شماره 51 – زادروز ستارخان《سردار ملی》گرامی باد

 هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش نامه پان ایرانیسم یاری نمایید. سپاس!

نامه پان ایرانیسم
شماره 51،یک شنبه، 29 مهر ماه 1397 – 21 اکتبر 20018
www.paniranism.info . [email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

نوشته های زیر تقدیم می شوند

احترام سرباز به سردار‼️
28 مهرماه، زادروز ستارخان《سردار ملی》گرامی باد
«ستار خان سردار ملی» – سرودۀ بانو هما ارژنگی
سـرفـراز بـاشـی مـیـهـن مـن
سیلی سرباز انگلیسی بر گوش افسر ایرانی و خلق تصنیف جاودان «ای ایران»
نجاح محمد علی تحلیلگر سیاسی عرب
نماهنگ زیبا و غمگنانه در سوگ تجزیه ایران بزرگ با اجرای خلیل یوسفی خواننده تاجیک
لوریس چکناواریان: هر کجا شاهنامه باشد، من هم هستم
وکیل مدافع آرش کیخسروی «از تعیین وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی برای موکلش خبر داد»
رونمایی از کتاب “مرز پرگهر” در شب ای ایران
اعتراض جالب و هنرمندانه نقاش خوزستانی به هجوم ریزگرد ها و هوای غبارآلود بندر ماهشهر خوزستان
ایران زیبای ما – آبشار شِوی دزفول خوزستان

 

ایران زیبای ما

آبشار شِوی دزفول خوزستان
این آبشار در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۹۳ به‌عنوان یکی از جاذبه‌های ملی گردشگری ایران به ثبت رسید.

احترام سرباز به سردار‼️

تصویری جالب از احترام نظامی یک سرباز به تندیس ستارخان در سالروز تولد نماد غیرت آذربایجان

***

28 مهرماه، زادروز ستارخان《سردار ملی》گرامی باد

«ستار خان سردار ملی» – سرودۀ بانو هما ارژنگی

چامه «ستارخان سردار ملی» تازه‌ترین (5 امرداد 1390) سرودۀ بانو هما ارژنگی است. اين شعر به انگیزۀ سالگشت جنبش مشروطیت و قهرمانان این جنبش سروده شده است که البته شعر ياد شده تنها به یکی از قهرمانان اين جنبش يعني ستارخان سردار ملي مي‌پردازد. به مناسبت 28 مهرماه زادروز ستارخان، اين شعر را پیشکشِ مردم سرفراز میهن مینمایيم.
پاینده فر و فرهنگ ایران زمین

پیش گفتار: ستارخان از سرداران جنبش مشروطه خواهی است که در مقاومت تبریز جانفشانی‌ها کرده است.
او در درستی و هوش و شجاعت و مهارت در فنون جنگ و ایمان و میهن دوستی پر آوازه است. ستار خان به مدت یازده ماه رهبری مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت طاقت فرسای اهالی تبریز در برابر سی و پنج تا چهل هزار نفرقشون دولتی با راهنمایی و هدایت وی انجام گرفت. در اواخر کار محاصره – قوای روس با موافقت انگلیس به تبریز آمد و راه جلفا گشوده شد. ستار از روسها اطاعت نکرد و در برابر کنسول روس «باختیانف» که می‌خواست بیرقی از کنسولگری روس را بر سر در خانه ستار زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: “من می‌خواهم که هفت دولت زیر بیرق دولت ایران بیایند – من زیر بیرق بیگانه نمیروم.”

