شماره ۲۴۷ – خرمشهر آزاد شد ولی…پروژه تعریب خوزستان در جریان است

Print Friendly

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش “نامه پان ایرانیسم” یاری نمائید. سپاس!

Parcham-Meli-1

نامه پان ایرانیسم
سه شنبه, ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۶ – ۶ ژوئن ۲۰۱۷
www.paniranism.info[email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

خرمشهر آزاد شد ولی…پروژه تعریب خوزستان در جریان است
خواست محلی یا حقوقی
شرح دلاوری تکاوران نیروی دریایی ارتش از زبان ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده گردان یکم تکاوران دریایی ارتش در نبرد خرمشهر
یادمانده های ناخدا هوشنگ صمدی ، از ۳۴ روز مقاومت در خرمشهر
کشف اسکلت ۵۸۰۰ ساله در ۲۵ کیلومتری جنوب تخت جمشید در فارس+ ویدئو
عبارت مجعول خلیج ع….ی در کتاب منتشره وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی
در باره زبان فارسی و پیوند آن با هویت ایرانیان

پاینده ایران

Irane Bozorg

خرمشهر آزاد شد ولی…پروژه تعریب خوزستان در جریان است

سالار سیف الدینی

salar-seifaldini

جنگ عراق با ایران که آزادی خرمشهر یکی از نمادهای مهم آن است، یک کنش نظامی- دفاعی صرف نبود. این جنگ (که به‌درستی به دفاع مقدس تعبیر می‌شود) آتش زیر خاکستری بود که مقدمات روانی و سیاسی آن از دوره عبدالکریم قاسم در بغداد ریخته شد و درست‌تر آن است که از آن به یک «جنگ تمدنی» تعبیر شود؛ زیرا تقریبا همه جهان عرب در این جنگ با صدام‌حسین و افکار و اعمال وی همراه بودند؛ هرچند ایران توانست از طریق سوریه، یک شکاف مهم در این ائتلاف به وجود آورد. تفکر و ایدئولوژی حاکم بر حزب بعث و بخش‌های عمده‌ای از عرب‌گرایان منطقه، اصولا با موجودیت تمدنی ایران در منطقه مشکل ذاتی دارد و هشت سال جنگ تحمیلی نمونه بارز آن است؛ اما ایرانی‌ها پس از پیروزی، به یک موضوع بسیار مهم کمتر توجه کردند و آن لزوم غلبه بر روح و انگیزه‌های معنوی‌ای بود که از پیشران‌های این جنگ به شمار می‌رفت. جنگ صدام علیه ایران، جنگی با ماهیتی ایدئولوژیک بود. ایران توانست در نهایت حاملان اصلی این ایدئولوژی را شکست دهد؛ بدون اینکه توجه لازم را به نفوذ خزنده اندیشه‌های خطرناک بعث در منطقه داشته باشد. صدام‌حسین با «محمره»‌‌ خواندن خرمشهر و «خفاجیه» دانستن سوسنگرد، به این شهرها تاخت و در دوران اشغال نیز نام شهر را عملا تغییر داد. اکنون سه دهه پس از پایان جنگ، محافلی نیمه‌رسمی در خوزستان ظهور کرده‌اند که مدافع همان ارزش‌ها هستند و متأسفانه گاهی تریبون‌های عمومی را نیز دستاویز این کار قرار می‌دهند. سال گذشته یکی از نمایندگان مجلس، ضمن بست‌نشینی در فرمانداری، از تلاش‌های پشت‌ پرده‌اش برای تغییر نام‌های خرمشهر، سوسنگرد، ماهشهر، شادگان و آبادان به اسامی «بعثی» خبر داد و استدلال‌کرد مردم این شهرها خود باید نام شهرشان را انتخاب کنند! این استدلالِ سست که چون «عده‌ای» از مردم این منطقه عرب‌زبان هستند، پس باید نام عربی برای این شهرها انتخاب کرد، از هیچ اصلی جز قواعد آنارشیسم پیروی نمی‌کند! چرا هنگامی که نوبت دفاع از استان خوزستان در برابر دشمن وحشی بود، همه مردم ایران وظیفه داشتند از ذره ذره این خاک و مردم آن (فارغ از قومیت‌شان) دفاع کنند! آیا می‌توان استدلال کرد چون مردمی در این ناحیه حضور دارند، مشارکت خراسانی و مازندرانی در جنگ فاقد موضوعیت بود؟

