شماره ۲۴۲ – پان‌ایرانیسم چیست و چه می‌گوید؟

Print Friendly

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش “نامه پان ایرانیسم” یاری نمائید. سپاس!

Parcham-Meli-1

نامه پان ایرانیسم
چهار شنبه, ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ – ۲۶ آوریل ۲۰۱۷
www.paniranism.info – [email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

مطالب زیر تقدیم میشوند

پان‌ایرانیسم چیست و چه می‌گوید؟
تاریخچه پان‌ایرانیسم
شهر زیرزمینی دو هزار ساله‎ در استان همدان
دست‌کم ۸ مرزبان ایرانی در سیستان و بلوچستان کشته شدند
شرکت کشتیرانی تایوان خدمات خود به ایران را قطع کرد
دولت جمهوری اسلامی ، باید نسل‌کشی هم خانمانان ارمنی را به رسمیت بشناسد
آب و آسیاب !
خانم شیرین عبادی، تفنگت را زمین بگذار‬
اول اردیبهشت, زاد روز سعدی بزرگ گرامی باد‎
نادعلی همدانی میهن پرستی از دیار آذرآبادگان
در کنار تیسفون

پاینده ایران

Cho Iran Nabashad

پان‌ایرانیسم چیست و چه می‌گوید؟

واژه پان‌ایرانیسم براى نخستین بار پیرامون سال ١٣٠۵ خورشیدى از سوی دکتر محمود افشار یزدى در مجله کابل بکار برده شد. در این نوشته، دکتر افشار یزدى از هماهنگی و اتحاد میان ایران و افغانستان سخن گفته و سختى‌هایی را که در این راه می‌دید بازگو کرده بود. این کهنترین کاربرد واژه پان‌ایرانیسم است که از آن آگاهى داریم. پان‌ایرانیسم، بمانند هر مقولهٴ اجتماعى-‌ سیاسى دیگر، از دیدگاه‌هاى گوناگون تعریف‌هاى گوناگونى دارد. ما اینجا به دو تعریف زیر بسنده خواهیم کرد.

پان‌ایرانیسم از دیدگاه دکتر محمود افشاریزدى
پان‌ایرانیسم در نظر من باید “ایده‌آل” و هدف اشتراک مساعى تمام ساکنین قلمرو زبان فارسى باشد در حفظ زبان و ادبیات مشترک باستانى. منظورم اتحاد کلیه ایرانی‌نژادان – فارس‌ها، افغان‌ها، آذری‌ها، کردها، بلوچ‌ها، تاجیک‌ها و غیره – است براى حفظ و احترام تاریخ چند هزار سال مشترک و زبان ادبى و ادبیات مشترک. هیچ وقت عقلاى ایران اندیشه اینکه به خاک کشورهاى دیگر تجاوز کنند را در مخیله خود نداشته‌اند. همیشه حرف این بوده است که ما باید از لحاظ ارضى وضع کنونى خود را نگاه داریم و استوار کنیم.

پان‌ایرانیسم ما باید جنبه دفاعى و فرهنگى داشته باشد نه تهاجمى. به این معنى که در برابر “پان”هاى دیگر، مانند پان‌تورانیسم یا پان‌عربیسم که قصد تجاوز از حدود ارضى خود دارند، مقاومت داشته باشیم. (۱)

پان‌ایرانیسم از دیدگاه حزب پان‌ایرانیست
پان‌ایرانیسم وحدت و هماهنگى همهٴ تیره‌هاى ایرانى است در جهت استقرار حاکمیت ملت ایران.

ملت بزرگ ایران داراى یک وطن، یک تاریخ، یک فرهنگ، و آداب و رسوم می‌باشد. پراکندگى، تفرقه و تشتت، و وضع کنونى به ملت ایران تحمیل شده است. پان‌ایرانیسم نهضت وحدت طلب ملت ایران است. پان‌ایرانیسم جنبشى است سازنده و خلاق. نظامى است نوین بر اساس هدف‌هاى پرفروز تاریخ ایرانزمین. پان‌ایرانیسم راهى است براى ملت ایران براى رهایى و وحدت. (٢)

(۱) افغان‌نامه، دکتر محمود افشار یزدى، جلد سوم، چاپ تهران، ١٣۶١ خورشیدى، صفحات ۴٧۵ تا ۴٨٢
(۲) برگرفته از “ضد استعمار” نشریه داخلى حزب پان‌ایرانیست، سال دوم، شماره ١٣، فروردین ١٣٧٨

***

تاریخچه پان‌ایرانیسم

کوششهاى پان‌ایرنیست‌ها را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود: نهضت، مکتب، و حزب.

نهضت
با وجود آنکه دولت ایران در جنگ جهانى دوم اعلام بىطرفى نموده بود، در روز سوم شهریورماه ١٣٢٠، نیروهاى انگلیس و روس، با همکارى همه جانبه آمریکا، به ایران یورش آوردند و این کشور را باشغال درآوردند. در شامگاه هشتم شهریور، هنگامى که نیروهاى متجاوز به تهران سرازیر شدند، گروهى نوباوهٴ ایرانى، با احساسات میهن‌پرستانهٴ جریحه‌دار شده، قلوه سنگ‌هاى کنار خیابان را برداشته و به سوى تانک‌ها و نفربرها ى بیگانه پرتاب کردند. تنى چند از این نوباوگان، از جمله محسن پزشگپور و محمدرضاعاملى تهرانى، بعدها با همگامى و همیارى کسانى چون علینقى عالیخانى و داریوش همایون، باشگاه ایراندوست را تشکیل دادند. در سال ١٣٢٢، باشگاه ایراندوست با همکارى محمود کشفیان، نادر نادرپور، سیاوش کسرایى و دیگران نهضت محصلین را بوجود آوردند. خواستهاى نهضت محصلین همه صنفى بود و فعالیت آن مدت زمان کوتاهى بیشتر به طول نیانجامید.

گروه باشگاه ایراندوست در سال تحصیلى ٢٣-١٣٢٢، نخست رستاخیز ملى را بوجود آوردند و به دنبال آن، در سال ١٣٢٣، “انجمن” را پی‌ریزى کردند. انجمن در این زمان به کارهاى زیرزمینى و مبارزات عملى و انقلابى روى آورده بود.

