شماره ۵۸ – تنها راه برون رفت از بحران سیاسی ایران ایجاد وحدت ملی است

نامه پان ایرانیسم
هواداران پان ایرانیسم در برون مرز
دوره دو، شماره ۵۸ – آدینه ۳ شهریور ۱۳۹۱ – ۲۴ اوت ۲۰۱۲
www.paniranism.info – [email protected]

درود بر هم میهنان گرامی‌
مطالب زیر تقدیم میشوند:

– رضا کرمانی: « تنها راه برون رفت از بحران سیاسی ایران ایجاد وحدت ملی است»
– شاهین زینعلی به زندان بازگشت
– آزادی امید دهدارزاده با وثیقه یک میلیارد ریالی
– ای خدا این خاک را خونین و گریان من نبینم – در سوگ آذربایجان
– ایرانیان آذربایجانی: اعتراض به نامه آقای دنا روهراباکر(Dana Rohrabacher) نماینده مجلس امریکا
– سپاسنامه از آقای علی اکرم همت زاده
– نقدی بر کتاب «جهان نمای تاریخ ایران»
– نامــــه الهه امیرانتظام

پاینده ایران
هواداران پان ایرانیسم در برون مرز

رضا کرمانی: « تنها راه برون رفت از بحران سیاسی ایران ایجاد وحدت ملی است»

سپیده مشرقی – خبرگزاری آذربایجان

حزب پان ایرانیست یکی از قدیمی ترین احزاب سیاسی معاصر ایران است. این حزب با بیش از شصت سال سابقه فعالیت سیاسی، پس از انقلاب ۵۷ به شدت سرکوب شد ولی در سالهای اخیر با ورود علنی به صحنه مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران دوباره توانست خود را در به نیروهای اثر گذار در آینده سیاسی ایران تبدیل کند.

دفاع از حاکمیت ملی و دموکراسی، روشنگری و مبارزه با استبداد، اعلام مواضع شفاف و مشخص در مورد منافع ملی و تمامیت ارضی و مبارزه با تجزیه طلبی به ویژه در استان های خوزستان و آذربایجان، تلاش برای ایجاد وحدت ملی در استان های مرزی ایران، برپایی تجمع معروف “خلیج پارس” در مقابل سفارت امارات متحده عربی در سال۱۳۸۷ که با استقبال و همراهی بی نظیری از سوی مردم مواجه شد ، روشنگری پیرامون جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس از نمونه فعالیت های علنی این حزب در سال های اخیر بوده است. با توجه به فشارهای شدیدی که از سوی حاکمیت ایران بر روی احزاب و فعالان سیاسی است، پان ایرانیست ها نیز از گزند این فشارها در امان نبوده اند و غیر از بازداشت و فشارهای قضایی و جلوگیری از برگزاری جلسات و دیدار اعضای این حزب با یکدیگر، طبق شنیده ها حاکمیت تلاش بسیار زیادی برای ایجاد شکاف در بین بدنه این حزب نمود است.

در ادامه گفتگو با رضا کرمانی از پیشکسوتان حزب پان ایرانیست را می خوانید.

آقای کرمانی، در ماه های اخیر شاهد حضور مداوم پان ایرانیست ها در صحنه و همچنین بروز روندی پررنگ تر در فعالیت های آنان بودیم. علت این حضور چیست؟

حزب پان ایرانیست در همه ی این سالها فعالیت های خود را دنبال کرده ولی با توجه به شرایط تاکتیک های مبارزاتی اش را تغییر داده است و یکی از مشکلات نظام هم همین است که با وجود تمام تلاش های حکومت جهت رخنه و از هم گسستن تشکیلات، پان ایرانیست ها توانسته اند به حیات سیاسی خود ادامه دهند و شکل و فرم تشکیلاتی خود را حفظ کنند تا بتوانند به وظایف حزبی خود در قبال جامعه عمل کنند. حکومت حقانیت اندیشه پان ایرانیسم را می داند ولی علی رغم آن در تلاش است که تشکیلات پان ایرانیست را فلج نگه دارد . به این هدف فشار را روی افراد فعال حزب بیشتر کرده است و طرحها و توطیه هایی را علیه حزب سازماندهی میکنند. همانطور که در بین خیلی گروه های دیگر مانند جبهه ملی هم نفوذ کردند و تلاش کرده اندشرایط انشعاب و از هم پاشیدن گروه های سیاسی را فراهم کنند . منتها ما توانستیم در زیر همه این فشارها تاب بیاوریم

به نظر می رسد شما معتقدید که در سالهایی که پان ایرانیست ها خیلی در صحنه نبودند هم فعالیت هایی داشته اند؟