شهروندی مستلزم یک‌سری از حقوق و تکالیف توأم است. در مقوله شهروندی اگر خواستار حقوق هستیم، باید به تکالیف نیز عمل کنیم و مهم‌ترین تکلیف، وفاداری به کشور است. نام‌های جغرافیایی استان برابر قانون تقسیمات کشوری تغییر‌ناپذیرند و هر نوع استفاده از نام‌های دیگر با سوءنیت نسبت به تمامیت ارضی و وفاداری به ایران انجام می‌شد.

این نکته درست است که نام خرمشهر در گذشته «محمره» بوده ‌است؛ اما این نام هنگامی به این منطقه داده شد که سرخ‌جامگان که بخشی از نهضت شعوبیه بودند، در حوالی خرمشهر امروزی، اردوگاه بزرگی برپا کرده بودند و نیروهای خلیفه منطقه یادشده را به نام سرخ‌جامگان، محمره نامیدند. نام خرمشهر نیز با عطف به جنبش خرمدینان (سرخ‌جامگان) انتخاب شده است؛ اما پس از پشت‌سرگذاشتن تجربه جنگ تحمیلی و آشنایی ایرانی‌ها با افکار بعثی، هر نوع اصرار بر استفاده از اسامی مانند محمره و خفاجیه با فرض سوءنیت خاص تلقی می‌شود. تجویز استفاده از چنین نام‌هایی زیبنده کرسی مسئولیت نیست. تبدیل‌شدن روزنامه شهرداری تهران به تریبون چنین ادعاهایی و پیشبرد پروژه تعریب خوزستان از این طریق، از طرف هرکسی که باشد، پذیرفتنی نخواهد بود. این نقد جدی در سیاست داخلی وارد است که در نتیجه مدیریت استانی در سال‌های گذشته، برخی نیروهای ضدایرانی و نوبعثی فعال شده‌اند که پیامد منطقی فعالیت آنها، حملات تروریستی اخیر مشرف به انتخابات ریاست‌جمهوری در استان بود؛ زیرا این دست از محافل و نشریات، با تئوریزه‌کردن خشونت قومی و نژادی و تحریک مردم به کشتار یا عصیان، فلسفه و جوهر معنوی خطرناکی را تجویز می‌کنند که آثار آن تا سال‌ها باقی خواهد ماند. کالبد خرمشهر آزاد شده است؛ اما امروزه عده‌ای قصد روح و جان این شهر را کرده‌اند. ‌هزاران ایرانی برای آزادی خرمشهر به شهادت رسیدند که بیشتر آنها از استان‌های دیگر به جنگ اعزام شده بودند. بسیاری دیگر از رزمندگان، به‌ویژه در ارتش، هنوز با معلولیت‌های جنگی سروکار دارند. این فداکاری‌ها صورت گرفت تا خرمشهر و سوسنگرد و در کل خوزستان حفظ شود و نام این شهرها همچنان باقی بماند؛ والا صدام‌حسین بهتر از هر‌کسی می‌توانست پروژه تعریب را پیش ببرد. جا دارد در سالروز آزادی خرمشهر، بیش از پیش به موضوعات نرمی از این دست بها بدهیم. نام خرمشهر یادآور یک حماسه در تاریخ معاصر ایران است؛ هر نوع تلاش برای تغییر این نام‌ها، خیانت به ارزش‌های جنگ و خاطره شهدا و مقام جانبازان است.

روزنامه شرق

***

خواست محلی یا حقوقی

دکتر میرمهرداد میرسنجری

Dr. Mirsanjari

ساعت دو بعدازظهر روز سوم خرداد ۱۳۶۱ پس از ۳۴ روز نبرد بی‌امان، خرمشهر پس از ٢٠ ماه (۵٧٨ روز) اشغال، به‌طورکامل از چنگال نظامیان عراق خارج شد و هم‌اکنون ٣۵ سال از این حماسه ملی می‌گذرد.

