سلطان محمد خدابنده مادر شاه عباس به نام خیر النسا بیگم بود. این بانو با قزلباش ها ضدیت می کرد و می خواست دوباره تاجیکان را بر سر کار آورد ولی اینها توطئه کردند و بالاخره ریختند در قصرش گلویش را فشردند و او را کشتند او گفت: اگر این بی ادبی از سوی قزلباش ها سر می زند هیچ مانعی ندارد من خون خودم را اول به خدا می سپارم و بعد چهار پسر شاهزاده دارم آنها حتما تقاص من را خواهند گرفت که شاه عباس بر همان منظور و همان وصیت مادرش بود که ـــ البته اول ضعیف بود و هیچ اقدامی نکرد ــ بعد که قوی شد دست قزلباش ها را از حکومت و دولت کوتاه کرد و عده ای به نام شاهسون را روی کار آورد.(انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان و روی کار آوردن فرماندهان گرجی و ارمنی زاده و تشکیل سپاه جدید شاهسون که تنها به شاه وفادار بودند و نه بزرگان ایلات قزلباش از جمله سیاست های شاه عباس در این زمینه بود. نشریه وطن یولی) از داستان این بانو یا شیرزن می گذرم.در این مورد در تاریخ صفویه مطالب زیادی و داستانهای شیرینی هست. آنچه در اینجا برای مثال یاد کردم نمونه ای بود از کشاکشهای آشکار و نهان قزلباش ها با بومیان کشور که به زور شمشیر و فتنه بر آنان چیره شده بودند تازه این حال و رفتار با همسر پادشاه و وزیر دولت بود خود آشکار است که با مردم خرده پا و شهری و روستایی چه رفتاری داشتند.

به هر حال در این سالهای شوم و سیاه تاریخ آذربایگان و تبریز بود که عنصر ایرانی این سرزمین بکلی دستش از حکومت و فرمانروایی و کشورداری و سپاهیگری کوتاه شد و قدرت و حکومت و سیاست و اداره کشور به دست سران ایلهای قزلباش و تیره های ترکمان ترک زبان افتاد که بر سر چاپیدن و غارت هست و نیست مردم و به یغما بردن دسترنج و دارایی آنان با یکدیگر به رقابت و پیکار برخاسته بودند و چون در آن زمانهای پرشور و شر بیشتر کارهای حکومتی و لشکری و اردو با زبان ترکی انجام می یافت مردم به ناچار این زبان را فرا گرفتند و زبان خودشان یعنی آذری که یکی از شاخه های زبان ایرانی است و یکی از کهن ترین زبان هایی که مردم آذربایگان بدان سخن می گفتند رفته رفته ناتوان گردید. یکی از عوامل و جنبه های مهم و بسیار موثری که متاسفانه به آن کم توجه شده است ولی در پیشرفت و فراموش شدن زبان آذری و رواج ترکی در آذربایگان بسیار موثر و کارگر بوده مسئله تحمیل مذهب و تعصب ورزی ها در این خصوص بود و از عوامل دیگر جنگهای عثمانی است که باز از آنها صرف نظر می کنیم. چون این جنگها خیلی طولانی بود و بارها و بارها لشکرکشیها منجر به این شد که لشکر عثمانی و سلاطین عثمانی داخل تبریز شدند و آخرین بار ۲۰ سال در تبریز ماندند و همه اینها به ضرر زبان آذری تمام شد. بعد از ۲۰ سال بود که شاه عباس آنها را از تبریز بیرون کرد. دوباره تبریز پر و خالی شده است: یک بار تمام تبریزیهایی که دستشان به دهنشان می رسید به قزوین مهاجرت کردند و یک بار به اصفهان. میدانید که در تبریز محله ای است به نام محله تبریزیی ها که صائب تبریزی هم از همان محله است.

در واقع تمام تبریزیهای متعین از تبریز مهاجرت کردند و هیچ وقت هم باز نگشتند.