بله. در واقع پان ایرانیست ها در اواخر دوران پهلوی چندین کرسی در مجلس داشتند و به کابینه راه پیدا کرده بودند . در آن سالها تلاش برای اتحاد ایران و دفاع از حقوق ایرانی تباران و وابستگان فرهنگی ملت ایران از مهمترین اهداف حزبی ما بود. طی سالهای اخیر هم که ما خیلی در صحنه نبودیم تلاش نمودیم این ارتباطات را حفظ کنیم و موفق هم بوده ایم. ما در مقابله با تجزیه ایران تلاش های مهمی انجام داده ایم . ارتباطاطی با فعالین ملی در کشورهای شمالیداریم همچنین در کردستان و خوزستان ارتباطات موثری برای دفع آفت تجزیه طلبی ایجاد کرده ایم . منتها برای این کوششها هم مشکلاتی ایجاد می کنند ونمی گذارند کوششها با توان واقعی دنبال شود.

شما به فشارهایی از سوی حاکمیت اشاره کردید. آیا می توانید نمونه ای از این فشارها را نام ببرید؟

درشرایط فعلی ایران احزاب همه بایکوت هستند و اجازه هیچ فعالیتی داده نمی شود، احزاب مستقل در حالی که رسانه ها انحصرا در دست حکومت هستند و وضعیت تک صدایی حاکم است، فاقد رسانه می باشند و حتی از برگزاری جلسات کوچک نیز محرومند. برای مثال اگر ما پان ایرانیست ها در آگهی ترحیم یکی از دوستانمان بخواهیم از عبارت “پاینده ایران” و حزب پان ایرانیست استفاده کنیم اجازه چاپ آن آگهی داده نمی شود .جلوی هر گونه فعالیتی را می کوشند که سد کنند و در کل می خواهند هیچ ارتباطی با مردم نداشته باشیم .

بعد از وقایع پس از انتخابات، فشار بر روی پان ایرانیست ها هم شدت پیدا کرده است؟

بعد از انتخابات ۸۸ و جنبش سبز با فعال تر شدن پان ایرانیست ها حکومت هم فشار بیشتری را وارد آورد و بسیاری را تحت فشار شدیدی قرار داد. من خودم هفت بار توسط جمهوری اسلامی بازداشت شدم . هر بار مدتی در زندان بودم در اصفهان، اهواز و کرج دادگاهی شدم و حکم حبس دارم . حسین شهریاری از دیگر اعضای پیشکسوت حزب پان ایرانیست یک سال و نیم در زندان رجایی شهر کرج حکمش را سپری کرد . ابوالفضل عابدینی و شاهین زینعلی از اعضای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به ترتیب با حکم های ۲۷ ماه و ۱۲ سال در زندان به سر می برند . امید دهدارزاده، جوان عرب زبان خوزستانی به تازگی حکم شش ماه زندان و ۷۵ ضربه شلاقش تایید شده است . حجت کلاشی مسول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، هومن اسکندری، سامان آریامن و تعداد زیاد دیگری از اعضای سازمان جوانان زیر حکم هستند. در هفته گذشته نیز دوباره تعدادی احضار و بازداشت در خوزستان و همچنین تهران و کرج داشتیم.

آثار فعالیت های شما و همچنین اخبار پان ایرانیست ها نشان از فعالیت منظم و گسترده سازمان جوانان حزب پان ایرانیست دارد. فکر می کنید علت قوت گرفتن سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در سال های اخیر چه بوده است؟

در حال حاضر ناسیونالیسم در ایران بسیار نمود دارد و طی تاریخ هم می بینیم که ملت ایران هرگاه تحت تهدید بیگانه قرار گرفته یا در استبداد داخلی به سر می برده یک مقاومت ملی ایجاد کرده و توانسته است حتی قهرمانان بیشتری را بیافریند. در سالهای اخیر و در مسیر پر فراز و نشیب فعالیت سیاسی در ایران، جوانان پان ایرانیست به محکمی ایستادگی کردند و سازمان جوانان توانست در زیر انواع فشارهای وارده از سوی حکومت مقاومت کند و با همت و ایستادگی عضوگیری خود را ادامه دادند و فعالیت نمودند و نشان دادند که وارثان مکتب پان ایرانیسم هستند. همچنین تشکیلات برون مرز هم در طی این سالها توانسته به حیات و فعالیت خود ادامه دهد و اعضای ما در اروپا و امریکا تشکیلات برون مرز را اداره می کنند.

شما فکر می کنید حزب پان ایرانیست بتواند در معادلات سیاسی آینده کشور اثر گذار باشد؟

حزب ما این پتانسیل را دارد که بتواند تاثیر در آینده سیاسی ایران بگذارد ما قدرت تشکیلاتی مان حتی از دید حکومت جمهوری اسلامی هم پنهان نیست. پان ایرانیست بذری پاشیده است که آثار آن در سالهای آتی در حجم بزرگی نمایان خواهد شد.