پیشینه تاریخی دوهزارو ١۴۴ساله خرمشهر
خرمشهر در منتهی‌الیه جنوب غربی کشور ایران در محل تلاقی رود کارون و اروندرود قرار دارد و از جمله شهرهای باستانی ایران‌زمین است که قدیمی‌ترین نامی که از این شهر در تاریخ به یادگار مانده، نام «خاراکس» است.

بر پایه مستند‌های تاریخی، «اسبار سیز»، میسان را در سال ۱۲۷ ق. م در جلگه‌ای وسیع که از شمال به جنوب پادشاهی بابل و از جنوب به پادشاهی عیلام متصل بود، تأسیس کرد و خاراکس (خرمشهر) را به‌عنوان مرکز این منطقه انتخاب کرد. خاراکس (خرمشهر)، پس از حمله اسکندر گجستک به ایران ویران شد و به‌طورکلی از میان رفت. بعدها در همان محل، شهری به نام «بیان» بنا شد که درحال‌حاضر، نام روستایی است بر ساحل غربی رود کارون در دو کیلومتری انتهای این رود. آنچه مسلم است اینکه شهر «بیان»، پس از اسلام تا سده چهارم هجری قمری وجود داشته و مَقدسی نیز در کتاب خود از آن یاد کرده ‌است. در دوران معاصر و هم‌زمان با امپراتوری عثمانی، در سال ۱۸۱۰ میلادی [۲۲۵۱ هـ. ق] نام «مُحَمَّره» نخستین‌بار برای خرمشهر به کار رفت. رضاشاه در سال ۱۹۲۵ میلادی به حکم‌رانی شیخ خزعل بر این شهر که با حمایت استعمار انگلیس درصدد جداسازی خوزستان از ایران برآمده بود، خاتمه داد و در همان سال در تصویب‌نامه هیئت وزیران، کاربرد ١١۵ساله نام مُحَمَّره برای خاراکس باستانی ایران باستان پایان یافت و این شهر، خرمشهر نام گرفت. در سال ۱۳۵۹ «خرمشهر» که شهری استراتژیک بود مورد تجاوز دشمن بعثی قرار گرفت تا اینکه پس از ۳۴ روز مقاومت دلیرانه و جان‌فشانی سربازان دلیر ایرانی، خرمشهر در چهارم آبان ۱۳۵۹ به اشغال نیروهای متجاوز درآمد و ۲۰ ماه اشغال بود. چندی است اخباری در خوزستان منتشر شده که جریان‌هایی در خوزستان، درخواست نام‌گذاری عربی برای شهرهای خوزستان را مطرح می‌کنند که این امر، نگرانی‌های زیادی را در میان ملت قهرمان ایران و به‌ویژه خانواده‌های شهیدان ایجاد کرده است.

در این میان چند نکته درخور توجه است:
١. نام‌های متداول شهرهای هر کشور تابع قانون نام‌گذاری رسمی آن کشور است که بر پایه پیشینه تاریخی و ملاحظات ملی و محلی، رسمیت می‌یابد؛ درعین‌حال برای کاربرد محاوره‌ای نام‌های محلی توسط ساکنان هر منطقه در گذشته محدودیتی نبوده و هم‌اکنون نیز محدودیتی وجود ندارد.
٢. درحالی‌که مطالبات عمده مردمی در استان خوزستان اعم از بختیاری‌ها، عرب‌زبان‌ها، لرها، دزفولی‌ها، بهبهانی‌ها، قشقایی‌ها و…، همواره نه تغییر نام شهرهای خوزستان به نام‌های عربی، بلکه حول محور آلودگی هوا، بحران آب، بی‌کاری و مشکلات اجتماعی بوده است، تغییر نام شهرهای خوزستان به نام‌های عربی، چه تأثیری در حل معضلات مهم و اصلی منطقه خواهد داشت؟