در ظهر هشتم خرداد ١٣٢۵، علیرضا رئیس، یکى از یاران انجمن، در نتیجه انفجار یک نارنجک، جان خود را از دست داد. با شهادت علیرضا رئیس، عزم یاران انجمن براى ادامهٴ مبارزه راسختر گشت. محسن پزشگپور، که در این زمان سال پنجم دبیرستان را می‌گذرانید، فرمان رئیس را نوشت، و در آن براى نخستین بار، از پان‌ایرانیسم بصورت یک بنیاد فکرى و ایدئولوژیکى، و تنها هدف و آرزوى انجمن، نام برد.

مکتب
در شامگاه ١۵ شهریور١٣٢۶، به پیشگامى محسن پزشگپور، محمدرضا عاملی‌ تهرانى، علینقى عالیخانى، داریوش همایون، حسین طبیب، و گروهى دیگر از اندامان انجمن، مکتب پان‌ایرانیسم تشکیل شد. به دنبال آن، کلاس‌هایى براى مبلغان پان‌ایرانیسم برگذار شد و آموزش‌هاى لازم به منظور تبلیغ این اندیشه به آنان داده می‌شد.

در سال تحصیلى ٢٧-١٣٢۶، داریوش فروهر، منوچهر تیمسار، محمد مهرداد، و مهدى صدیقى به مکتب پان‌ایرانیسم پیوستند. داریوش فروهر و چند تن دیگر در آبانماه١٣٢٧ جدا شدند و حزب نبرد ایران را تشکیل دادند. در این هنگام، مبارزات پان‌ایرانیست‌ها وسعت بیشترى یافت. مبارزهٴ سختى میان پان‌ایرانیست‌ها و ناسیونالیست‌ها از یک سو، و برخى از افراد حزب توده از سوى دیگر، شکل گرفت. در مبارزات ملى شدن نفت، هواداران حزب توده تنها خواهان لغو قرارداد نفت جنوب بودند، ولى پان‌ایرانیست‌ها از ملى شدن نفت در سراسر ایران طرفدارى می‌کردند. کتاب “بنیاد مکتب پان‌ایرانیسم”، که تدوین و بحث در مورد مطالب آن از هنگام تشکیل مکتب شروع شده بود، در سال ١٣٢٩ منتشر شد و کلاس‌هایى براى آموزش مطالب آن برگذار شد.

حزب
در آبانماه ١٣٣٠، اکثریت اندامان مکتب موافقت کردند که با حزب نبرد ایران، به دبیر مسئولى داریوش فروهر، ائتلاف کنند و “حزب ملت ایران بر بنیاد پان‌ایرانیسم” را بوجود آورند. داریوش فروهر دبیر مسئول حزب شد و اندامان کمیته موقت عالى رهبرى عبارت بودند از: محسن پزشگپور، محمدرضاعاملى تهرانى، جواد تقی‌زاده، و حسنعلى صارم کلالى.

گروهى از اعضاى مکتب نیز بودند که با ورود به مرحله حزبى مخالف بودند. این گروه به پیشگامى محمد مهرداد و منوچهر تیمسار، سازمان پان‌ایرانیست، یا پرچمداران پان‌ایرانیسم، را بوجود آوردند.

فعالیتهاى یکپارچهٴ حزب ملت ایران بر بنیاد پان‌ایرانیسم بیش از دو یا سه ماه به درازا نکشید. در هفدهم دیماه ١٣٣٠، گروهى از افراد مکتب پان‌ایرانیسم از تهران و شهرستان‌ها، که از خط مشى حزب به دبیر مسئولى داریوش فروهر خشنود نبودند، تصمیم به جدا شدن از این حزب و تشکیل حزب پان‌ایرانیست گرفتند. محسن پزشگپور، محمدرضا عاملى تهرانى، اسماعیل فریور، و هوشنگ آقابیاتى، به عنوان کمیته موقت حزب پان‌ایرانیست، مسئول تدارک برگذارى نخستین کنگره این حزب گردیدند. تا پیش از کودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، تلاش‌هایى براى بهم پیوستن دو حزب ملت ایران و پان‌ایرانیست صورت گرفت که به نتیجه دلخواه نرسید.

حزب ملت ایران بر بنیاد پان‌ایرانیسم، به رهبرى داریوش فروهر، به فعالیت خود ادامه داد و به جبهه ملى پیوست. این حزب، در بیستم دیماه ١٣٣٧، مرامنامه‌اى در چهارده بند ارائه نمود که در مجموع با اندیشه‌هاى پان‌ایرانیسم تضادى نداشت. این مرامنامه، در نخستین کنگره حزب در پانزدهم شهریور ١٣۴٠، مورد پذیرش قرار گرفت. افزوده بر آن، در این کنگره، پرچم پان‌ایرانیسم، عنوان “بر بنیاد پان‌ایرانیسم” از نام حزب، و نیز کلمه “سرور” براى خطاب به اندامان حزب، حذف گردید.

حزب پان‌ایرانیست به جبهه ملى نپیوست، ولى در مبارزه ملى شدن نفت و دیگر سیاست‌هاى ملى دکتر محمد مصدق، نخست وزیر وقت، از او حمایت می‌کرد. در جریان دفاع دکتر مصدق از منافع ملت ایران در دادگاه لاهه، حزب پان‌ایرانیست کاملاً از او حمایت کرد. در قیام ٣٠ تیرماه ١٣٣٠، هوشنگ رضیان، یکى از اعضاى حزب، در جریان این قیام در حمایت از دولت کشته شد. با بالا گرفتن اختلافات میان دکتر مصدق و آیتﷲ کاشانى، غالب گروه‌هاى سیاسى از یکى علیه دیگرى جانبدارى می‌کردند. حزب پان‌ایرانیست، با وجود حمایت کامل از دکتر مصدق، از حمله به جناح طرفدار آیتﷲ کاشانى خوددارى می‌کرد و همواره سعى در جلوگیرى از مخالفت‌هاى دو گروه می‌نمود.

کودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با حمایت مستقیم آمریکا و انگلیس و توافق ضمنى روس‌ها و سکوت حزب توده و عدم مقاومت گروه‌هاى ملى و هواداران مصدق به نتیجه رسید؛ و دولت ملى دکتر مصدق ساقط شد. این کودتا سرنوشت همهٴ گروه‌ها و احزاب سیاسى را دگرگون سا‌‌خت. پس از کودتا، فعالیت‌هاى حزب پان‌ایرانیست به صورت مخفى ادامه پیدا کرد.