ماه امرداد است و گاه سر فرازیست
هنگام جانبازی و مرگِ ترکتازیست

تبریز آن دشمن ستیز پهلوان خیز
اندر حصار دیرپای شاهِ خونریز

خود کامه‌ای از دودمان و ایل قاجار
خودکامگی‌هایش برون از مرز هنجار

با جنبش مشروطه خواهی می‌ستیزد
مجلس به دست دشمنان ویرانه گشته
ایران سرا منزلگه بیگانه گشته
بر جای شیر شرزه و عدل مظفر
کفتار و روباه دغل همخانه گشته

آزادگان از توده‌های پاک ایران
تبریزی و قفقازی و ارمن چو شیران

این جنبش آزاده خواهی را نگهبان
چندیست این شهر شجاعان در حصار است
«ستارخان» آن جان به کف فرزند ایران
چون مرد میدان گرم کار و کار زار است
«باقر» کنار زبده یاران در «خیابان»
آمادۀ سربازی و دشمن شکار است
چنگال قحطی همچو گرگی ـ آدمی خوار
کم‌کم گلوی مردمان را می‌فشارد
خودخواهی و نابخردی‌ها بهر مردم
هر دم بلا و ناروایی تازه دارد
در جست و جوی چاره سردار مجاهد

تن می‌دهد بر آشتی با شاه قاجار
از بهر نان و غله و آذوقۀ شهر
دست مودت می‌دهد با وی به ناچار
چون راه جلفا بار دیگر می‌گشاید
آید زره فو ج قشون خرس و کفتار
ستار می‌کوبد به سر کای وای بر ما
من داده بودم شاه را صد گونه هشدار!
اینک به کوی مهربانی‌ها صفانیست
در کوچه‌ها جز بانگ بیگانه صدا نیست
یک چهره خوب و نجیب و آشنا نیست

شهر از هجوم دشمن ناخوانده بیمار
طعم سکوتی تلخ دارد بغض دیوار…

در یک چنین هنگامه تلخ و بلاخیز
کاندیشه‌ها دارد به سر سردار تبریز

گوید به او کنسول مست دولت روس
دارم برایت مژده ای شاد و دل انگیز

خواهی اگر در امن و آسایش نشینی
باید از این پس پرچم ما را گزینی

بر سر درت این بیرق زیبا بیاویز
زان پس به شادی باش و ازغمها بپرهیز

ستارخان آن شیر میدان شهامت
از خشم می‌لرزد زسر تا پای قامت

گوید: کنون پاسخ شنو ای «باختیانف»
زین گونه در گوشم مخوان زیبا فسانه
در من نمی‌گیرد فسون آب و دانه
این یاوه‌ها در گوش من همسان باد است
تا خون ایرانی بجوشد در رگ من
دشمن در این پیکار خوار و نامراد است
من آنچنان خواهم که هفت اقلیم عالم
زیر لوای میهنم ایران در آیند
در زیر تاق آسمان روشن آن
یاران سرود شاد آزادی سرایند

در چشم من خاک وطن یعنی جهان – جان
ناموس و ایمان و شرف «پاینده ایران»

***

سرفراز باشی میهن من

سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از زر و گوهر .. خاک پاک تو وطن من
سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از زر و گوهر .. خاک پاک تو وطن من
یادگارِ خونِ عاشقانِ بی نشان .. تا ابد بود تو را حق نگه دار
ای شمیمِ دلنوازِ عشق و معرفت .. سرزمین پاک ما ای ایـــران

دوستت دارم .. مهد دین مــن .. دوستت دارم .. بهترین مــن .. دوستت دارم سرزمین مـن
دوستت دارم .. مهد دین مــن .. دوستت دارم .. بهترین مــن .. دوستت دارم سرزمین مـن

گر بخواهد دمی دشمنی هلاک تو .. گر بخواهد کسی یک وجب ز خاک تو
می شوم تا مرزت روانه … خصم دون، می رانم ز خانه … خصم دون، می رانم ز خانه
با سلاحی از خشم و کینه … سینـه اش مـی گیـرم نشانـه … سینـه اش مـی گیـرم نشانـه

سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از زر و گوهر .. خاک پاک تو وطن من
سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از زر و گوهر .. خاک پاک تو وطن من

ایران .. ایران .. ایران ایران ایران ایـران
یادگار خون عاشقان بی نشان .. تا ابد بود تو را حق نگه دار
ای شمیم دلنواز عشق و معرفت .. سرزمین پاک ما ای ایـــران

***
سیلی سرباز انگلیسی بر گوش افسر ایرانی و خلق تصنیف جاودان «ای ایران»

امروز ۲۷ مهر سالروز آفرینش تصنیف جاودان «ای ایران» است. شعر این تصنیف را حسین گل گلاب سروده است و آهنگسازی آن را استاد روح الله خالقی به عهده داشته است.