بنابراین باید دانست که آذربایگانی ها ترک نیستند و من از همه دوستان خانمها و آقایان خواهش می کنم که رعایت این نکته را بفرمایید. به آذربایگانی ها و تبریزیان ترک نگویند. ترک ها در ترکیه اند. ترک زبان بله اما ترکها در آنجا هستند ما ترک نیستیم. نژادمان تغییر نکرده است. بر اثر این عوامل زبانمان تغییر کرده است کلمه ترک را مطلقا به کار نبرید. آذربایگانی ها ترک نیستند بلکه ایرانیان ترک زبانند و اگر زبان آنان بر اثر پیشامدهای تاریخی و اجتماعی ترکی شده است هیچ مدخلیتی در ملیت و نژاد آنان ندارد. حال اگر کسان کج فکری از بازمانده های جرثومه های فساد و خشونت شباهتی از حیث قیافه یا صورت و سیرت خود با این اغزها و ترکمانها می بینند یا اعمال و کردارشان را با اعمال و کردار آنان یکسان می دانند و مردم آذربایگان را از زمان کوروش و داریوش ترک می شمارند ـ نوشته اند این را ـ و می خواهند ملیت و فرهنگ و تمدن کهنسال و غنی این سرزمین را به دم اسبان آن کوچ نشینان بیابان گرد و بی فرهنگ ببندند ما را با آنان سخنی نیست. مختارند ولی حق ندارند برای کل مردم آذربایگان تکلیف و سرنوشت تعیین کنند و برای آنان تاریخ جعل کنند و ادبیات و زبان پدید آورند و با پاشیدن خاک در چشمها و سوءاستفاده از نا آگاهیهای مردم از سرگذشتها و پیشامدهای تاریخی و اجتماعی شان بخواهند دریافتهای ناقص و مغرضانه خود را بر مردم آذربایگان تحمیل کنند. چنانکه روشن شد بی گمان زبان ترکی در آذربایگان بیشتر از ۴۰۰ سال سابقه ندارد. بنده این را می گویم و از عهده اش هم بر می آیم.از این اینکه سخنان طولانی بنده را گوش دادید متشکرم.

***

سابقه تاریخی اقلیت‌ها در ایران، نخستین گزارش به جامعه ملل/حسین باغمیشه

تارنمای آذری ها

 

روزنامه‌های ما سبکی از نوشتن بی دقت را باب کرده‌اند؛ سبکی از نوشتن که در آن هم زبان فارسی و هم‌معنا و مفهوم کلمات قربانی نوشتنی که مذهبش هرهری نوشتن است، شده است. این بی‌دقتی تنها در حوزه روزنامه‌ها محدود نمانده بلکه به رسانه‌های جمعی دیگر نیز رسوخ کرده است. امروزه غلط سخن گفتن، به نام علمی سخن گفتن، را همه جا می‌شود دید.

اصطلاحات با مقداری توهم و خیال نویسندگان آمیخته می‌شود و گاه از آن بدتر در خم ایدئولوژی‌هایی فرو می‌رود که چون برمی آید؛ هم برای زندگی جمعی ما خطرناک است و با تاریخ و واقعیات زندگی ما سازگار نیست و هم می‌تواند سوءتفاهم هایی به وجود آورد؛ زندگی دیگران را که نمی‌شود بجای زندگی خود زیست!

یکی از اصطلاحات که برخی مواقع به غلط در مورد گروه‌های انسانی در ایران بکار می‌رود، اصطلاح اقلیت است. اقلیت تا جایی که مربوط به مجموعه‌های متنوع انسانی باشد که مربوط به اعداد و علم ریاضی و مجموعه‌هاست ایرادی ندارد؛ اما مشکل آنجاست که این اصطلاح سابقه و تاریخ و ارجاع معینی در خارج از مرزهای کشورمان دارد. در این نوشتار اشاره کوتاهی خواهم داشت به سابقه این اصطلاح در کشورمان، ایران.

مسئله اقلیت‌ها و گفتگو از تنوع قومی امری مسبوق به سابقه در کشور ما به شمار نمی‌رود. پیش از جنگ جهانی دوم بنا به گزارش فریدون زند فرد در خصوص مسائل مطروحه در خصوص اقلیت‌ها در جامعه ملل که یکی از اساسی‌ترین مسائل آن به حساب می‌آمد، مسئله اقلیت‌ها هیچ موضوعیتی در کشور ما نداشت و در جامعه ملل نیز شکایتی از ایران در این خصوص مطرح نشده بود.