به عنوان آخرین سوال، فکر می کنید راه برو رفت از بحران ایران چیست؟

فکر می کنم اتحاد گروه های سیاسی مختلف تنها با اتحاد و همبستگی می توانند حرکت های موثری انجام دهند. نگاهها باید به داخل باشد. دیگر نباید ملت ایران منتظر هواپیمایی باشند که مانند سال ۵۷ از خارج بیاید و سرنوشت کشور را تغییر دهد . جوانان ایران باید آگاهانه در مسیری گام بردارند که خودشان بتوانند سرنوشت مملکت را تغییر دهند.

نکته مهم ایجاد یک وحدت ملی است به خصوص الان که ایران در خطر تجزیه و حمله نظامی کشورهای دیگر قرار دارد. ما نباید بگذاریم اختلاف ما با حکومت کشورمان را در خطر قرار دهد یا حقوق و امنیت ملی مان با تهدید مواجه شود.

و کلام آخر ؟

من از تمام گروه های ملی گرا می خواهم که با هم متحد شوند و به سوی تعریف اهداف مشترک گام بردارند. اختلافات گذشته که در مورد دکتر مصدق یا محمد رضا شاه پهلوی و همچنین حمایت از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی وجود داشته را باید فراموش کرد و در این روزهای حساس و سرنوشت ساز برای ایران به سوی همبستگی گام برداشت.اختلاف دیدگاه بین احزاب مختلف ملی طبیعی است و به همین دلیل است که هر کدام در حزبی مشغول به فعالیت هستیم اما ما باید بتوانیم چنان عمل کنیم که یک حکومت مبتنی بر حاکمیت ملی بیاید سر کار و در تمام موارد آرای مردم حاکم شود.

***

شاهین زینعلی از اعضای حزب پان ایرانیست با پایان یافتن مهلت مرخصی خود به زندان رجایی شهر بازگشت.

به گزارش تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، این فعال سیاسی و روزنامه نگار عصر امروز، سوم شهریور ماه ۱۳۹۱ پس از ۱۰ روز مرخصی به زندان رجایی شهر کرج بازگردانده شد.

وی که از دی ماه ۱۳۸۹ برای گذراندن دوران محکومیت خود در زندان اوین به سر می برد، در دی ماه سال گذشته به صورت ناگهانی و بدون توضیح از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد و تا کنون در این زندان به سر می برد.

زینعلی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران می باشد که بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی، به دو سال حبس به جهت اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق عضویت در حزب پان ایرانیست، ۹۱ روز حبس به جهت فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی منجر به اغتشاش، و مصاحبه با رسانه های بیگانه و پرداخت مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم گردید.

***

پس از اتهام واهی اطلاعات سپاه آزادی امید دهدارزاده با وثیقه یک میلیارد ریالی

به گزارش تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، دهدارزاده پس از آزادی از شرایط روحی مناسبی برخوردار است اما با توجه به بیماری،عدم دسترسی به دارو، انفرادی و تحمل فشارهای شدید جسمی در دوران بازجویی با مشکلات جسمی مواجه شده است.

این فعال سیاسی از شامگاه آدینه ۲۰ امرداد ۱۳۹۱ با یورش ماموران اطلاعات سپاه به منزلش در اهواز به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با تجزیه طلبان” بازداشت شد.

دستگاه اطلاعات سپاه در مراحل بازجویی پس از ضرب و شتم شدید و ضمن اعلام و تاکید دهدارزاده در نهایت دریافتند وی چندماه پیش با پرونده ای به اتهام “عضویت در حزب پان ایرانیست” در بازداشت اطلاعات سپاه بوده و در دادگاه انقلاب اهواز مورد محاکمه قرار گرفته است.

طی حکم صادره در دادگاه مذکور دهدارزاده به اتهام عضویت در حزب پان ایرانیست به تحمل شش ماه حبس تعلیقی به مدت یکسال؛ به اتهام توهین به مسولان نظام به تحمل ۷۵ ضربه شلاق و همچنین به دلیل درگیری با ماموران امنیتی به پرداخت ده میلیون ریال جریمه نقدی محکوم گردید.

امید دهدارزاده از فعالین پان ایرانیست اهواز است که تا کنون تلاش های فراوانی در مبارزه با تجزیه طلبی در خوزستان انجام داده و چندین یادداشت نیز در این زمینه منتشر کرده است.