٣. درحالی‌که اسناد ویکی‌لیکس فاش کرده‌ که اسرائیل، عربستان، ترکیه و… درصدد برجسته‌کردن مطالبات قوم‌گرایانه و ایران‌ستیز و گسل‌سازی زبانی- قومی بین ملت یکپارچه ایران هستند، آیا پافشاری بر تغییر نام خرمشهر، آبادان، شادگان، سوسنگرد و… به نام‌های محمره، عبادان، فلاحیه، خفاجیه و… سبب تحکیم انسجام ملی می‌شود یا افتراق و گسستگی ضد وحدت ملی را به‌همراه خواهد داشت؟

۴- بی‌تردید در صورت پافشاری گروهی برای تغییر نام هر شهر به یک نام قدیمی محلی، قطعا گروهی دیگر هم خود را محق بر مطالبه نامی قدیمی‌تر و باستانی‌تر برای آن شهر خواهند دانست که این جز تشتت و اختلاف‌افکنی قومی- محلی، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

۵. نباید فراموش کرد جمعیت شهروندان شهرهای خوزستان همه ملت ایرانی هستند که برای حفظ خوزستان، هشت سال تمام جان‌فشانی و بهترین جوانان‌شان را فدا کرده‌اند. خرمشهر عزیز هم نه فقط ١٧٠ هزار نفر جمعیت ساکن، بلکه بیش از٨٠ میلیون نفر شهروند ایرانی صاحب حق دارد که با ریخته‌شدن خون پاک بهترین فرزندان خود، اجازه ندادند این پاره تن ایران‌زمین در چنگال اشغال دشمن متجاوز ضد ایرانی باقی بماند.

بر گرفته از شرق

***

شرح دلاوری تکاوران نیروی دریایی ارتش از زبان ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده گردان یکم تکاوران دریایی ارتش در نبرد خرمشهر

***

یادمانده های ناخدا هوشنگ صمدی ، از ۳۴ روز مقاومت در خرمشهر

Copy-of-The-Commandoes-of-Iranian-Navy-in-Khorramshahr

۳ – خرداد – ۱۳۹۶
نوشته ی : عقاب علی احمدی

Copy of The Commandoes of Iranian Navy in Khorramshahr

تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر

(خاطرات ناخدا یکم ، هوشنگ صمدی فرمانده ی گردان تکاوران در خرمشهر )

به کوشش : سیدقاسم یاحسینی

چاپ اول : ۱۳۹۰

چاپ دوم : ۱۳۹۵

۳۰۰ صفحه – ۱۳۰۰۰ تومان

ناشر: انتشارات سوره مهر – تلفن : ۶۶۴۶۰۹۹۳

کتاب تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر دربرگیرنده ی خاطرات ناخدا یکم ، هوشنگ صمدی فرمانده ی بزرگ گردان تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر در زمان یورش عراق به ایران است . تکاوران نیروی دریایی ، نیروهای مردمی و سپاه پاسداران خرمشهر به فرماندهی هوشنگ صمدی به مدت ۳۴ روز با کمترین امکانات دفاعی از خرمشهر دفاع کردند و نیروهای عراقی را در زمین های پیرامون خرمشهر و دروازه های آن زمینگیر کردند .

این کتاب با مقدمه ی سیدقاسم یاحسینی که این کتاب دستاورد گفتگوی او با ناخدا صمدی است ، آغاز می شود و خاطرات ناخدا صمدی در دو بخش تدوین شده است : بخش اول : از تولد تا انقلاب ؛ بخش دوم : انقلاب ، جنگ و خرمشهر . در پایان کتاب نیز مجموعه ای از عکس ها و سندها آمده است .

این کتاب در مجموعه ی « تاریخ شفاهی دفاع مقدس » جای می گیرد و مجموعه خاطراتی است که ناخدا صمدی در گفتگو با یاحسینی بازگو کرده است . در بازگویی این خاطرات ناخدا صمدی با زبانی ساده از روزهای کودکی و نوجوانی و دانش آموزی در دبیرستان و دانشکده ی افسری و آموزش در انگلستان سخن گفته است . از آنجا که ناخدا صمدی در سال های پیش از شهریور ۱۳۲۰ زاده شده است ، در میان خاطرات خود ، فهرست وار به رویدادهایی چون اشغال ایران در جنگ جهانی دوم ، غائله ی آذربایجان ، جنبش ملی شدن صنعت نفت ، پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ ، فعالیت چریکی مخالفان محمدرضاشاه پهلوی ، ادعاهای ارضی امارت های متحد عربی ، روزهای جنبش اسلامگرایان در سال ۱۳۵۷ و ناآرامی های تجزیه طلبانه در سال های آغازن جمهوری اسلامی هم اشاره می کند و خاطراتی از آنها را بازگو می کند .