زندفرد می‌نویسد: «ایران معتقد بود که یگانه دولت مشرق زمین است که دشواری مربوط به اقلیت‌ها را از میان برداشته است و همواره خاطرنشان می‌کرد که گروه‌های اقلیت در ایران ـ یهودیان، ارمنیان، زرتشتیان و آسوریان ـ قرن‌هاست که بر پایه حقوقی برابر زیسته‌اند و با اکثریت اهالی مملکت همزیستی مسالمت‌آمیز و سازنده‌ای داشته‌اند»

نماینده ایران در تشریح کیفیت مساوات حقوقی گروه‌ها اقلیت، مطلب را به آنجا رساند که ادعا نماید وضع ایران به گونه‌ای است که آن اهمیت سیاسی که معمولاً به واژه اقلیت نسبت داده می‌شود، درباره اقلیت‌های ایران صدق ندارد. نماینده ایران، ابوالحسن فروغی، در اجلاس ۱۹۳۳ مجمع ضمن بیاناتی به دفاع از تز خود برآمد که، عمدتاً، تحلیلی فلسفی بر پایه جنبه‌های علمی ـ اجتماعی مسئله اقلیت‌ها بود.

بخشی از آن را می‌آوریم: «… ژن ایرانی همیشه در خصلت ترکیبی جلوه داشته، و… درواقع تاریخ طبیعی ما را یک سلسله مجموعه‌های ترکیبی می‌سازد. ترکیب به کلی متمایز از جذب و مستحیل گشتن است. گرایش به مستحیل شدن، به یکی کردن و یکسان ساختن عناصر واحد کُلّ می‌انجامد و آنچه را که اصالت دارد نابود می‌کند … چنین ادغامی زیان‌بار است. اگر به زور انجام گیرد، ستمگرانه است، زیرا شخصیت عناصر متشکله‌اش را از بین می‌برد. به عکس، ترکیب با احترام به آنچه قابل احترام است متمایز از جذب و ادغام است؛ یعنی احترام به آنچه که بیانگر یک اصالت ذاتی است … تنها اثر آن یکی کردن هویت‌ها، از طریق ایجاد علقه ظریفانه وِداد، در یک کل هماهنگ است و از آنها هویتی می‌سازد والاتر از آنچه دربرگیرنده هویت‌های کوچک‌تر است… براثر قریحه ذاتی که زاده ژنی ترکیبی است، ریشه اصلی آریایی که قوم ایرانی را در سرزمین ایران تشکیل داد توانست ملت ایران را به وجود آورد؛ تار و پود این قوم، آن‌قدر نیرومند و سخت و به حد کافی مقاوم است که قدرت ایستادگی برابر فراز و نشیب ده قرن را داشته باشد؛ در وحدت ساختاری این قوم، غنای از نرمش مشاهده می‌شود که امکان می‌دهد عواملی کاملاً متفاوت جایی برای خود پیدا نمایند بدون آنکه وحدت آن از هم گسیخته شود. این عوامل که در شرایطی غیر از این، اقلیت‌ها را با اکثریت ملت در حالت خصومت قرار می‌دهد، درواقع فقط تأکیدی است بر ویژگی کمک‌های اصلی به غنای زندگی ملی ما ـ چنین است. فی‌المثل، در مورد یهودیان ما، ارامنه ما، که با شوق وافر قسمتی از مدنیت ما را تشکیل می‌دهند و در ادبیات و هنر ما مشارکت دارند، اما با وجه متمایز ذاتی که مدیون حفظ اصالت شخصیت آنهاست. هر کس قدم به ایران بگذارد درمی‌یابد که اکثریت و گروه‌های اقلیت ما به چه نحو رضایت‌بخشی یکدیگر را تکمیل می‌کنند و یک واحد کلی به وجود می‌آورند که قدرت آن معلول علقه‌ای است که ما را متحد می‌کند. حقیقت آنکه، مردم ایران هرگز کسی را در خود مستحیل نکرده است، همان‌طور که اجازه نداد خود مستحیل دیگران گردد. همیشه توانسته است ترکیبی به دست دهد و ترکیب، تحقق وجود واحدی راضی است که در منبع اصلی ثروت مشارکت می‌جوید. این سرمشقی است که زندگی در ایران ممکن است در ترکیبی عاری از تعصب عرضه بدارد؛ ترکیبی که ما عملاً در محدوده قریب سی قرن پایدار مانده‌ایم … ما از تجربه کهن سی قرن خویش همان درسی را می‌آموزیم که در اعلامیه‌های والای متفکران جدید مندرج است؛ یعنی پلیدی‌هایی که بشر را رنج می‌دهد، باید با تحقق بدون شرط و اجرای بدون تبعیض حقوق انسان در نظام سیاسی و اجتماعی تسکین یابد» (زندفرد، فریدون ۱۳۷۷: ۱۳۴–۱۳۵–۱۳۶).

