شماره ١٠٢ – پاسخ یک هم میهن شجاع آذربایجانی به یک پان ترکست

درفش ملی ایران

نامه پان ایرانیسم
شماره ١٠٢ – سه شنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٢ – ٢٧ اوت ٢٠١٣
www.paniranism.info [email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

پاسخ یک هم میهن شجاع آذربایجانی به یک پان ترکست
پـرواز هـمـای، ایـران ای سـرای مـن
پیام تسلیت سازمان جوانان پان ایرانیست به مناسبت درگذشت رشید اسماعیلی
مادر حسین رونقی ملکی دست به اعتصاب غذا زد
نگاهی به صنعت فولاد در کشور
پالتاک هفتگی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

پاینده ایران

چرابعضی ازنخبگان غیرفارس به خدمت پان ایرانیسم درمی آیند؟

پاسخ یک هم میهن شجاع آذربایجانی به یک پان ترکست

نادرپیمائی – سندیگو – کلیفرنیا
بیستم جولای 2013

Nader Paymai Aks

چرابعضی ازنخبگان غیرفارس به خدمت پان ایرانیسم درمی آیند؟
ازسوی دوستی امروزایمیلی بافرنام بالا بدستم رسیدکه نویسنده ای بنام یونس شاملی درپاسخ به نوشته کسی بنام سیدجوادطباطبائی که درمهرنامه پخش شده بودجُستاررابه گونه پُرسش درمیان گذاشته وبرای استوارکردن اندیشه وانگیزه های پان تورکیسم با آوردن فرنودهایی، فرازهای بسیاری رانوشته که من شمارکمی ازآن هارا بفشردگی خواهم نوشت تا ایشان وسایرپان تورکیست ها بدانند «چرابعضی ازنخبگان غیرفارس به خدمت پان ایرانیسم درمی آیند؟!!» .
دوستم باناآسودگی وخرده گیری به من نوشته بودچراایرانیان به ویژه آذربایجانی هاپاسخ چنین ژاژگوئی های بی پایه رانمی دهند؟!.
من بااینکه ازپاسخ دادن به هرسخن ویانوشته بیهوده وبه ویژه به کسانی چون یونس شاملی ها که مغزشان انباشته ازآموخته های پان تورکیستی است خودداری می کنم، ولی به پاس خواسته دوستم، ناخواسته این جُستاررامی نویسم :
واژه Pan به یونانی به چم همگی،یگانگی، پیوستگی است، مانند: پان عربیسم، پان تورکیسم، پان تورانیسم و پان ژرمنیسم و ….. ، تاپیش ازجنگ دوّم جهانی درهیچ نوشته و دفترونامه ای واژه پان ایرانیسم دیده نمی شود، ولی درنوشته ها ی سایرکشورهابکاربردن واژه پان بسیار و روان بوده.
پیش ازجنگ نخست جهانی عثمانی یک فرمانروایی بزرگی بودکه بسیاری ازکشورهای بالکان وشماری از کشورهای مسلمان افریقا وخاورمیانه رازیرفرمان داشت، کشورهای ترسائی اروپا درگفتگوی بستن پیمان برای پیوندبا یکدیگربرای ستیزونبردباعثمانی بودند، عثمانی برای پیشگیری و رویارویی باکشورهای اروپایی وبدست آوردن همدستانی درکشورهای عرب مسلمان یاکشورهای ترک تبارویاترک زبان دست بکارفراهم کردن دو زمینه زیرنام پان تورکیسم و پان تورانیسم همچنین پان اسلامیسم و پان عربیسم شد.