***

ای خدا این خاک را خونین و گریان من نبینم – در سوگ آذربایجان

امید کرمانشاهی (تنها)

ای خدا این خاک را خونین و گریان من نبینم

ایزدا حق است اگر در سوز ایرانم بمیرم

کاین سر سبز وطن ویرانه شد،ایزد پناهی

این عزیزانم نکردند هیچ یک جرم و گناهی

داغ این نیکان بدیدم ای خدا پشتم شکست

از غم هجر عزیزان چشم من بر خون نشست

ای برادر از غم تو خانه ام ویرانه شد

خواهرم از داغ تو تنها دگر دیوانه شد

دست خشم این طبیعت دامن ما را گرفت

بعد از ان غم در دل ایرانیان ماوا گرفت

خشت خشت خانه تو بر سرم اوار شد

از غمت ای اذری،اندوه من بسیار شد

از دیارم سرزمین کردهای جانفشان

میزنم بوسه به خاک پای اذربایجان

تا به یاد اریم ما یک پیکریم

در سر خود مهر ایران پروریم

هموطن تنها دگر این گفته را کوته کند

از غم داغ تو باید خاکها بر سر کند

***

اعتراض به نامه آقای دنا روهراباکر(Dana Rohrabacher) نماینده مجلس امریکا و ابرازانزجاراز عملکردصدای امریکا(VOA)

گروه نگهبانان یکپارچگی ایران (ایرانیان آذربایجانی)

بیست وسوّم آگست 2012
خانم هیلاری کلینتون، وزیرمحترم امورخارجه امریکا
بااحترام به اطلاع شمامی رسانیم، ملّت ودولت ایران بیش ازیکصدوپنجاه سال است که باملّت ودولت امریکاروابط فرهنگی واقتصادی وسیاسی دارد، دراینمدّت ملّت ایران همیشه ازدوستی وهمکاری دولّت وملّت امریکابهره مند بوده که نمونه بارزآن پشتیبانی جدّی امریکادرسال 1946 برای نجات آذربایجان ازچنگال اتحادجماهیرشوروی بود، متأسفانه امروزاعمالی مشاهده میشودکه باسابقه دوستی یک قرن ونیم ملّت امریکا باملّت ایران همخوانی ندارند.
نظرشمارابه دوموردزیرجلب می کنیم:
1 – آقای دنا روهراباکرنماینده مجلس بانوشتن نامه بشما (نامه مورخ بیست وششم جولای 2012 ) درخواست جدائی آذربایجان ازایران رامیکند!.
آیااین عمل باروح دوستی دوملّت ایران وامریکاسازگاراست؟!.
آیااین دخالت درامورداخلی یک کشوردیگرنیست؟!.
آیا آقای روهرباکریا هرامریکائی دیگراجازه می دهندکه مثلاَ یک نماینده مجلس مکزیک درباره جداسازی کلیفرنیا ازامریکاصحبتی بکند؟!.
خانم کلینتون، ملّت ایران وسایرملل آزادجهان ومخصوصاَ ملِت امریکاازعملکردحکومت جهل وجنون جمهوری اسلامی بیزارند، ولی این دلیل بکارگیری عکس العمل های غیرمنطقی که نتیجه آن به ضرراستقلال وتمامیّت ارضی ایران تمام می شودنبایدباشد.
2 – درتاریخ پانزدهم آگست 2012 دربرنامه تلویزیونی صدای امریکادربرنامه ای تحت عنوان «ساعت خبر» گوینده برنامه ضمن شرح زلزله آذربایجان بانشان دادن نقشه ایران ومحل وقوع زلزله پرچم جمهوری آذربایجان راروی منطقه آذربایجان ایران نمایان ساخت!!، آیااین یک امرعمدی بود ویا غیرعمدی؟!:
اگرعمدی بودبایدیادآوربشویم همانطوری که درسال 1979 دول غرب باروی کارآوردن جمهوری اسلامی دُچار اشتباه شده وامروزدنیاراباگرفتاری بزرگی روبروکرده اند، دراینموردهم دُچاراشتباه بزرگتری خواهندشد.
اگرغیرعمدی است بایدگفت که مسئولین صدای امریکا افرادبسیاربی اطلاع ونالایقی هستند.
خانم کلینتون، درخاتمه لازم است که بگوئیم که ملّت ایران دولت جنایتکا وخیانتکارجمهوری اسلامی رابرکنار خواهدکرد، چه بهترکه دولّت امریکادراین راه ازملّت ایران حمایت وپشتیبانی بکندتا مثل دهه های گذشته ملّت ایران رابعنوان یک دوست واقعی درکناردولّت وملّت امریکاداشته باشد.
باتوجه به اهمیّت هردوموردامیدواریم که توجه خاصی مبذول بفرمائید.
باتقدیم احترام
گروه نگهبانان یکپارچگی ایران (ایرانیان آذربایجانی)

***

سپاسنامه از آقای علی اکرم همت زاده

بتازگی گروهی از ایراندوستان اصفهان پس از آشنایی با آرمان و اندیشه پان ایرانیسمء ” گروه هوادارن پان ایرانیست در اصفهان” را تشکیل داده اند، ضمن شادباش و سپاس از این دوستان، سپاسنامه آنان به جناب آقای علی اکرم همت زاده را برای اطلاع خوانندگان نامه پان ایرانیسم همراه با گفتگوی آقای همت زاده با سازمان جوانان حزب پان ایرانیست چاپ میکنیم.