1413351729594_samadi-th3

اما بخش دوم کتاب دربرگیرنده ی خاطرات ناخدا صمدی از روزهای خون و آتش و آشفتگی و دلهره در سال ۱۳۵۷ و سال های جنگ عراق علیه ایران است و خواندن آن برای هر ایرانی از مهمترین کارها است . اگر این گفته ی بزرگان درست باشد که « برای تکرارنشدن شکست ها ، دلیل شکست ها را بشناسید و به آنها مجال پدیدارشدن ندهید » ، این کتاب شناساننده ی « دلیل » های مهم اشغال بخشی از خاک ایران در روز های آغازین جنگی است که عراق آن را با خیال خام ناتوانی ایران آغاز کرد ؛ اشغالی که زمینه ساز فرسایشی شدن جنگ ، از دست رفتن جان ششصدهزار ایرانی ، نابودی دارایی های ایران در بخش های کشاورزی و صنعت و خدمات به ارزش نزدیک به هشتصد میلیارد دلار ، و از دست دادن فرصت های طلایی برای بازسازی کشور شد . با گذشت سال ها از پایان جنگ و انجام پژوهش های گوناگون تاریخنگاران ، امروز بیش از هر زمان دیگری این واقعیت نمایان است که آغاز و ادامه ی این جنگ به دلیل « خیانت » گروهی در درون مرز و « تجاوز » کشوری همسایه عملی شد که ده ها کشور در جنگ علیه ایران ، آن را یاری دادند .

از بازی های روزگار یکی هم این واقعیت است که ناخدا صمدی هم مانند بسیاری از فرماندهان دیگر در سال ۱۳۵۹ با سپری شدن بیست سال از خدمت خود ، از دولت درخواست بازنشستگی و ترک خدمت کرده بود و حکم بازنشستگی او به واحد او هم رسیده بود و او در حال تسویه حساب بود که جنگ آغاز شد .[۱] او از روز پایان خدمت خود در دوران صلح چنین گزارش می دهد :

« روز ۳۱ شهریور عراق با دوازده لشکر ، شامل پنج لشکر زرهی ، پنج لشکر مکانیزه و دو لشکر پیاده از غرب و جنوب به ایران حمله و تجاوز کرد . هر لشکر زرهی دارای نه گردان زرهی و هر گردان هم دارای ۵۴ تانک بود.

در همان روز من داشتم کارهای تسویه حسابم را انجام می دادم . تا آن روز هم فرمانده گردان یکم تکاوران بودم و هم جانشین فرمانده منطقه دوم دریایی بوشهر . بازنشسته شده بودم و می توانستم با خیال راحت به تهران بروم و از دوران بازنشستگی ام در تهران یا حتا خارج از ایران لذت ببرم .

در ابتدای جنگ فرمانده ی منطقه دوم دریایی بوشهر ناخدا رزمجو بود . آن روز حدود دوی بعد از ظهر از ستاد تکاوران پیاده به طرف دفتر فرمانده منطقه می رفتم . در پارک موتوری یک دفعه صدای هواپیما در آسمان شنیدم و بعد دو هواپیمای میگ عراقی در بالای سرم ظاهر شدند . یکی از هواپیماها رگباری کنار پایم شلیک کرد . تیرها در پانزده متری من به زمین خورد ، اما آسیبی به من نرسید . فهمیدم جنگ به طور رسمی شروع شده و عراقی ها از هوا و زمین به خاک مقدس ایران تجاوز کرده اند . به عنوان یک افسر ارتش که بیست سال بود در نظام خدمت کرده بودم ، از این جنگ و تجاوز دلگیر و برافروخته شدم . فکر کردم دیگر جای بازنشستگی و شانه خالی کردن از مسئولیت دفاع از کشورم نیست و از همان جا مستقیم به دفتر جناب ناخدا رزمجو ، فرمانده منطقه نیروی دریایی بوشهر رفتم. ایشان مشوش و ناراحت بود . سلام نظامی دادم . بلند شد آمد طرفم و با من دست داد . بعد از کمی صحبت گفت : « خبری برایت دارم . امروز عراقی ها رسما جنگ را شروع کردند . »