در اواخر دهه ١٣٣٠، اندکى از فشار سیاسى بر روى گروههاى سیاسى کاسته شد و امکان فعالیت بیشتر براى آنان پدید آمد. در تیرماه ١٣٣٩، جبهه ملى دوم تشکیل شد که حزب ملت ایران نیز جزئى از آن بود. جمعیت نهضت آزادى ایران، در اردیبهشت ١٣۴٠، توسط مهدى بازرگان و آیتﷲ سید محمود طالقانى پایه‌گذاری شد، و آن نیز به جبهه ملى پیوست.

از همان آغاز اختلافاتى میان رهبران نهضت آزادى و دیگر رهبران بنیاد جبهه ملى از جمله دکتر غلامحسین صدیقى، دکتر کریم سنجابى، الهیار صالح، بروز کرد. این اختلافات سرانجام به ازهمپاشى جبهه ملى دوم و تشکیل جبهه ملى سوم انجامید. با وجود آنکه در آن زمان جبهه ملى یک سازمان قوى و مورد اقبال مردم بود، در میان اندامان آن، بر سر نحوه فعالیت تشکیلاتى و سازمانى، دو طرز فکر مختلف وجود داشت. یک گروه خواستار این بود که جبهه ملى از افراد تشکیل بشود و نه از احزاب، و دیگرى خواستار حفظ شکل سنتى جبهه ملى بود. اکثر اعضاء شوراى مرکزى جبههٴ ملى طرفدار طرز فکر اول بودند.

حزب پان‌ایرانیست نیز بر فعالیت خود افزود و در بهمن‌ماه آن سال کنگرهٴ دوم حزب برگزار گردید. از نیمهٴ اول مهرماه ١٣۴٠، نسل جوان، ارگان سازمان دانشجویان حزب پان‌ایرانیست، دورهٴ دوم انتشار خود را آغاز نمود. در اروپا، ناسیونالیسم، نشریه دانشجویان پان‌ایرانیست خارج از کشور، منتشر می‌شد. جزوهٴ “عصر بیدارى ملتها”، نوشتهٴ دکتر محمودى بختیارى؛ “مکتبهاى مشهور سیاسى” و “دو جنبهٴ مبارزه با بلشویسم” ، نوشتهٴ دکتر عاملى تهرانى؛ و جزوهٴ “انجمنهاى ایالتى و ولایتى یا طرح تجزیه ایران” منتشر شد. در اسفندماه ١٣۴٠، نشریهٴ تعلیماتى شماره ١ حزب پان‌ایرانیست، با بحثهایى پیرامون موقع‌شناسى و وظایف و اختیارات مسئولان و رابطان حزب در شهرستانها منتشر گردید. در همین هنگام، بحث و بررسى گروههاى حزبى جهت تنظیم و تدوین برنامه‌هاى حکومتى حزب پان‌ایرانیست آغاز گشت.

کنگره سوم حزب پان‌ایرانیست در مهرماه ١٣۴١ برگزار شد و طى آن تصمیم برآن گرفته شد که از حداکثر امکانات قانونى براى فعالیت علنى استفاده شود. اعضاى کمیته عالى رهبرى عبارت بودند از محسن پزشگپور، دکتر محمد رضا عاملى تهرانى، دکتر فضلﷲ صدر، دکتر عباس روحبخش، حسن کامبخش، دکتر هوشنگ طالع، و دکتر عبدﷲ افسرپور. کمیته عالى رهبرى، در نشست آبان ماه ١٣۴١، دکتر عاملى تهرانى را به دبیر مسئولى حزب انتخاب نمود.

در این هنگام، آن دسته از اعضاى حزب پان‌ایرانیست و حزب ملت ایران که از جدایى این دو حزب خشنود نبودند، براى اتحاد دوبارهٴ آنان تلاش‌هایى را آغاز کردند. نشستى با حضور داریوش و پروانه فروهر، که تازه پیوند زناشوئى بسته بودند، محسن پزشگپور، دکتر محمد رضا عاملى تهرانى، و گروهى از اعضاى دوحزب بر گزار شد. در این جلسه پیشنهادهاى مختلفى براى وحدت مطرح شد که هیچیک مورد قبول هر دو طرف واقع نشد. بدین ترتیب، فرصتى دیگر براى اتحاد این دو حزب از دست رفت.

لوایح ششگانه، که در سال ١٣۴١ از سوى شاه پیشنهاد شده بود، و بعدها انقلاب سفید نام گرفت، بویژه دو اصل اصلاحات ارضى و خلع ید از اربابان بزرگ، و همچنین شرکت زنان در انتخابات، از نظر حزب پان‌ایرانیست حائز اهمیت ویژه‌اى بود. این حزب، اگر چه عضو جبهه ملى نبود، ولى همواره سعى داشت که دوشادوش آن فعالیت نماید. با توجه به این امر، حزب پان‌ایرانیست با برخى سران جبهه ملى، از جمله دکتر صدیقى، دکتر سنجابى، دکتر بقایى، و داریوش فروهر، تماس گرفت و به آنان پیشنهاد کرد که دررفراندوم ششم بهمن شرکت کنند. حزب پان ایرانیست معتقد بود که کسانى که در اطراف شاه بودند از اعتقاد و توان لازم براى اجراى چنین اصول مهمى برخوردار نبودند. به این ترتیب، نیروهای ملى می‌توانستند مبارزه‌اى همه جانبه با دست اندرکاران حکومت را آغاز کنند. این پیشنهاد مورد قبول و توجه چند تن از رهبران جبهه ملى قرار گرفت، ولى به سبب تنش‌هاى درون-سازمانى نتوانست مورد بررسى درخور قرار گیرد. داریوش فروهر لوایح ششگانه را عوام‌فریبى شاه می‌دانست و با راٴى مثبت دادن به آن مخالف بود.