از آغاز شکل گیری تاریخ معاصر تا پایان جنگ جهانی دوم در ایران مسئله‌ای بنام اقلیت‌ها یا منازعه قومی مطرح نبود. حتی در قانون اساسی مشروطه نامی از زبان رسمی کشور برده نشده بود. به نظر می‌رسد رسمیت و ملی بودن زبان فارسی به‌قدری برای جامعه ایرانی بدیهی بود که نویسندگان قانون اساسی، نیازی به گنجاندن چنین اصلی احساس نمی‌کردند.
مسئله شورش شیخ خزعل در خوزستان نیز ماهیت قومی چندانی نداشت و بیشتر مسئله کسب قدرت و نفوذ بیشتر از سوی امرا و نخبگان محلی مطرح بود. چنانچه برخی از قبایل عرب زبان مانند قبیله بنی‌طرف به شدت با وی مخالفت و برخی دیگری از قبایل ایرانی و غیر عرب منطقه از وی حمایت می‌کردند. تنها بعد از حضور نظامی ارتش سرخ در ایران بود که برخی از نخبگان محلی مانند پیشه‌وری و قاضی محمد به سوی دخالت دادن وفاداری‌های قومی در سیاست کشیده شدند.

اظهارات و جنس جملات بالا نشان می‌دهد تا پیش از جنگ جهانی دوم اصولاً مفهوم اقلیت در ایران بر اقلیت‌های دینی دلالت داشت.

نتیجه‌گیری دومی که ممکن است از این استخراج کرد اینکه، ادبیات سیاسی بالا که مشخصاً یک ادبیات ملی و عظمت‌طلبانه است به سال‌ها پیش از روی کار آمدن رضاشاه و شکل‌گیری ناسیونالیسم، به‌عنوان ایدئولوژی دولتی باز می‌گردد. بنابراین ادعای آن دسته از روشنفکران یا نویسندگانی که مدعی شده‌اند، ناسیونالیسم با تأسیس دولت مدرن در ساحت اندیشه و سیاست‌ورزی ایران ظاهر شده است، به شدت جای تردید دارد.

***

نقش چهره های ایرانی در عرصه علمی دنیا/ ۲۰دستاورد به نام ایرانیها

محققان

در فهرست دانشمندان سازمان های علمی و دانشگاه های تحقیقاتی برتر همیشه نام چند محقق ایرانی به چشم می خورد در سالی که گذشت نیز نخبگان ایرانی از سراسر دنیا دست به اقدامات جالب توجهی زدند.

خبرگزاری مهر – گروه دانش و فناوری، شیوا سعیدی: سال گذشته محققان ایرانی در حوزه های مختلف از فیزیک و شیمی گرفته تا پزشکی و جراحی به نوآوری هایی دست زدند و اکتشافاتی انجام دادند. دستاوردهای تحقیقات و فعالیت های آنان به طور محسوسی کیفیت زندگی انسان ها در سراسر جهان را ارتقا می دهد. علاوه بر آن محققان ایرانی متعددی  به پاس فعالیت ها و اکتشافات خود موفق به دریافت جوایز  معتبری شدند. در ۱۳۹۵ هم کماکان دانشمندان ایرانی ثابت کردند حرفی برای گفتن در حوزه های مختلفی علمی و فناوری دارند. دستیابی به جایزه دستاورد علمی، دریافت جایزه انجمن ریاضیات اروپا، رکورد زنی در حفظ جنین در آزمایشگاه،  کشف درمان فلج حرکتی و ساخت لنزهایی باریکتر از مو فقط بخشی از موفقیتهای آنان است.

درهمین راستا به برخی از مهمترین دستاوردهای محققان ایرانی در سال گذشته نگاه می کنیم:

فیزیکدان ایرانی برنده جایزه دستاورد علمی

کامران وفا، دانشمند ایرانی دانشگاه هاروارد در سالی که گذشت، جایزه نقدی

بخش فیزیک «جایزه دستاورد علمی» را از آن خود کرد. این بزرگترین جایزه نقدی در زمینه علوم و ریاضیات  و به ارزش ۲۵ میلیون دلار است که به بیش از هزار فیزیکدان، ریاضیدان و دانشمندان علوم زیستی تعلق می گیرد. وفا فیزیکدان ایرانی همراه اندرو استرومینگر از دانشگاه هاروارد و جوزف پولچینسکی  از موسسه کاولی، جایزه سه میلیون دلاری بخش فیزیک را برای ارائه نظریه ریسمان دریافت کردند. کامران وفا  که در سال ۱۳۳۹ شمسی در تهران متولد شده، از استادان دانشگاه هاروارد است که پس از ارائه نظریه ریسمان در سال ۲۰۰۸ میلادی موفق به دریافت مدال دیراک شد.