اگرچه این تصنیف مشهورترین سروده میهنی و ملی گرایانه ایران است، اما نه پیش از انقلاب اسلامی و نه پس از آن هیچگاه سرود ملی رسمی ایران نبوده‌ است، هرچند خود مردم ایران آن را به عنوان سرود ملی به رسمیت شناخته‌اند و در گردهمایی‌های مختلف خود آن را به عنوان سرود ملی می‌خوانند.

در کنار سایر ویژگی های این تصنیف جاودان، شاید بتوان مهم ترین ویژگی آن را وجود واژه های پاکیزه و خوش تراش فارسی در سراسر این سروده دانست و این بیش از هر چیز موید غنای زبان فارسی است.

پیشینه این ترانه به دروان پرآشوب جنگ جهانی دوم در ایران باز می‌گردد. گفته می شود در شهریور ۱۳۲۳ زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد. او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد.

گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند. غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید: کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند! سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:

ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم…

همان جا، روح الله خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف “ای ایران” در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود. سرود “ای ایران” دقیقا در ۲۷ مهر ماه سال ۱۳۲۷ در تالار دبستان نظامی (دانشکده افسری فعلی) و در حضور جمعی از چهره‌ های فعال در موسیقی ایران متولد شد.

Riaz

***

رونمایی از کتاب “مرز پرگهر” در شب ای ایران

به مناسبت انتشار کتاب ” مرز پرگهر ” به کوشش هومن ظریف، توسط نشر ماهریس ، رونمایی این کتاب در ساعت پنج بعد از ظهر دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۷ در خانه گفتمان شهر ( وارطان) با حضور نویسنده؛هومن ظریف،هما گل گلاب،عبدالله انوار برگزار می شود.

کتاب ” مرز پرگهر ” برپایه پژوهش های فیلمی مستند تحت همین عنوان است که با مقدمه سیمین بهبهانی چاپ شده است.

موضوعاتی چون ؛خاستگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی،جنبش موسیقی توسط کلنل وزیری و چند مقاله از دکتر حسین گل گلاب در کتاب مرز پرگهر به چاپ رسیده است.

عکس هایی برای نخستین بار در این کتاب به زیور طبع آراسته شده است.

دوشنبه بیست و سوم مهر ساعت پنج بعد از ظهر . خانه گفتمان شهر .میدان فلسطین . طالقانی غربی .ضلع جنوبی . پلاک ۵۱۴

***
اجرای سرود ای ایران توسط سرور حسین شهریاری از پیشکسوتان پان‌ایرانیست که در اجتماع بازنشستگان لشکری،کشوری، فرهنگی و مخابراتی روبروی سازمان برنامه‌وبودجه اجرا شد. ۲۴مهرماه

***

نجاح محمد علی تحلیلگر سیاسی عرب:

‏یکی از بزرگترین لذت های زندگی ام دانستن زبان فارسی است.
اینکه میتوانم شعر فارسی را درک کنم، ترانه های ایرانی را گوش کنم و با ایرانی ها با زبان فارسی سخن بگویم برایم یک هدیه الهی است.
چقدر ناکام اند آنان که فارسی نمیدانند، آنان که نمیتوانند حافظ و مولانا و سعدی و شاملو را بخوانند و بشنوند.

خوزستان پاره تن ایران زمین است
@khouzestan_iran1

***

نماهنگ زیبا و غمگنانه در سوگ تجزیه ایران بزرگ با اجرای خلیل یوسفی خواننده تاجیک

ترانه: ای خراسان من
سراینده: کاوه جبران

***

لوریس چکناواریان: هر کجا شاهنامه باشد، من هم هستم

۲۱ مهر زادروز لوریس هایکازی چکناواریان (زاده ۲۱ مهر ۱۳۱۶ در بروجرد) آهنگساز، رهبر ارکستر و نقاش ایرانی است.
عمرشان دراز باد.