سرورگرامی علی اکرم همت زاده

ما، نسلی که از پیشینیان خود باور شکوهمند ایران بزرگ را به ارث برده ایم، سال هاست که با چشمی نگران اما دلی امیدوار، نگاه خود را به فراسوی مرزهای کنونی ایران دوخته ایم تا در تاریکی حاصل از جدایی تحمیل شده توسط دشمنان ایران ستاره هایی بیابیم که بار دیگر نور امید را به اندیشه اتحاد و یکپارچگی همه سرزمین های ایرانی بتابد.

چه دلگرم کننده بود زمانی که دریافتیم در سرزمین های جدا شده شمال غربی، بزرگ مردی در دل تاریکی شب همچون خورشید درخشید و اندیـشـه جاودان ایران بزرگ را روحیه ای تازه بخشید.

چنین شعله جاودانه ای راجنابعالی در بخش مهمی از سرزمین های ایرانی برافروختید. ما قاطعانه از کوششهای پرارج شما در تحقق این آرمان مشترک پشتیبانی می کنیم و روحیه نستوه شما را می ستاییم. در درازنای تاریخ پر فراز و نشیب ایران، همیشه نام وکوشش های بزرگانی چون شما بوده است که ماندگار وجاوید مانده است.

به امید روزی که همه ما ایرانیان در هر گوشه این سرزمین اهورایی درفش یگانگی و یکپارچگی ایران بزرگ را برافرازیم و رؤیای پرشکوه ایرانزمین را هرچه زودتر محقق کنیم.

هواداران پان ایرانیست در اصفهان

 

***

نقدی بر کتاب «جهان نمای تاریخ ایران»

برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره 72، امرداد و شهریور 1391، صفحه 35-36

نادره بدیعی

دیرگاهی نیست تا کتابی ارزشمند، در زمینۀ تاریخ و تمدن ایران، با چاپی بسیار نفیس، از سوی انتشارات سمرقند روانۀ بازار شده است به نام «جهان‌نمای تاریخ ایران»، این کتاب دست‌آورد پژوهشی بزرگ و مستند است که به دست نویسنده و پژوهشگر فرهنگ و تمدن ایران دکتر هوشنگ طالع انجام گرفته است. کتاب دارای چند بخش است و یک پیشگفتار که در آن دربارۀ چگونگی شکل‌گیری ایران بزرگ: آریانا، ایرانا، ایران، به گونه‌ای کاملا مستند و علمی سخن رفته است.

در بخش یکم با ایران کهن روبه‌رو می‌شویم که از چگونگی جایگزین شدن ایرها یا ایرانیها در ایرانویج آغاز می‌شود، پس به کوچ ایرانیان از ایرانویج به درون فلات ایران می‌پردازد و سپس با زمان‌شناسی یا هنگام‌شناسی تاریخ ایران ممکن ادامه یافته تا به بنیادگذاری نخستین دولت ایرانی و خاندان‌های شاهنشاهی ایران در دوران کهن می‌رسد و سرانجام با روشنگری چگونگی گسل دولت فراگیر ملی پایان می‌یابد.

بخش دوم از بنیادگذاری دولت ماد تا فروپاشی ساسانیان را دربر می‌گیرد.

بخش سوم از فروپاشی ساسانیان تا برآمدن شاهنشاهی صفویان.

بخش چهارم از بازسازی دولت فراگیر ملی صفویان تا قاجاریه را بیان می‌کند و در بخش پنجم دربارۀ تجزیه‌های خونبار سرزمین‌های ایران از تجزیۀ قفقاز تا تجزیۀ بحرین را بررسی می‌نماید.