کشف شایع‌ترین علت مرگ نجات‌یافتگان از سرطان پروستات

پژوهش های دکتر جاوید مصلحی و همکارانش در دانشگاه واندربیلت نشان داد بیماری‌های قلبی شایع‌ترین علت غیرسرطانی مرگ ومیر در میان نجات‌یافتگان از سرطان پروستات است. با تشخیص زودهنگام، پیشرفت آهسته بیماری و درمان‌های موثر، بیماران مبتلا به سرطان پروستات اغلب زنده می‌مانند. دکتر جاوید مصلحی دستیار پروفسور  پزشکی کاردیووسکولار وآنکلوژی  و همچنین مدیرطرح «کاردیو-آنکلوژی» در دانشگاه واندربیلت است. او تحصیلات خود را در دانشگاه های جان هاپکینز و دانشکده پزشکی کانتیکت به پایان رسانده است.

دانشمند ایرانی برنده جایزه بین المللی فیزیک شد

محسن رحمانی، دانشمند جوان ایرانی در سال ۹۵ برنده جایزه سالانه اتحادیه بین المللی فیزیک محض و کاربردی شد. رحمانی به دلیل تحقیقات خود در حوزه تعاملات نور- ماده در مقیاس نانو به خصوص نانوفتونیک غیر خطی از طریق نانوساختارهای فلزی، دی الکتریک ونیمه رسانا موفق به دریافت این جایزه شده است. پیش از این او مدرک دکترای خود را از دانشگاه سنگاپور دریافت کرده و در آزمایشگاه Blackett امپریال کالج لندن مشغول به کار بود.

ساخت «نانوساندویچ» ابررسانا

روزبه شهسواری، دانشمند ایرانی دانشگاه رایس به همراه همکارانش موفق به طراحی یک “ساندویچ نانویی” متشکل از دو ورقه ضخیم اتمی از جنس گرافن و نانوخوشه‌های منیزیم اکسید شدند که یک ابررسانای فوق‌العاده قدرتمند ایجاد می‌کند. از این ابررسانا در دستگاه های الکترونیک نوری استفاده می‌شود. البته این نخستین فعالیت مهم شهسواری نیست. پیش از این او درباره استحکام سیمان نیز تحقیقاتی انجام داده بود. روزبه شهسورای دستیار پروفسور در بخش مهندسی محیط زیست و شهری در دانشگاه رایس است.

دانشمند ایرانی در فهرست ۱۰۰ متفکر جهانی

نشریه معتبر فارین پالیسی هر چند سال یکبار در قالب یک ویژه نامه به معرفی رهبران فکری و روشنفکران برجسته جهان می‌پردازد و سالی که گذشت نیز نام یک دانشمند ایرانی در میان ۱۰۰ متفکر برتر جهان بود. دکتر امین صالحی خوجین، دانشیار مهندسی مکانیک و صنعتی دانشگاه ایلی‌نوی شیکاگو امسال برای بهره‌برداری از قدرت گل‌ها در بخش نوآوران فهرست ۱۰۰ متفکر جهانی این نشریه برگزیده شد. این دانشمند ایرانی در ماه ژوئیه به همراه تیمش در دانشگاه ایلی‌نوی از طراحی یک سلول خورشیدی خبر داد که به تقلید از فرآیند فتوسنتز گیاهان می‌پردازد. این برگ مصنوعی به جذب دی‌اکسیدکربن از جو پرداخته و با استفاده از انرژی خورشیدی، این گاز گلخانه‌ای را با هزینه مشابه تولید بنزین به سوخت ترکیبی تبدیل می‌کند.

ساخت لنزنازک‌تر از موی انسان برای گوشی های آینده

سال گذشته گروهی از محققان شرکت سامسونگ و موسسه فناوری کالیفرنیا با همکاری دکتر امیر اعرابی موفق به تولید لنزهای مسطحی شدند که می‌توان آن را روی یک حسگر دیجیتالی تعبیه کرد و یک دوربین کوچک ساخت. این لنزها ۸۰ بار از موی انسان باریکتر هستند و می توان آنها را در نسل آتی دوربین ها به کار برد. دکتر امیر اعرابی، محقق فوق دکترای موسسه فناوری کالیفرنیا  است.