لوریس چکناواریان: اینقدر به ما نگویید اقلیت!

لوریس چکناواریان در آیین بزرگداشت «گورگن موسسیان» گفت: اینقدر از کلمه‌ی «اقلیت» استفاده نکنید و به ما نگویید شما اقلیت هستید؛ در ایران اقلیت وجود ندارد.

ارامنه، گناه نکرده‌اند که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار، منطقه‌ی ارمنستان از ایران جدا شد. ارامنه اقلیت نیستند، آن‌ها فقط به مملکت خودشان بازگشته‌اند. ما همه ایرانی هستیم و برای ایران زحمت کشیده‌ایم.

لوریس چکناواریان: هر کجا شاهنامه باشد، من هم هستم

چهره شناخته شده موسیقی ایران در عرضه بین الملل با اشاره به علاقه‌اش به شاهنامه فردوسی گفت: در هر برنامه و مکانی که نام فردوسی و شاهنامه باشد شرکت می کنم.

به گزارش خبرنگار رسانه و هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) چکناواریان در همایش «یاد روز فردوسی» که در تالار فردوسی مرکز همایش‌های بین المللی رایزن برگزار شد با اعلام این مطلب گفت: «معتقدم فردوسی با شعرهایش توانست ما را زنده کند و ما با گرامی داشتن یادش باید او را زنده نگه‌داریم، چرا که این حس مانند یک خبایان دوطرفه است.

چکناواریان که بیست و پنج سال زمان برای نوشتن و ساخت اپرای رستم و سهراب صرف کرده تاکید کرد: در کودکی عاشق برنامه “شیرخدا” بودم که صبح‌های زود از رادیو پخش می‌شد و همین علاقه باعث شد به زورخانه کشیده شوم و درآنجا ریتم‌هایی را که زده می‌شد به خاطر می‌سپردم و همان جا بود که عاشق رستم و سهراب شدم.

وی با اشاره به اینکه از کودکی تاکنون ساکن خیابان منوچهری است و این محله را دوست دارد گفت: در ایام محرم در این محله دسته‌های عزاداری بزرگی راه می افتاد و من با دقت به صدای زنجیر و طبل و سنج گوش می‌دادم و همین علاقه باعث شد ریتم های موسیقی زورخانه ای و محرم را جمع آوری کنم و در بخش نبرد رستم و سهراب در اپرا از ریتم و موسیقی زورخانه‌ای و در بخش مرگ سهراب و تشییع جنازه‌اش از موسیقی محرم استفاده کردم.

چکناواریان با تاکید بر اینکه برای اولین بار بود که در ایران اپرا نوشته می‌شد و کسی نبود که از او کمک بگیرم گفت: هر چند که آقای فربد، وزیر فرهنگ وقت از من حمایت کرد و استاد روح الله خالقی و استاد حسین تهرانی تشویقم کردند که اپرا را بنویسم اما نوشتن این اپرا در ایران مخالفانی داشت که منجر به سفر من به اتریش شد تا از موسیقیدان‌های بزرگ راهنمایی و کمک بگیرم. در آن مقطع طرح اول را به استادان موسیقی نشان دادم و گفتند با همین ساز بنویس و ادامه بده اما ماندن در اتریش برایم سخت بود و هزینه زیادی داشت که این مساله سبب شد یکی از آهنگسازان اتریش کمکم کند و مکانی برایم بگیرد. او پیانویی خرید و آنجا ماندم و درس خواندم و به تحقیق و نوشتن اپرا ادامه دادم.