حزب پان‌ایرانیست، در اواخر دی‌ماه ١٣۴١، موافقت مشروط خود را پیرامون لوایح ششگانه اعلام کرد. در اعلامیه این حزب، مورخ ٢٧/١٠/١٣۴١، آمده است: ” … گو اینکه لایحه اصلاحات ارضى و ملحقات آن داراى پاره‌اى نواقص است، از جمله آنکه تحولات کشاورزى را در مسیر رشد سریع اقتصادى تاٴمین نمی‌کند، … و گو اینکه پنج طرح دیگرى که به تصویب ملى گذاشته شده است، آن چنان توانایى ایجاد تحول و دگرگونى در زمینه‌هاى اجتماع را ندارد، … و گو اینکه خلع ید از عوامل فاسد و منحرف و کهنهٴ هیئت حاکمهٴ ایران و استقرار یک حکومت ناسیونالیستی و وصول به نظام شایستهٴ ملت ایران ممکن نیست …، حزب پان‌ایرانیست، بخاطر حمایت و پشتیبانى از این گامى که به جلو برداشته شده است، در امر تصویب ملى پاسخ آرى خواهد داد و موافق مشروط می‌باشد. ” جزوهٴ “نظرات انتقادى و تکمیلى حزب پان‌ایرانیست در باره لوایح ششگانه” نیز که بیانگر نظرات حزب بود، در همان زمان منتشر شد .

اختلافات درونى جبهه ملى از یک سو، و مخالفت سران جبهه با بنیانگذار آن، دکتر مصدق، بر سر اساسنامه آن از سوى دیگر، منجر به توقف فعالیت‌هاى جبهه ملى دوم در نیمه دوم سال ١٣۴٢ گردید. پس از متوقف شدن کوشش‌هاى جبهه ملى، گروهى از اندامان آن از دکتر مصدق خواستند که تشکیل جبهه ملى جدیدى را، به صورتى که خود او مقتضى می‌دانست، به باقر کاظمى ارجاع کند. دکتر مصدق به توصیه آنان عمل نمود. به این ترتیب، با نظارت باقر کاظمى و شرکت احزاب و جمعیتهاى: نهضت آزادى ایران، سازمان دانشجویان جبهه ملى، حزب ملت ایران، و جامعه سوسیالیست‌هاى نهضت ملى، تلاش بر این شد که جبهه ملى دیگرى به نام جبهه ملى سوم تشکیل گردد. اما در عمل، جبهه ملى سوم هیچگاه به صورتى که باید پا نگرفت.

به دنبال رفراندوم ششم بهمن ١٣۴١، تحولات کشور هرچه بیشتر بر قدرت شاه می‌افزود. تیمور بختیار، رئیس پر قدرت سازمان امنیت، برکنار و تیمسار پاکروان به جاى او نشست. انتخابات مجلس ٢١ در شهریور ماه ١٣۴٢ زیر نظر اسدﷲ علم برگزار شد. از نمایندگان دوره‌هاى گذشته تنها ١٨ تن در این مجلس حضور داشتند، و کارآیى این مجلس عملاً سلب شده بود. حزب پان‌ایرانیست در انتخابات شرکت نکرد. جبهه ملی نیز این انتخابات را تحریم کرد.

حزب پان‌ایرانیست که تدوین برنامه حکومتى خود را قبل از کنگره سوم، یعنى از سال ١٣۴٠ آغاز و اکنون به پایان رسانده بود، خود را آماده حضور در صحنه سیاسى کشور می‌دید. کنگره چهارم حزب در تیرماه ١٣۴٣ تشکیل گردید. در این کنگره، پیشنهاد غیر منتظره‌اى از سوى دکتر عاملى تهرانی، دکتر صدر، دکتر طالع، دکتر روحبخش، و محمد على زرشکى مطرح گردید. بموجب این پیشنهاد، که با اکثریت نیز مورد تصویب قرار گرفت، کمیته عالى رهبرى منحل شد. همهٴ اختیارات این کمیته و همچنین اختیارات دبیر مسئول به محسن پزشگپور، رهبر حزب، واگذار گردید. به این ترتیب، از آن زمان تا کنگره هفتم که در بهمن ١٣٧۶ تشکیل شد، سیستم رهبرى فردى بر حزب پان‌ایرانیست حاکم گردید.

برخى از اندامان حزب از این تصمیم ناخشنود بودند و تنى چند نیز از حزب کناره‌گیرى کردند. اما حزب پان‌ایرانیست همچنان فعالیت علنى خود را در درون و برون از کشور دنبال مىکرد. در آذرماه ١٣۴٣، شعارهاى ٣٩ گانه‌اى، به نام منشور سربلندى ایران، منتشر گردید. این منشور راهنماى مبارزات حزب پان‌ایرانیست در آن برهه از زمان بود.

بندهایى از منشور سربلندى ایران: “بحرین، استان چهاردهم میهن ما، بى ارزشتر از کشمیر و قبرس نیست؛ آن را به مام میهن بازگردانید”. “در برابر دشمن مسلح، باید تا دندان مسلح بود”. “درهاى دانشگاه‌ها و مدارس ایران را بر روى هم‌میهنان ساکن خلیج فارس و ایرانیان خارج از مرز باز کنید”. “زمان، زمان وحدت است. ایرانیان، بر ضد تجاوز و نفوذ بیگانگان متحد شوید”. “به فرزندان این سرزمین نقطه حرکت واحد و امکان و فرصت مساوى بدهید”. “این سرزمین، ایرانزمین است. در ایرانزمین، براى هیچ اندیشه ضد ایرانى جایی نیست”. “هر سازمان ادارى باید خشتى از بناى عظیم نظم ملى باشد”. “سکوت دشت‌ها و کوهستان‌هاى ایرانزمین را با فریاد پر خروش گردش چرخ کارخانه‌ها در هم شکنید”.

داریوش فروهر پس از انقلاب ١٣۵٧ وزیر کار در دولت موقت مهدى بازرگان گردید. او و همسرش، پروانه فروهر، در آذرماه ١٣٧٧ در خانهٴ خود به دست عوامل وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى کشته شدند.

ماٴخذ: عمدتاً “نگاهى گذرا بر تاریخ پان‌ایرانیسم” که توسط مهندس رضا کرمانى به صورت پاورقى در “ضداستعمار”، نشریه داخلى حزب پان‌ایرانیست، نوشته می‌شود. نشریه “ضداستعمار” اکنون “حاکمیت ملت” نامیده می‌شود.

***

شهر زیرزمینی دو هزار ساله‎ در استان همدان

Hamadan

باستان‌شناسان سکونت‌گاهی باستانی را از زیر خاک بیرون کشیده‌اند که ۲۵ اتاق بزرگ دارد و این اتاق‌ها با تونلی به هم مرتبط شده‌اند.

آنها بقایای وهم‌ناک یک شهر زمینیِ باستانی را کشف کرده‌اند که قدمت آن به دوران مسیح و دوره‌ی اشکانیان در ایران باز می‌گردد.