کتاب به جز این گفتارها در برگیرندۀ 29 نقشۀ جغرافیایی است که سرزمین ایران را از پادشاهی پیشدادیان تا شاهنشاهی قاجاریه نشان می‌دهد و همۀ این نقشه‌ها که به گونه‌ای بسیار نفیس به چاپ آمده‌اند گسترۀ ایران‌زمین را در دوره‌های گوناگون تاریخ به نمایش می‌گذارد و خواننده و بینندۀ کتاب با نگاهی ژرف به این نقشه‌ها می‌تواند وسعت و گسترۀ سرزمین ایران بزرگ را در دوره‌های گوناگون تاریخ بررسی نماید و ایالتهای ایران و شهرهای آبادان همۀ روزگاران ایران را در این نقشه‌ها به روشنی ببیند.

کتاب تکیه‌ای بسیار آگاهانه بر دولت‌های فراگیر ملی ایران در درازای تاریخ دارد و به گونه‌ای بخش‌بندی‌های کتاب، هر کدام با روی کار آمدن یا فروپاشی دولتهای فراگیر ملی آغاز یا پایان می‌یابد؛ مانند دولت فراگیر مادها، اشکانیان، صفویه، به زبان دیگر سلسله‌هایی که توانستند اتحاد ملی همۀ ایرانیان را در سراسر ایران‌زمین یا ایران بزرگ فراهم آورده و یک دولت مقتدر ملی در سراسر نیاخاک ایرانیان پدید آورده و ایجاد کنند، سرآغاز یا پایان بخش یک دورۀ بزرگ تاریخی به شمار می‌آیند. چراکه از هم‌پاشی سرزمین‌های ایرانی یا جداسازی آنها از یکدیگر به سبب آفندها و تهاجم‌های بیگانگان در سراسر تاریخ ایران رخ داده است و بسیار پیش‌آمده که بخش‌هایی از سرزمین ما، به اشغال اقوام مهاجم درآمده و هم‌میهنان ما که در آن بخش از ایران‌زمین می‌زیستند به زیر چیرگی و سلطه آن قوم مهاجم درمی‌آمدند و خراجگزار آنان می‌گردیدند، از این‌رو در این کتاب بر آن سلسله‌هایی که توانستند یک دولت فراگیر ملی در ایران بزرگ پدید آورند و اتحاد ملی همۀ ایرانیان را فراهم کرده، بخشهای اشغال شدۀ سرزمین ما را از چنگ بیگانگان و انیران رها سازند، تاکید شده است.

نکتۀ دیگر آن که پس از باز شدن پای بیگانگان باختری به خاورزمین و آسیا و روبه‌رو شدن آنان با فرهنگ و تمدن‌گرانسنگ این سوی زمین به ویژه ایران، باختریان در پی آن برآمدند تا نه‌تنها به این سرزمینها دست‌اندازی کنند و آنها را مستعمرۀ خویش سازند که به فرهنگ و تاریخ و تمدن اینان نیز چنگ انداخته و تا آنجا که بتوانند هویت فرهنگ و تاریخی را از این ملتها بزدایند.
مگر فیلسوفان و فرزانگان یونان از دیرباز و هم پس از اسلام نیز با هنر و فلسفه و فرزانش ایرانیان آشنا نبودند؟ تا آنجا که می‌دانیم پیر بلخ حضرت مولانا زبان یونانی می‌دانسته‌اند و می‌دانیم که افلاطون به نوشتۀ خودش در ایالت خوارزم ایران دانش آموخته. بسیار سخن‌های دیگر که بازگفتنش، این جستار را به درازا می‌کشاند، اما سخن بر سر آن است که از آن زمان که اروپا به دژاندیشی استعمارگری پرداخت به ویژه در دورۀ جنگ‌های چلیپایی [صلیبی] بیش از پیش با فرهنگ و تمدن ایران آشنا شد و بسیار کتابها و نسخه‌های خطی ایران که به اروپا رفت و چشم آنان را به روی فرهنگ و تمدن ایران باز کرد که خود زمینه‌ی نوزایی فرهنگی در اروپا شد و این نوزایی مدار و پا نیازهایی را در آن سرزمین‌ها پدید آورد که زمینه‌ساز استعمارگری آنان گردید و برای مستعمره کردن کشورهای متمدن آسیایی باید نخست از آنها هویت‌زدایی می‌شد که این کار به دست مستشرقان دست‌نشاندۀ استعمار صورت پذیرفت که اینان چه‌ها که با فرهنگ و تاریخ و تمدن ما به عنوان «شرق‌شناسی» نکردند و چگونه همۀ تلاش خود را بر آن نهادند که تا آنجا که بتوانند تاریخ و فرهنگ و تمدن ما را یا تحریف کنند یا منکر آن شوند یا آن را وارونه جلوه دهند و تا آنجا که توانستند تاریخ چندهزار سالۀ کهن ایران را افسانه، قصه، روایت، و داستان تلقی کردند و آن را بی‌ارزش و «غیرعلمی» نمایاندند که پی‌آمد آن همه تلاش، تحمیل تاریخ 2500 ساله به ملت ایران بود، در حالی که بر پایۀ بسیاری از اسناد و مدارک تاریخی که به ما رسیده و نویسندۀ آگاه این کتاب نیزبا پژوهشی مستند آن را نشان داده‌اند. سلسله‌های پادشاهی پیشدادیان و کیانیان یک واقعیت مستند تاریخی است.