– بله . خودم پرواز و شلیک هواپیماهایشان را دیدم .

– داری تسویه حساب می کنی ؟

– بله قربان .

آهی کشید و گفت : « می خواهی بمانی یا بروی ؟ »

فکر همه چیز را کرده بودم و بزرگ ترین و حساس ترین تصمیم زندگی ام را گرفته بودم . گفتم : « فکر می کنید می توانم بروم ؟ »

– تو بازنشسته شده ای . می توانی بروی . »

در حالی که سعی می کردم بغض گلویم را فرو بدهم و بر خودم مسلط باشم ، گفتم: « نه ! می مانک . اگر بروم تا آخز عمر پیش خودم و خانواده ام شرمنده می شوم . »

بعد اضافه کردم : « فردا خانواده ام به من نمی گویند که تو بیست سال حقوق گرفتی برای چنین روزی و وقتی به وجود تو نیاز داشتند ، چرا همه چیز را رها کردی و برگشتی ؟ » من برای آن ها جوابی ندارم و حرف آن ها درست و منطقی است . من برای چنین روزی ساخته و تربیت شده ام . برای چنین روزی در ایران و انگلیس دوره دیده ام . چقدر در عملیات ها و مانورها شرکت کرده و چقدر مهمات مصرف کرده ام . الان می توانم بگذارم . بروم ؟ نه جناب ناخدا ، می مانم . از کشورم دفاع می کنم. »

عکسی از تکاوران نیروی دریایی مدافع خرمشهر
عکسی از تکاوران نیروی دریایی مدافع خرمشهر

از اینجا گزارش حماسه های تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر و نیروهای مردمی و سپاه پاسداران خرمشهر آغاز می شود . این مقاومت نخستین در برابر یورش عراق تا شب چهارم آبان ۱۳۵۹ ادامه پیدا کرد و سرانجام نیروهای مدافع خرمشهر با دادن شهیدان بسیار ، به دلیل نرسیدن نیرو و مهمات از خرمشهر عقب نشینی کردند و شهر به دست عراقی ها افتاد . اما در سال ۱۳۶۲ بازمانده ی سازماندهی شده گردان تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر کار اصلی شناسایی سنگرها و استحکامات و امکانات جنگی نیروهای عراقی را به عهده داشت و روز سوم خرداد ۱۳۶۱ از نخستین گروه های رزمندگان ایرانی بود که با قایق و شنا خود را به خرمشهر رساندند .

پی نوشت :

۱.از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۲ که آخرین سازمان ها و گروه های مارکسیست ، کمونیست و مارکسیست اسلامی هوادار شوروی در ایران با هجوم نیروهای جمهوری اسلامی ، از هم پاشیدند ، از مهمترین شعارهای این سازمان های سیاسی این دو شعار بود : « انحلال ارتش» و « مرگ بر ارتش ضدخلقی » .

یکی از شاهکارهای دولت بازرگان که در راستای راضی کردن چپ های روسی و تندروهای اسلامگرای تمامیت خواه شکل گرفت ، مصوبه ای بود که بر اساس آن هر کارمند دولت می توانست با بیست سال یا بیشتر سابقه بازنشسته شود . با اجرای این مصوبه ، تنه ی ساختار اداری و نظامی ایران آسیب های فراوان دید و بازنشستگی افراد باسابقه، در کنار پاکسازی انقلابی بسیاری از عناصر میهن پرست از ارتش و سازمان های دولتی ، زمینه را برای هرج و مرج اداری در دوره های بعد فراهم کرد .