به گزارش روزنامه انگلیسی «سان»، این شهر زیرزمینی در نزدیکی شهر سامن از توابع شهرستان ملایر در استان همدان کشف شده و متشکل از تونلی است که ۲۵ اتاق بزرگ را به هم متصل کرده که در واقع به عنوان خانه از آنها استفاده می‌شده است.

کار بر روی عملیات حفر این مکان تاریخی که در ۲۵۰ مایلی (۴۰۰ کیلومتری) تهران قرار دارد همچنان ادامه دارد.

علی خاکسار، معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری استان همدان گفته است که احتمالاً قدمت این سکونت‌گاه به ۲۰۰۰ سال پیش می‌رسد. ماه گذشته نیز کارشناسان یک غار مسکونی‌‌ در کوه‌های مرکزی ایران کشف کردند که مربوط به قرن ۱۲ میلادی بود.

در بهمن‌ماه گذشته نیز حفاری‌ها در جنوب ایران به کشف یک رصدخانه‌ی باستانی‌ منجر شد که گمان می‌رود قدمت آن به ۲۲۴ تا ۶۵۱ پس از میلاد بازگردد.

بر گرفته از تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

***

دست‌کم ۸ مرزبان ایرانی در سیستان و بلوچستان کشته شدند

چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ − ۲۶ آپریل ۲۰۱۷
دست‌کم ۸ مرزبان ایرانی در سیستان و بلوچستان کشته شدند
چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

Sarbaz 2

خبرگزاری صدا وسیمای ایران گزارش داده است که در درگیری مرزبانان سیستان و بلوچستان با افراد مسلح، هشت نفر از مأموران نیروی انتظامی ایران کشته شده‌اند.

بنا بر این گزارش در درگیری مرزبانان با “اشرار” که در مرز میرجاوه رخ داده چهار مرزبان دیگر هم زخمی شده‌اند.

میرجاوه یکی از شهرهای کوچک استان سیستان و بلوجستان در جنوب شرقی ایران است.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه ایران تعداد مرزبانان کشته‌شده در این درگیری را ۹ نفر اعلام کرده است.

بر این اساس از این تعداد ۳ نفر پرسنل کادر و ۶ نفر دیگر سرباز بوده‌اند.

 

Sistan

این خبرگزاری به نقل از مرکزاطلاع رسانی پلیس گفته: “درحین گشت زنی مرزبانان منطقه میرجاوه، تعدادی از تروریست‌ها از داخل خاک پاکستان مرزبانان را با استفاده از سلاح های دوربرد به شهادت رساندند. مسئولیت این اقدامات به عهده دولت پاکستان است؛ فرماندهی مرزبانی ناجا هم اکنون درمنطقه حاضر و درحال بررسی موضوع است.”

کانال سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست

***

شرکت کشتیرانی یانگ مینگ تایوان همکاری خود با ایران را قطع کرد.

 

Taiwan 2

به گزارش سازمان جوانان پان‌ایرانیست به نقل از رویترز این شرکت علت قطع همکاری خود با ایران را نگرانی‌ها تحریم‌های جدید علیه تهران و تنش‌های منطقه‌ای عنوان است.

خبرگزاری رویترز روز جمعه اول اردیبهشت در گزارشی به نقل از یک مقام اجرایی در این شرکت نوشت: «در اتخاذ این تصمیم تحریم‌های اخیر علیه ایران، تنش‌های جاری ژئوپولیتیک در منطقه و آنچه میان ایران، آمریکا و اروپا می‌گذرد مورد ملاحظه قرار گرفته است.»

شرکت کشتیرانی یانگ مینگ تایوان نخستین شرکت خارجی است که یک سال پس از امضای برجام ارائه خدمات خود به ایران را قطع می‌کند.

به گزارش رویترز، لغو خدمات این شرکت برای ایران، احتمالا نشانه‌ دیگری است که مبادلات تجاری با ایران، به آن شکلی که دولتمردان یازدهم تبلیغ کردند و وعده دادند، پس از امضای برجام افزایش نیافته است.

در حالی‌ که دولت روحانی گزارش می‎دهد شرکت‌های کشتیرانی خارجی پس از توافق هسته‌ای تجارت با ایران را از سر گرفته‌اند، اما تجارت حیاتی دریایی با ایران همچنان پرهزینه و پیچیده است.

***

دولت جمهوری اسلامی ، باید نسل‌کشی هم خانمانان ارمنی را به رسمیت بشناسد

دکتر هوشنگ طالع

 

Arameneh

روز ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ میلادی ( پنجم اردیبهشت ۱۲۹۴ ) در گرماگرم جنگ جهانی یکم ، حکومت جنایت‌کار عثمانی که سراسر تاریخش مالامال از قتل‌عام ، تجاوز نظامی و به برده‌کشاندن مردمان آزاده است ، دست به قتل‌عام هم‌خانمانان ارمنی ما زد . در این قتل‌عام ، هم‌خانمان آشوری ساکن قلمرو عثمانی نیز از این جنایت در امان نماندند .

در این جنایت دهشتناک که از آن به عنوان بزرگ‌ترین نسل‌کشی ( ژنوسید ) سده‌ی بیستم نام برده می‌شود ، کمابیش یک و نیم میلیون تن از هم‌خانمان ارمنی و نیز بیش از ۱۰ هزارتن از هم‌خانمانان آشوری ما به قتل رسیدند.

Arameneh 2
دولت ایران با وجودی که بخشی از کشور در اشغال انسان‌نمایان عثمانی بود ، درهای سفارت و کنسول‌گری‌های خود را در خاک عثمانی بر روی هم‌‌خانمانان ارمنی و نیز آشوری گشود و برای در امان ماندن آنان از قتل‌عام از سوی انسان‌نمایان عثمانی ، برای بسیاری گذرنامه‌ی ایرانی صادر کرد و مردم ایران در مناطق تحت اشغال عثمانی نیز از هیچ یاری و هم‌راهی به هم‌میهنان و هم‌خانمانان ارمنی و آشوری ، دریغ نکردند .

حزب پان‌ایرانیست با محکوم کردن این جنایت ضدبشری ، اعلام می‌دارد که حکومت ترکیه به عنوان جانشین حکومت عثمانی ، مسئول این جنایت بزرگ تاریخی است و باید پی‌آمدهای آن را بپذیرد .
از سوی دیگر دولت جمهوری اسلامی باید این جنایت ضد بشری حکومت عثمانی را به عنوان « جنایت علیه بشریت » به رسمیت بشناسد.