نویسنده آگاهانه و به روشنی بر پایۀ اسناد و مدارک به خوانندۀ کتاب می‌نمایاند که ایرانیان طی یک دورۀ 1800 ساله به تدریج از ایرانویج که در بخشهای شمالی خراسان بزرگ جای داشته به درون نجد ایران کوچ کردند و کوچ ایرها یا ایرانیان از ایرانویج به درون فلات ایران طی سه دوره و پس از فرجامین دوره‌های یخبندان روی داده است که برای اثبات این سخن، نویسنده از منابع تاریخی، اطلس‌های معتبر جغرافیایی، اقلیم‌شناسی کهن ایران بهره گرفته است و همۀ این منابع کاملا علمی و مستند را با اوستا و شاهنامه برابر نهاده و مطابقت نموده است تا آنجا که بر بنیاد پژوهش‌های تقویم و تاریخ ایران و دیگر منابع تاریخی، توانسته است که زمان دقیق دولت‌های ملی پیشدادیان، فریدونیان و کیانیان و زمانهای پادشاهی هر کدام از پادشاهان این سلسله‌ها را تعیین نموده و با اشاره به کشفیات و دست‌آوردهای دانش باستان‌شناسی و تطبیق آنها با دوره‌های گوناگون تاریخ بسیار کهن ایران، آن زمان‌ها و دوره‌ها را به دست آورد.

بر این پایه جستارهای تاریخی کتاب بر بنیاد سه تاریخ یا سه تقویم سامان یافته است دورۀ پیش از زرتشت، دوره پس از میلاد زرتشت، دوره پیش از میلاد (مسیح) دوره پس از میلاد، دوره پیش از هجرت پیامبر و پس از هجرت پیامبر که با برابر نهادن این سه تاریخ و تقویم و تطبیق آنها با دست‌آوردهای باستان‌شناسی کهن ایران، همچون شهر سوخته و… تاریخ و تمدن پیشدادیان، فریدونیان و کیانیان فراچنگ آمده است. مگر می‌شود تنها گروهی از مردم، در یک شهر یا در یک بخش که تمدن آنها را به نام مثلا تپۀ زیویه یا چغازنبیل یا مارلیک و… معرفی می‌کنند بتوانند به چنان تمدن درخشانی برسند که مثلا چشم مصنوعی بسازند؟!
بیندیشیم که همۀ این به اصطلاح تپه‌های باستانی در سراسر ایران امروز و بیرون از مرزهای ایران امروزی – در همۀ ایران بزرگ یا ایران تاریخی – هم زمانند و بیندیشیم که برای مثال فلان تپۀ تاریخی در گیلان که آثار درخشانی از آن به دست می‌آید، از نظر تاریخی متعلق به 5 هزار سال پیش است، تپه‌ای دیگر برای مثال در کردستان یا لرستان که آثار درخشانی از فرهنگ و تمدن از آن به دست می‌آید، آن هم متعلق به 5 هزار سال پیش است و تپه‌ها و شهرها و منطقه‌های دیگر باستان‌شناسی که بسیاری از آنها متعلق به 8 هزار، 7 هزار، 6 هزار، 5 هزار و… سال پیش هستند و همۀ اینها از نظر زمانی با هم مطابقت دارند. این نشان می‌دهد که در سراسر ایران «همزمان» تاکید میکنم که «هم‌زمان» با تمدن و فرهنگ و دانشی پیشرفته وجود داشته است که اگر اینها را کنار هم بگذاریم و با دانش اخترشناسی و تقویم و تاریخ و اسناد و مدارک تاریخی و دیگر منابع باستانی تطبیق دهیم، تمدن و فرهنگ و دانش ایرانیان در دوره‌های پیشدادی و فریدونی و کیانی به دست می‌آید.

بیگمان همۀ این مناطق باستان‌شناسی که امروز تنها به نام یک تمدن محلی!! خوانده می‌شوند با هم در پیوند تنگاتنگ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و علمی بوده‌اند. همۀ اینها را اگر کنار هم بگذاریم نشانگر وجود یک دولت مقتدر ملی و یک ملت آگاه و فرهنگ‌آفرین است.