«یکی از مشکلات اپرا نویسی این است که باید نویسنده اپرا با آهنگساز کنار هم باشند، چرا که اپرا در مرحله اول موسیقی و در مرحله دوم کلام است».
این موسیقیدان بزرگ با بیان این مطلب گفت: در ساختن یک اثر شاعر با آهنگساز کنار هم می‌نشینند و در صورتی که کلمه ای در آهنگ ننشیند، شاعر آن کلمه را عوض می‌کند اما در مورد اپرای رستم و سهراب اینطور نبود. من مجسمه‌ای به عنوان فردوسی و شاهنامه داشتم و باید لباس را بر تن آن مجسمه می‌کردم بدون آنکه بتوانم کلمه‌ای یا حتی آوایی را جابجا کنم و این دوخت لباس 25 سال طول کشید.

لوریس چکناواریان هرگز تصور نمی‌کرد که این اپرا اجرا شود اما اپرا با گروه کُر ارمنستان اجرا شد. او تاکید کرد: البته هماهنگی‌ برای این اجرا هم یک سال طول کشید. می‌گفتند تهمینه را سه نفر با هم باید بخوانند و من مخالف بودم و از اجرا منصرف شدم تا بالاخره راضی شدند که تهمینه را یک نفر اجرا کند. اجرای بعدی در تالار وحدت در سال 2000 بود. مسئولان پرسیدند اجرای اپرا چقدر طول می کشد؟ گفتم 2 ساعت و نیم. گفتند استراحت هم دارد؟! گفتم خیر! آنها تاکید کردند کسی این زمان طولانی پای تماشای اپرا نمی نشیند اما بعد از اجرا وقتی چراغ‌ها روشن شد دیدم هیچ کس صندلی‌اش را ترک نکرده است و تا پایان به تماشای اپرا نشسته اند.

ایران بوم

***

گفتم: وکیل مدافع آرش کیخسروی «از تعیین وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی برای موکلش خبر داد»

گفت: در جمهوری اسلامی آن‌کس که از ایران، از تاریخ و فرهنگ ایران و یگانگی و یکتایی سرزمین و مردم ایران برابر بربست (قانون) سخن بگوید، سرنوشتی چون آرش کیخسروی وکیل دادگستری خواهد داشت، که دو ماه بدون بر پایی (تشکیل) دادگاه و شنیدن پدآفند (دفاع) های او در زندان نگه داشته شده، تنها به این آوند (دلیل)که گفته بود چرا می‌باید گرویی (وثیقه) بگذارم؟

حسین شهریاری

***

گفتم: دادستان کل کشور به ورود زنان به ورزشگاه آزادی، برای تماشای بازی فوتبال ایران و بولیوی واکنش نشان داد و گفت: «حضور زنان در ورزشگاه آزادی یک آسیب است و هیچ توجیه شرعی ندارد» این جاه‌مَدار افزود: «تماشای بازی ایراد ندارد، اما گناهی که صورت می‌گیرد جای اشکال است» او همچنین گفت: «وقتی خانمی به ورزشگاه می‌رود و با مردانی با لباس ورزشی و نیمه لخت مواجه می‌شود و آنها را می‌بیند، گناه می‌کند»

گفت:«خانه ازپای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است» و افزود: بسیاری از مردم از فشار تهیدستی ( فقر ) به اندام فروشی، تن فروشی و کودک فروشی میپردازند بی آنکه «خون کسی به جوش آید» و از آنان جانبداری کند اما دینمداران دراندیشه “گناهِ دیدنِ بدن نیمه لخت فوتبالیست‌ها هستند!”

حسین شهریاری
کانال خبری پان ایرانیست
https://t.me/joinchat/AAAAADuh9PSVmPQcfYX5TA

***

اعتراض جالب و هنرمندانه نقاش خوزستانی به هجوم ریزگرد ها و هوای غبارآلود بندر ماهشهر خوزستان

عکس:فرهاد روستایی

***

پان ایرانیست ها و همه ایراندوستان را آزاد کنید!

حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

نامه پان ایرانیسم در شبکه های اجتمایی

تارنما: www.paniranism.info
فیسبوک: facebook.com/nameh_paniranism
تویتر: twitter.com/paniranism
تلگرام: t.me/Naameh_Pan

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.