ایرانی‌ها و ارمنی‌ها دارای اشتراکات ژرف تاریخی ، تباری ، فرهنگی و سرزمینی هستند . ما این اشتراکات را گرامی می‌داریم و ارمنی‌های سراسر جهان را هم‌خانمان و هم‌میهن خود می‌دانیم .

پاینده ایران
تهران ـ پنجم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶

***

آب و آسیاب !

حسین شهریاری سه شنبه ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

Shahriari

خواندن دو خبردر روزنامه آفتاب یزد شماره ۴۸۷۶ برآنم داشت ، با پرداختن به انها پاره ای از ناگفته های دست اندر کاران را بازگو کنم;
۱ – محمد فتوحی رییس دانشگاه صنعتی شریف به ” ایرنا ” گفت : « از بین رفتن فضای امنیتی در دانشگاهها ، طی ۴ سال گذشته ، اهتمام جدی و ویژه ای برای رونق شتاب علمی کشور داشته است »
۲ – کمره ای مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در گفتگو با ایسنا گفت : « نظام آموزشی قادر به پاسخگویی به نیاز جامعه نیست » او همچنین افزود : « نظام آموزشی ما به شدت در معرض نا کار آمدی قرار گرفته است »
دو جاهمدار در کار آموزش یکی از درخشش دانش و از میان رفتن ” فضای امنیتی ” سخن میگوید و دیگری از نا کار آمدی آن ، بیگمان این دو گانگی دیدگاهها ، آنهم برای یک چیز ، نه تنها جای شگفتی است ، بلکه نشان از ناگفته های پشت پرده دارد .
گیست ؟ که نداند ، اینروزها بازار دکه های فروش پایان نامه های کارشناسی و کارشناسی ارشد از گرمی ویژه ای برخوردارا ند ، کیست که نداند ؟ آنگاه که دانشجویان برجسته در رشته های گونا گون میدرخشند ، ناگزیرند رخت سفر بربندند ، ترک یار ودیار خویش کنند ، تا آبشخوری برای پاسخ به پرسشهایشان پیدا کنند .
در چنین گیرو داری ، سالهاست دوستداران بزرگی ایران و هم میهنان آزاده فریاد میزنند ، ” امنیتی ” کردن دانشگاهها و دیگر جایگاههای آموزشی از سوی دولتهای جمهوری اسلامی « ریختن آب به آسیاب بیگانه است » ! و ناتوانی پژوهش ، ناکارآمدی دانش پژوهان و فرار اندیشمندان را در پی خواهد داشت ، اما کو گوش شنوایی برای پاسخگویی ، اینک رییس دانشگاه به این رویداد ( امنیتی بودن دانشگاهها ) خستو شده ، اما هنوز نمیتوان به برچیدن یا کاهش فشارها امید وار بود ! .
از سوی دیگر سخنان مدیر کل آموزش و پرورش تهران ، گواه است ، نظام آموزشی کشور در دوران جمهوری اسلامی ، نه تنها در تباین ( خلاف ) با بند ۳ از اصل ۳ و اصل ۳۰ بربست پایه ( قانون اساسی ) کار کرده است ، بلکه سازمانی طبقاتی پدید آورده ، که در ان هر خانواده ای پول بیشتری هزینه کند ، فرزندش آموزش بهتری را دریافت میکند ! ، آنگاه دانشگاههای پولی نیز پایان بخش این روند پولسازند ، به همین روی آموزش وپرورش ناکار آمد شده و دوران بیهودگی را سپری میکند ، و چه بهتر که این سخنان از سوی جاسنگینان آموزشی در میان گذاشته شده است ، به گفته مولانا « آفتاب آمد دلیل آفتاب »

***

خانم شیرین عبادی، تفنگت را زمین بگذار‬

نریمان فاضلی

Shirin Tofang

خبرگزاری العربیه روز پنجشنبه، ۱۹ اسفندماه از برگزاری نشستی در پارلمان سوئیس میان چندتن از نمایندگان پارلمان و تعدادی از ایرانیان خبر داده است. با توجه به اینکه این خبر در هیچ خبرگزاری معتبری منتشر نشد، اما در عین حال تکذیبه‌ای نیز از سوی کسانی که نامشان به عنوان شرکت‌کننده در گزارش العربیه آمده، تا لحظه نگارش این یادداشت، صادر نشده است، به مواردی پیرامون این نشست خواهم پرداخت.‬

‫بر اساس گزارش العربیه روز چهارشنبه ۸ مارس، برابر با ۱۸ اسفندماه، نشستی که این رسانه آن را نشستی درباره ملیت‌ها و اقلیت‌های ایران عنوان کرده در شهر برن، پایتخت سوئیس، برگزار شده است. ‬

هرچند خبرگزاری العربیه در تنظیم خبر تلاش کرده دیدار را دیداری جلوه دهد که گویی چند تن از فعالان نه چندان مطرح به صحن پارلمان سوئیس دعوت و این پارلمان کار خود را تعلیق و به سخنان این افراد گوش سپرده، اما از تصویر متشر شده مشخص است دو سه نماینده پارلمان و احتمالاً بنا به درخواست این افراد، همان‌گونه که روند برگزاری چنین نشست‌هایی این‌گونه است، در یکی از اتاق‌های پارلمان سوییس با این افراد به گفتگو نشسته‌اند.