تمدن هلیل رود یعنی چه؟ تمدن زیویه یعنی چه؟ تمدن سیلک یعنی چه؟ مگر چند هزار نفر در یک منطقه، بی‌هیچ وابستگی به دانش دیگر هم‌میهنان خود می‌توانند تمدنی درخشان پدید آورند؟ برای مثال چگونه می‌توانند به توان ساختن کارخانۀ ذوب مس شهداد (کرمان) دست یابند؟ و با افسوس مستشرقین در خدمت استعمار برای ما تاریخی را جعل کردند و به ما تحمیل نمودند که راستین نیست تاریخی بیگانه ساخته و با هدف هویت‌زدایی و تحریف تاریخ ملی ایران است و کوچک نمودن و کوچک نمایاندن تاریخ و فرهنگ و تمدن درخشان این نیاخاک گرامی.

نویسندۀ آگاه این کتاب با پشتگرمی به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آنها با تقویم و تاریخ کهن ایران و با بهره گرفتن از دانش اقلیم‌شناسی کهن ایران، توانسته است که دوره‌های گوناگون تاریخ کهن ایران و زمان دقیق آنها را روشن نماید و گامی بسیار بزرگ در راستای نشان دادن بزرگی ملت ایران بردارد که امید در آینده در این زمینه به کامیابی‌های بیشتر و بزرگتر دست یابد تا حقیقت تاریخ ملی ایران و فرهنگ و تمدن درخشان ایران‌زمین بر جهانیان بیشتر آشکار گردد که ایدون باد.

***

نامــــه الهه امیرانتظام

هموطنان عزیز،
چه می توانم بگویم؛ از محبت و لطف نوازشگر شما بزرگواران، که اقیانوسی از لطف و محبت جریان دادید.
انتشار این نامه قدردانی و سپاسگزاری از شما عزیزان؛ که طی این مدت در داخل و خارج کشور با ارسال پیام های صمیمی و زندگی بخش خود؛ جویای احوال همسرم (مهندس امیرانتظام) بودید و ما را مدیون لطف و محبت خویش نمودید.

هموطنان عزیز،
در پی سوالات شما عزیزان پیرامون وضعیت جسمانی و سلامت همسرم، به اطلاع می‌رسانم:
یکی از دلایل عمده ،که این انسان رنج کشیده، اما بزرگوار را زمین گیر کرده است، سالها درد، رنج ، شکنجه های فیزیکی، روحی و دردها ناشی از انباشته شدن فشارهای عصبی است.ایشان را تقریبا به حالت فلج به بیمارستان بردم، و در حال حاضر پس از یک هفته بستری شدن، حال عمومی اش کمی بهتر است و می تواند به کمک واکر راه برود. دکترها مشغول یافتن علت این درد جانکاه که از کمر تا انگشتان پای راست را در بر گرفته می باشند، از طرفی ممکن است درگیری یک عصب خاص، آنقدر ظریف و پنهان که در ام.آر.آی مشهود نباشد، باعث این درد باشد، لذا پزشکان بایستی از طرق دیگر به ردیابی منشأ این مشکل ادامه دهند، حتی اگر مجبور به باز کردن ناحیه ستون فقرات گردند. البته انتخاب این گزینه به عنوان آخرین راه حل است، که پزشکان به علت بیماری قند، پایین بودن پلاکت خون و… حتی المقدور راضی به انجام آن نمی باشند.
هموطنان؛
اگر ایشان، تاکنون؛ تمامی رنجها، مصیبتها و دردهای طاقت فرسای را تحمل کرده است؛ فقط به خاطر، عشق به وطن و هموطنانش است.
همسرم، امروز بر تخت بیمارستان، بیش از همه ی عمرش، خاک وطن دردمندش را عاشق، و خواهان آزادی و رفاه برای هموطنانش است.
عشق، احترام و همدردی شما حیات را چنان پرطراوت و شاداب برای ایشان کرده است ،که روحش را بسوی اوج احساس شما به پرواز در آورده، تا همدردی را از بلندای احساس شما نظاره کند.

امیدوار به نیایش ها و آرزوهای تندرستی تان

با سپاس و مهر فراوان
الهه امیرانتظام

***

پان ایرانیست‌های دربند و زندانیان سیاسی را آزاد کنید

***

تارنمای هواداران پان ایرانیسم:
www.paniranism.net

تارنمای نامه پان ایرانیسم
https://paniranism.info

فیسبوک هواداران پان ایرانیسم:
www.facebook.com/paniranism

تارنمای حزب پان ایرانیست:
http://paniranist.org

تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:
http://paniranist.info

تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان:
www.pan-iranist.net

کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست:
http://www.youtube.com/paniranistparty

فیسبوک حزب پان ایرانیست:
www.facebook.com/paniranistparty

 

حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید.

[email protected]
http://www.paniranist.org/a.htm

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.