اعطای جایزه جهانی دانشمند برجسته در شیمی سبز به محقق ایرانی

در سال گذشته  علی ملکی دانشیار دانشگاه علم و صنعت موفق به کسب جایزه جهانی دانشمند برجسته بین المللی و جوان نخبه در شیمی سبز و کاربردی از اتحادیه بین المللی شیمی محض و کاربردی شد. ملکی مولف بیش از ۱۲۰ مقاله علمی معتبر و سطح اول بین المللی و کنفرانس‌های داخلی و خارجی بوده و در تالیف یک کتاب تخصصی لاتین در انتشارات بین المللی مشارکت و همکاری داشته است.

ایجاد روشی جدید برای کشف سالانه ۱۰ سیاهچاله با کمک دانشمند ایرانی

گروهی از ستاره‌شناسان با کمک منصور کرمی، دانشجوی دکترای دانشگاه واترلو در سالی که گذشت موفق به طراحی روشی جدید شده‌اند که به شناسایی ۱۰ سیاهچاله در سال کمک می‌کند. روش جدید طی دو سال تعداد سیاهچاله‌های شناخته‌ شده کنونی را دو برابر کرده و طی حدود یک دهه به کشف جزئیات بیشتر در مورد تاریخچه آنها کمک خواهد کرد. منصور کرمی، دانش‌آموخته دانشگاههای تهران و صنعتی شریف و دانشجوی دکترای دانشگاه واترلو است.

بانوی ایرانی‌ برنده جایزه انجمن ریاضیات اروپا

سارا زاهدی، ریاضیدان ایرانی الاصل ساکن سوئد موفق به دریافت جایزه معتبر انجمن ریاضیات اروپا (EMS) شد. این جایزه هر چهار سال یکبار به ریاضیدانان جوان اروپایی اعطا می‌شود. زاهدی به دلیل تلاش‌های خود در جهت ارتقای شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای رفتار سیالات که با هم مخلوط نمی‌شوند، این جایزه را دریافت کرده است. این محقق جوان ایرانی‌الاصل که در میان ۱۰ دریافت کننده با سن ۳۵ سال و کمتر قرار دارد، تنها زنی است که سال گذشته  موفق به کسب این جایزه شد. زاهدی مدرک دکترای خود را در سال ۲۰۱۱ از موسسه سلطنتی فناوری (KTH) دریافت کرد و پس از گذراندن مطالعات فوق دکترا در دانشگاه اوپسالا، به عنوان دانشیار در موسسه مشغول به کار شد.

ابداع روشی نوین برای نگهداری اندام‌های اهدایی

گروهی متشکل از دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون، دانشگاه کلمسون و دانشگاه مینه‌سوتا با همکاری نوید منوچهر آبادی، محقق ایرانی موفق به ابداع روش جدیدی برای حفظ و نگهداری اندام‌های اهدایی قبل از انجام عمل پیوند شدند. در این روش جدید اندام های منجمد شده به سرعت مجددا گرم شده تا آسیبی به آنها وارد نشود. منوچهر آبادی در این باره می گوید: این تکنیک جدید که توسط من و همکارانم انجام شده تکنیک «گرمایش نانویی» نام دارد. در این روش جدید مواد شیمیایی منجمد که با نانوذرات اکسید آهن ترکیب شده و با سیلیکون پوشش داده شده‌اند، در دریچه‌های قلب و رگ‌های خونی خوک تزریق شده و در محلول نیتروژن مایع در دمای منفی ۱۶۰ درجه سانتی‌گراد نگهداری شدند. نوید منوچهر آبادی محقق فوق دکترا در دانشگاه کارنگی ملون است.

ساخت جمجمه چاپی سه‌بعدی

محققان بیمارستان کودکان سی. ‌اس مت دانشگاه میشیگان با همکاری دکتر سجاد عرب‌نژاد، از جمجمه یک نوجوان مبتلا به نوعی تومور نادر به منظور انجام عمل جراحی چاپ سه‌بعدی انجام دادند . این تومور نادر و تهاجمی در بینی پارکر تورچان ۱۵ ساله «آنژیوفیبروم گلو و بینی نوجوانان» نام داشته که در پشت حفره بینی رشد می‌کند و بیشتر بر نوجوانان مذکر اثر می‌گذارد. دکتر سجاد عرب‌نژاد دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف است.