حضور چهره‌هایی چون کریم عبدیان بنی‌سعید، مصطفی هجری، ماشاالله رزمی و چند نیروی ریز و درشت دیگر که پای ثابت هر برنامه ضد ایرانی هستند، با در نظر گرفتن اهداف و آرمان‌هایشان و همچنین جریان سیاسی و تشکیلاتی که به آن وابسته‌اند، عادی است. سال‌هاست این افراد در اروپا و امریکا با برگزاری نشست‌های مختلف و استفاده از دست‌آویزهای متنوع، به اسم مبارزه با جمهوری اسلامی، در جهت از بین بردن یکپارچگی ایران تلاش می‌کنند. برخی از این گروه‌ها حتی ایجاد آشوب‌های داخلی و رودررویی ملت ایران و ایجاد جنگ و تنش‌های قومی قبیله‌ای در کشور را، از جمله تاکتیک‌های مبارزاتی خود در نظر گرفته‌اند؛ همین الگوی ایجاد شکاف قومی برای سرنگونی دولت سوریه نیز امتحان شد، اما نه تنها حکومت سوریه را برکنار نکرد، بلکه از سوریه ویرانه ساخت و مردم سوریه را، جدا از تبار و مذهب، یا به کام مرگ کشاند یا آواره گوشه گوشه‌ی جهان کرد. در ایران هم مبارزه با جمهوری اسلامی و تلاش برای تضعیف آن تنها با همبستگی ملی ایرانیان امکانپذیر است و نه با ایجاد شکاف و جنگ‌های قومی.‬

‫بدون شک، برگزاری چنین جلساتی هیچ اثر مهمی بر وضعیت ایران نمی‌گذارد، اما همراهی شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، با این چریک‌ها از طنزهای تلخ تاریخ ایران است. عنوان این نشست نشان می‌دهد که عده‌ای ملت واحد ایران را به رسمیت نشناخته‌اند و به دنبال پروژه‌های ملت‌سازی هستند. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا واقعاً شیرین عبادی که حقوقدان هم هست، نمی‌تواند معنای این عنوان را بفهمد؟ آیا یک حقوقدان ایرانی این مقدار نسبت به مفاهیم ملت و ملیت و کشور خود ناآگاه است که تصوری از آنها ندارد و تاکنون نفهمیده ایران، همان‌جایی که او مدعی تلاش برای رسیدن افراد جامعه‌اش به حقوق و آزادی و صلح است، دارای یک ملت و ملیت واحد است و نه ملل و ملیت‌ها؟‬

این سطح از بی‌توجهی یک حقوقدان که جایزه صلح نوبل دریافت کرده، اگرچه تأسف برانگیز است، اما، بنا به سرشت زمانه که سخت سفله‌پرور است، قابل درک است. با آنچه در تاریخ معاصر تجربه کرده‌ایم برایمان طبیعی شده که مدام عده‌ای را ببینیم که بخواهند برای «ما» صلح و آزادی و خوبی‌های دیگر ببار بیاورند در حالی که نه این «ما» را می‌شناسند و نه تصوری از صلح و آزادی برای این ملت فلک‌زده دارند و چه بسا برخی نیز مأموریتی علیه این «ما» داشته باشند.‬

‫به راستی چگونه خانم دارنده جایزه صلح نوبل در نشستی شرکت می‌کند که در آن تعدادی اهل تفنگ و جنگ و ترور، جمع باشند و ایشان بینشان بنشیند و به همراهی‌ برخیزد و تأییدشان کند و از قضا حتی «تفنگت را زمین بگذار را هم زمزمه نکند»!‬

‫از سوی دیگر حضور سیبل ارسلان در این نشست نشان می‌دهد که این برنامه ربطی به اهالی ترکیه دارد و با مساعی جمیله آنها برپا شده است!‬

از سوی دیگر حضور سیبل ارسلان در این نشست نشان می‌دهد که چه بسا انگشتانی ترکی نیز در کار باشد. ترکیه اشتیاق وافری دارد که پاسخی مؤثر به ایران را در داخل ایران پرده‌برداری کند. این پاسخ بیش از هر چیزی نیازمند پیاده‌نظام‌هایی است.

مانوئل تورناره، نماینده ژنو در پارلمان سوئیس و عضو کمیسیون اروپا، که بعید می‌دانم از ایران چیزی بداند و جامعه ایران را بشناسد با تکیه به آنچه از امثال عبدیان و هجری و چند چریک ضد ملی شنیده برای مشکلات ایران راه حلی ارائه داده است و دقیقاً به این خاطر سخنانش چیزی بیشتر از تکرار سخنان این جماعت چریک یعنی فدرالیسم قومی از کار درنیامده است. طرحی که او به متابعت از این چریک‌ها داده پله نخست از مسیر نابودی ایران محسوب می‌شود.

نمی‌توان نگفت که این پروژه‌ها به غیر از جاری کردن خون در جغرافیای ایران به چیز کمتری قانع نیستند؛ اما برای این خونریزی بانوی دارنده صلح نوبل را هم دعوت می‌کنند تا به خیالشان به این نشست مشروعیتی حقوق بشری بدهند.

شوربختانه، خانم شیرین عبادی بارها ثابت کرده است که به راحتی می‌تواند بازیچه دست سیاست‌پیشگان شود و از نظر سیاسی بسیار ناآموخته و خام است. او این خامی را از همان سخنرانی‌اش به هنگام دریافت جایزه نوبل نشان داد و سپس با قرار گرفتن پشت یک فهرست خاص انتخاباتی به این ناشی گری سیاسی ادامه داد. این بانوی صلح، مدتی نیز در خارج از کشور بازیچه دست افرادی مانند اکبر گنجی بود و از آنها خط سیاسی می‌گرفت. اما ظاهراً اکنون ایشان بازیچه کسانی شده‌اند که می‌خواهند، با به راه‌انداختن جنگ‌های قومی، ایران را به دریای خون تبدیل کنند.

‫نکته شگفت‌انگیز در مورد خانم عبادی این است که ایشان کمتر حاضر می‌شوند در برنامه‌هایی که مربوط به نقض حقوق بشر و حتی کشتارهای سیاسی در ایران است به شرکت و سخنرانی کنند و معمولاً برای سخنرانی در چنین برنامه‌هایی مبالغ هنگفتی پول درخواست می‌کنند. حالا چه شده است که حاضر به شرکت در جلسه‌ای با حضور سازمان‌های مسلح و افراطی قومی شده است؟‫شیرین عبادی در آن نشست گفته است: «قومیت‌های ایران همواره تحت ستم مضاعف بوده‌اند و به دلیل زبان، فرهنگ، مذهب و هویتشان مورد تبعیض واقع‌شده‌اند».‬