اما او با آغاز جنگ بر اساس یکی از مصوبه های دولت موقت بازرگان که با بازنشستگی کارمندان و کارکنان دارای بیست یا بیش از بیست سال موافق می کرد ،

***

دیدار ناخدا هوشنگ صمدی ، فرمانده ی تکاوران مدافع خرمشهر از مجسمه ی خود ( عکس روز )

Houshang Samadi

۳ – خرداد – ۱۳۹۶

ناخدا هوشنگ صمدی ، کسی است که ۳۴ روز فرماندهی تکاورانی را بر عهده داشت که از این خرمشهر در برابر یورش عراق دفاع کردند . عکس بالا ناخدا صمدی را در مراسم پرده برداری از مجسمه اش نشان می دهد.
ناخدا هوشنگ صمدی ، کسی است که ۳۴ روز فرماندهی تکاورانی را بر عهده داشت که از این خرمشهر در برابر یورش عراق دفاع کردند . عکس بالا ناخدا صمدی را در مراسم پرده برداری از مجسمه اش نشان می دهد.

ایرانچهر

***

کشف اسکلت ۵۸۰۰ ساله در ۲۵ کیلومتری جنوب تخت جمشید در فارس+ ویدئو

***

عبارت مجعول خلیج ع….ی در کتاب منتشره وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی

میلاددهقان

milad-dehghan

تصویری که می بینید بخشی از متن عربی قانون اساسی بحرین است که توسط انتشارات نهاد ریاست جمهوری چاپ شده است! بخش بالایی عکس‌ متنی از حمد بن‌عیسی آل_خلیفه امیر دولت بحرین است که ابتدای اصلاحیه قانون اساسی آن کشور در سال ۲۰۰۱ چاپ شده و در پایین بند ب اصل دهم همان قانون است.

تاسف‌آور و ناراحت کننده است که در متن ترجمه فارسی این کتاب هم دقیقا عبارت مجعول خلیج ع…ی به کار رفته است.

از دید وزارت امور خارجه ایران، خلیج پارس است یا عربی؟

آیا لازم است که عبارات خصمانه و غیرحقوقی و نام‌های مجعول مکان‌های جغرافیایی ولو اینکه در یک سند خارجی وجود دارد، در کتب چاپ ایران آن‌هم از سوی نهاد ریاست جمهوری بدون هیج توضیحی بازتاب یابد؟

علیرغم این‌که وزارت امور خارجه ایران باید در این‌باره اعتراض رسمی کند نه تنها خبری در این باره نمی‌شنویم بلکه با چاپ این متن، اقدام دولت بحرین در نام گذاری غیر واقعی خلیج همیشه پارس را رسمیت بخشیده‌ است؛

مترجم محترم می‌بایست در ترجمه پارسی، نام صحیح را نوشته و در توضیحات اشاره کند که متن عربی با عنوان دیگری است!

شوربختانه چنین اقدامات ناآگاهانه، غیر مسوولانه و صد البته مشکوک، در بدنه حاکمیت و دولت روز به روز بیشتر شده و لزوم توجه بیشتر و حساسیت نیروهای ملی احساس می‌شود.
امید است وزارت امورخارجه هر چه زودتر این اشتباه ضد ملی را اصلاح کند.

قانون اساسی بحرین – تهیه و تنظیم:امور توافق‌های بین ‌المللی ریاست جمهوری – ناشر: معاونت تدوین، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات – چاپ‌اول بهمن ماه ۱۳۹۱

بر گرفته از تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

***

در باره زبان فارسی و پیوند آن با هویت ایرانیان

م.سحر

***

سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید

www.paniranism.info [email protected]

درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

تارنمای نامه پان ایرانیسم
فیسبوک نامه پان ایرانیسم
تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
فیسبوک سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
تارنمای حزب پان ایرانیست
تارنمای سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
فیسبوک حزب پان ایرانیست
کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست
کانال ساند کلاود حزب پان ایرانیست:
https://soundcloud.com/paniranist-party
You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

*

Copyright©2011. All Images and Objects are the property of their Respective Owners | paniranism.info developed by Iranian Nationalist Group provided by Live Hoster