تولید کبد مصنوعی

دکتر علی خادم حسینی یکی از محققان ایرانی موسسه MIT و همکارانش موفق به ابداع شیوه‌ای نوین در ساخت اندام‌های مصنوعی شدند که از این روش برای ساخت کبد مصنوعی و بافت قلب روی موش و خوک استفاده کردند. او گروهش امیدوارند با دستیابی به نتایج امیدبخش، در آینده نسل نوینی از روش‌های درمانی را برای بیماران نیازمند ارائه دهند. حسینی، عضو هیات علمی و استاد فناوری علوم بهداشت و درمان در بخش فناوری و بهداشت دانشگاه هاروارد و دانشکده پزشکی هاروارد است.

رکورد زنی حفظ جنین انسان در آزمایشگاه

محققان دانشگاههای کمبریج و راکفلر با همکاری دکتر علی همتی بریوانلو جنین انسان را حدود دو هفته در آزمایشگاه پرورش دادند. این دستاوردی نویدبخش در درمان ناباروری، درمان سلول بنیادی و درک پایه‌ای از چگونگی شکل‌گیری انسان به شمار می‌رود.

بریوانلو مدرک دکترای خود را از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت کرده است.  او جوایز متعددی دریافت کرده از جمله Irma T. Hirschl/ Monique Weill-Caulier Trusts Career Scientist Award و جایزه سیرل اسکولار.

ساخت پنل‌های خورشیدی مطلوب‌تر و تراشه‌های سریع‌تر

دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در سان‌دیگو با همکاری ابراهیم فراتی، محقق ایرانی، نخستین دستگاه میکروالکترونیک فاقد نیمه رسانا را در سال ۹۵ ساختند که با لیزر کنترل شده و از الکترون‌های آزاد استفاده می‌کند. این دستاورد می‌تواند به ساخت پنل‌های خورشیدی بهتر و دستگاههای میکروالکترونیک(تراشه) سریع‌تر منجر شود که حامل نیروی بیشتری هستند. ابراهیم فراتی، فارغ‌التحصیل دانشگاه علم وصنعت ایران و محقق دانشگاه کالیفرنیا در سان‌دیگو است.

نخستین سیستم جراحی دارای حس لامسه در جهان

محققان دانشگاه دیکین استرالیا با همکاری محسن مرادی دالوند محقق ایرانی دانشگاه هاروارد و موسسه سیستم‌های هوشمند تحقیقات و نوآوری (ICERI) موفق به ساخت نخستین سیستم جراحی رباتیک جهان شده‌اند که می‌تواند حس لمس را در زمان انجام جراحی لاپاراسکوپی  با استفاده از یک رایانه به جراحان ارائه کند. دالوند، محقق مهمان دانشگاه هاروارد و محقق ارشد پروژه اظهار کرد بازخورد لمسی باعث ارتقای ایمنی شده و اجرای مطمئن‌تر مانورها و تشخیص‌های خاص را ممکن می‌سازد.

ابداع روش نوین پرورش سویه مخمرها با صفات دلخواه

سعید کابلی محقق ایرانی با همکاری دانشمندانی از دانشگاه اوساکای ژاپن تکنیک ابداعی برای ایجاد برش‌های همزمان در کروموزوم ارائه کردند که با استفاده از این روش می‌توان سویه‌های جدید مخمر با صفات دلخواه برای صنایع دارویی و غذایی تولید کردند. کابلی دانش‌آموخته و محقق پسادکتری ایرانی دپارتمان بیوتکنولوژی دانشگاه اوساکای ژاپن است.

استاد ایرانی عضو انجمن سلطنتی کانادا شد

پروفسور پورنگ ابوالمعصومی، استاد مهندسی برق و رایانه دانشگاه بریتیش کلمبیا به عضویت انجمن سلطنتی کانادا درآمد. او برای قدردانی از تحقیقات پیشگامانه‌اش در تصویربرداری پزشکی به عضویت هیات علمی کالج پژوهشگران، هنرمندان و دانشمندان جدید دعوت شده است. ریاست این کالج را دکتر «علیداد امیرفضلی» در اختیار دارد که یکی از اساتید برتر دانشگاههای کاناداست. فعالیت پروفسور ابوالمعصومی در این حوزه باعث شد این فناوری جدید وارد صنعت بهداشت و درمان شود. هزاران بیمار سرطانی اکنون بطور مستقیم از تکنیک‌های تحلیل تصویر وی بهرمند می‌شوند. دانشمندان در سراسر جهان نیز از روش‌های تصویربرداری فراصوت این دانشمند ایرانی برای انجام اکتشافات جدید استفاده می‌کنند.