همه می دانیم که شیرین عبادی کوچکترین درک و شناختی از بسیاری از مفاهیم سیاسی و اجتماعی، به ویژه مفاهیمی مانند ملت و ملیت و اقوام و قومیت ندارد. شیرین عبادی یک فعال حقوق بشر بوده، اما متأسفانه از مفهوم حقوق بشر نیز درک درستی ندارد. کافی است به یاد آوریم که شیرین عبادی آیت‌الله منتظری را پدر حقوق بشر ایران نامیده است. احترام آیت‌الله منتظری به خاطر اعتراضش به کشتار ۶۷ سر جای خود، اما کسی که آیت‌الله منتظری را پدر حقوق بشر ایران بنامد نه شناختی از حقوق بشر دارد و نه از تاریخ ایران. او گفته است که حقوق بشر را از آیت‌الله منتظری آموخته است! شوربختانه شیرین عبادی همچنان به سخنان بی پایه و اساس خود ادامه می‌دهد و این بار وارد حوزه دیگری به نام قومیت شده است، بدون آنکه متوجه شود این حوزه بسیار حساس است و مراکزی خاص برنامه‌ای خونین برای ایران در نظر گرفته‌اند.‬

از این نکته بگذریم که شیرین عبادی نشان داده تصویری گنگ از مفهوم قومیت در ذهن دارد همان‌طور که همه آنهایی که از این واژه همچون ابزار و سلاحی علیه ملت ایران بهره می‌برند چنینند، اما اگر عاقلی بین آن جمع بود می‌پرسید آیا می‌توانید یک نمونه از این ستم مضاعف که بر قومیت‌های ایران که به خاطر فرهنگ و هویتشان بر آنها رفته نشان دهید؟ حقوقدانی که می‌تواند این مقدار سخن بی‌ربط بگوید و نشناخته و از روی ناآگاهی حکم صادر کند، قطعاً جایزه صلح نوبلش نیز می‌تواند هموار کننده مسیر یک آشوب و ویرانی بزرگ باشد.‬

باید به خانم عبادی گفت، تفنگت را زمین بگذار، شما در حالی که صلح را چونان زمزمه مقدس بر سر زبان دارید ناآگاهانه و ساده‌لوحانه خنجری علیه ایران صیقل می‌دهید؛ اما ایران را نمی‌شود نابود کرد.‬

بر گرفته از تارنمای دماوند نیوز

***

اول اردیبهشت, زاد روز سعدی بزرگ گرامی باد‎

Saadi1

Saadi2

Saadi4

 

***

نادعلی همدانی میهن پرستی از دیار آذرآبادگان

کانال خبری پان ایرانیست
https://telegram.me/paniranist

Ardabili

مردم اردبیل شادروان نادعلی_همدانی را با مجله‌ی «تماشای زندگی» می‌شناسند. وی از پیشکسوتان انتشار مجله در اردبیل بود.

همدانی در سال ۱۳۱۲ در اردبیل متولد شد. از نوجوانی نوشتن را آغاز کرد و پیش از انقلاب به استخدام تلویزیون ملی ایران درآمد و مدتی نیز به انتشار مجله‌ی «تماشا» یاری رساند. سپس با بورسیه به فرانسه رفت و دکترای هنر و تئاتر خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرد. بعد از انقلاب به ایران بازگشت و تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۶۸، نزدیک بیش از ۴۰ برنامه‌ی تحقیقی، نمایشی و تله‌تئاتر را نویسندگی، کارگردانی و تهیه کرد.

پس از بازنشستگی جدا از رمان نویسی و ترجمه، مجله‌ی «تماشای زندگی» را در تهران و زادگاهش اردبیل منتشر کرد که محبوبیت بسیاری در اردبیل به دست آورد.
متن زیر از مقدمه‌ی کتاب «پیشگامان استقلال ایران» اوست که در سال ۱۳۷۹ توسط انتشارات نگاه به چاپ رسیده است و نشان‌دهنده‌ی روحیات میهن‌پرستانه‌ی این نویسنده‌ی اردبیلی است:
«سرزمین اهورایی ایران همیشه مردان دلاور و غیرتمندی را در آغوش خود پرورانده است که در لحظات بحرانی، زمانی که بیگانگان و بیگانه‌پرستان درصدد نابودی استقلال ارضی و اندیشگی این سرزمین برآمده‌اند و یا ایران‌زمین میدان تاخت و تاز عوامل دشمن قرار گرفته، دلیرانه به پاخاسته‌اند و تا پای جان برای محو دشمن و حفظ تمامیت و استقلال کشور مبارزه کرده‌اند. اشغال ایران‌زمین توسط اعراب، بخصوص از زمانی که خلفای بنی‌امیه زمام امور خلافت را بدست گرفتند از تلخ‌ترین و خونبارترین دوره‌های تاریخ ایران محسوب می‌شود. عمال و کارگزاران خلافت عرب، جور و ستم و نامردمی را به حدی رساندند که کاسه‌ی صبر ملت صبور ایران لبریز شد و سرانجام این مردم به سرداری یک ایرانی پاک‌سرشت بنام ابومسلم خراسانی قیام کردند و بساط ظلم بنی‌امیه را برچیدند.

اما نامردمی بنی‌عباس کمتر از بنی‌امیه نبود و بنابراین مبارزات دلیرمردان ایرانی نیز ادامه یافت تا زمانی که ایران‌زمین استقلال خود را بازیافت. این مردان شجاع و نستوه که بیش از دو قرن با اشغالگران میهن خود جنگیدند، پیشگامان استقلال ایران بودند و من در این کتاب سعی کرده‌ام چهره‌های درخشان و مبارزات مردانه‌ی آن‌ها را در حد بضاعت خود به جوانان امروز کشورمان معرفی کنم با این امید و آرزو که سرمشق آنان قرار گیرند و روشنگر راه آینده‌ی آنان باشند. ایدون باد.»

***
در کنار تیسفون

پژمان اکبرزاده روزنامه نگار و مستند ساز ایرانی مشغول تهیه مستند جدید در باره تیسفون

Teisfoon Pejman

با مردم مهربان محلی که در نزدیکی طاق کسری زندگی می‌کنند؛ بلندترین طاق گِلی جهان که در زمان حکمرانی ساسانیان بر امپراتوری ایران ساخته شده است. طاق اکنون در نزدیکی بغداد قرار دارد

***

سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
www.paniranism.info[email protected]

درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

تارنمای نامه پان ایرانیسم
فیسبوک نامه پان ایرانیسم
تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
فیسبوک سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
تارنمای حزب پان ایرانیست
تارنمای سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
فیسبوک حزب پان ایرانیست
کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست
کانال ساند کلاود حزب پان ایرانیست:
https://soundcloud.com/paniranist-party
You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

*

Copyright©2011. All Images and Objects are the property of their Respective Owners | paniranism.info developed by Iranian Nationalist Group provided by Live Hoster