تولید لباس هوشمند

بهناز فرهی، دانش آموخته دانشگاه کالیفرنیا جنوبی آمریکا در رشته معماری و طراحی، لباس هوشمندی را ساخته که به محیط اطراف کاربر واکنش نشان می دهد. او لباس سه بعدی را طراحی کرده که از آن بعنوان نسل آینده پوشش افراد یاد می شود. در داخل این لباس دوربین و حسگرهایی تعبیه شده اند که با خیره شدن افراد دیگر به شخص کاربر با توجه به سن و جنسیت آنها، لباس هوشمند شروع به نشان دادن واکنش و به نوعی کاربر را نسبت به این مسئله مطلع می کند.

ساخت کوچکترین ترانزیستور جهان

علی جاوه‌ای، دانشمند ایرانی دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و همکارانش با استفاده از نانولوله‌های کربنی و روان‌ساز موتور موفق به ساخت کوچکترین ترانزیستور جهان شد. اندازه ترانزیستورها از اهمیت بسیار زیادی در ارتقای فناوری رایانه برخوردار  است. ترانزیستورهای سیلیکونی کوچکتر دارای قدرت محاسباتی بیشتری هستند و پردازشگرها را سریع‌تر و کارآمدتر می‌سازند.

درمان فلج  حرکتی با فناوری محقق ایرانی

دکتر علی رضایی محقق دانشگاه اوهایو آمریکا در سال ۲۰۱۴ میلادی، تراشه ای کامیپوتری را در قسمتی از مغز یک جوان ۲۴ ساله که به دلیل شیرجه دچار قطع نخاع شده بود، قرار داد و با نتایج شگفت آوری روبرو شد.  بعد از گذشت تقریبا دو سال از آن عمل پیوند تراشه در مغز، دکتر رضایی با پیشرفت حرکتی قابل توجهی در شخص بیمار روبرو شد. این تراشه به یک رایانه متصل است و زمانیکه شخص در مورد حرکت دادن دست خود فکر می کند، الگوریتم های کامپیوتر تفکرات او را رمزگشایی می کنند و آنها را به پالس های الکتریکی که بر روی آستین او تعبیه شده است ترجمه می کند و می تواند عضلات دست خود را حرکت دهد. اکنون با بکارگیری فناوری ذهن این شخص می تواند بازی های کامپیوتری انجام دهد، شیشه بطری را بالا بگیرد و تلفن را بردارد.

 

***

هشدار حجت کلاشی درلزوم برچیده شدن پرچم های ترکیه از مغازه های آذربایجان ایران ۲ فروردین ۱۳۹۶

***

درگذشت نابهنگام سرور میلاد سقراط

درگذشت نابهنگام سرور میلاد سقراط از کوشندگان سازمان جوانان حزب پان ایرانیست درون مرز ، بسیار دردناک است. این این ضایعه بزرگ را به خانواده گرامی ایشان, دوستان و آشنایان, هموندان و هواداران حزب پان ایرانیست, همه ملی گرایان و ایراندوستان تسلیت گفته و برای همه بازماندگان آرزوی صبر و شکیبایی داریم

روانش شاد و راهرش پررهرو باد
سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست

Milad1

Milad2

***

پیام وحدت بخش دختر آگاه تاجیکستانی به همهٔ مردمان حوزهٔ ایران بزرگ فرهنگی و تمدنی

 

***

سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
www.paniranism.info[email protected]

درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

تارنمای نامه پان ایرانیسم
فیسبوک نامه پان ایرانیسم
تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
فیسبوک سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
تارنمای حزب پان ایرانیست
تارنمای سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
فیسبوک حزب پان ایرانیست
کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست
کانال ساند کلاود حزب پان ایرانیست:
https://soundcloud.com/paniranist-party
You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

*

Copyright©2011. All Images and Objects are the property of their Respective Owners | paniranism.info developed by Iranian Nationalist Group provided by Live Hoster