کشورعثمانی وفرمانروایان آن، سده های پیشین همیشه دشمنی وستیزباایران راداشتندوبارهاخاک ایران بویژه آذربایجان رانشانه یورش وکشتارقرارداده اند، چندسال پیش ازآغازجنگ نخست جهانی ویادرزمان جنگ ویاپس از جنگ سپاه عثمانی بارهاواردبخش آذربایجان شده وبه امیداینکه مردم آذربایجان تُرک زبانند، پس خواهندتوانست یاری و همدستی آن ها را دربرابردشمنان خود (روس وانگلیس وفرانسه) بدست بیآورند، بنابراین تاآنجاکه درتوان داشتند درفراپراکنی آرمان و آرنگ (شعار) پان تورکیسم و مسلمانی و برادری کوشیدند، ولی مردم آذربایجان هیچ زمان خودراتُرک وبرادرعثمانی ندانسته ودربدترین گیرودار هم دست یاری بسوی پان تورکیست ها درازنکردند، به جوری که دررستاخیزمردمبُدی (انقلاب مشروطیت) که سپاهیان روس به جانبداری از محمدعلیشاه واردخاک آذربایجان شدند، کاردارنمایندگی عثمانی به ستارخان پیشنهادکردکه برای برکنارماندن ازآسیب برسردرخانه اش پرچم عثمانی رابزند، اودرپاسخ گفته بودکه من می خواهم مردم هفت کشوربزیرپرچم ایران گردآیند ( آماج اوازهفت کشورپهنه های جداشده ازایران مانند: اران یاجمهوری آذربایجان امروز، ارمنستان، گرجستان، ترکمنستان، افغانستان، بلوچستان ، وبخش های خاوری عراق وترکیه امروز) بوده وبنابراین آماده پذیرش پیشنهادنماینده پان تورکیست نمیشود ویادرزمانی که شیخ محمدخیابانی به انگیزه ناخرسندی از کارکردفرمانروایان ایران (وثوق الدوله برای بستن پیمان 1919) سربه نافرمانی زده بود، فرمانروایان پان تورکیست ترکیه برای فریب او وکشیدن بسوی خود به اوپیشنهادهمکاری وهمیاری دادند، اونه تنهانپذیرفت، بلکه به فرستاده ترکیه چنین پاسخ داد ودربیاننامه ای که وجودداردچنین نوشته است:
«هدف قیام ماعظمت ایران است، وآذربایجان جزء لاینفک ایران است»
یادرسال 1320 خورشیدی برابربا 1941ترسائی که روس وانگلیس به ایران یورش آوردندودرسال 1324 روس ها (اتحادجماهیرشوروی) استان های آذربایجان وکردستان را ازایران جداکردند، درسال 1325 بافراهم شدن زمینه ها،وروانه شدن سپاهیان ایران برای رهائی آذربایجان، پیش ازرسیدن سپاهیان ایران به آذربایجان، مردم آذربایجان خودفرمانروائی وابسته به بیگانه راسرنگون نمودند.
آیا این نشانه ها وگواهی ها جزاین است که آذربایجانی خودراایرانی دانسته وآذربایجان رابخش جدائی ناپذیری ازایران می داند؟!.
نوشته ناهمگون وبی سروته یونس شاملی راخواندم، باخوداندیشیدم اگرایشان یک کس شوخی پرداز یا پندار

پردازی نباشد، بی گمان یک شخص بی دانش وبی خردی است که ندانسته تیشه به ریشه آنچه که خودبه آن باور داردمیزند، وگرنه یک کس باخرددانا این پُرسش بیجارابمیان نمی آوردونمی پرسد: چراهیچوقت یک کُردزبان، فارس زبان وعرب زبان پان تُرک نمی شود؟!، پاسخ به این پُرسش بچگانه ونابخردانه این است به همان انگیزه که یک کس فرانسوی «پان ژرمن » نمیشود، ولی چرا یک آذربایجانی ویاخوزستانی ویا کُردستانی و ……. خودرا«پان ایرانیست» می نامدبرای اینکه همه خودراایرانی میدانند.
پس به چندفرازازنوشته یک پان تورکیست گوش فرادهیم!! :
یونس شاملی جُستار «چرابعضی ازنخبگان غیرفارس به خدمت پان ایرانیسم درمی آیند؟ به گونه پُرسش وپاسخ به میان آورده وچنین نوشته:
پُرسش: چراهیچوقت یک کُردزبان، فارس زبان، وعرب زبان پان تُرک نمی شوند؟، امّاتادلتان بخواهدتُرک وکُرد وعرب و ….. پان فارس پیدامی شود.
پاسخ: دراشل کلی وگذرابرای من «پان» های متعلق به اقلیتهای غیرفارس درواقع وجودخارجی ندارند. اگروجودداردهیچ چیزی نیست، لاف است، یاچیزی درحدیک واکنش شفاهی ازسوی یک غیرفارس که چیزی به عصبیت برزبان رانده است، حتّی «پان» مربوط به ملتهای محکوم حرف وحدیثی بیش نیست. چون پان ازسوی ایدئولوژی استعماری قدرت حاکم وازسوی دیگرتفکربرتری جویانه درنزدبخشی ازنخبگان سیاسی متعلق به ملّت حاکم (فارس) درایران است.
تاریخ «پان فارسیسم» (پان ایرانیسم) درایران به تأسیس دولت فارس یعنی به زمان رضاشاه درایران برمیگردد.
ازنظر «پان ایرانیسم» ودرواقع «پان» ملّت حاکم، اگریک تُرک آموزش به زبان مادری خودش راطلب کند، «پان تُرک» است، حق سرنوشت بخواهدپان تُرک است، اداره منطقه خودش راطلب کندپان تُرک است! به رسمیت شناخته شدن هویت ملّی خودش رادرکشورمطرح کندپان تُرک است! ودراین میان تنهاچیزی که واقعاَ وجودندارد«پان تُرک» یعنی همان متعلق به ملّت محکوم

است، چون خلق تُرک هنوزحاکم نیست که نخبگان آن به این مبانی فکری نزدیک شوند.
نتیجه: دلیل اینکه تُرک ویایک کُردویایک عرب به «پان فارس» تبدیل می شود، روشن است، این اشخاص عوامل سیادت وسیطره فرهنگی وسیاسی دولت وملّت حاکم هستندوهمواره به مثابه ابزارسرکوب دولتی درتمامی سطوح مورداستفاده (به بیان بهترسوء استفاده) قرارمیگیرند.
درباره نوشته ای که دراینترنت زیرنام «نقدوشناخت پان تورکیسم» پخش شده چنین نوشته
نقدکوتاه یک جزوه منتشره درباره پان تُرکیسم:
جزوه مذکورپان تُرکیسم درآذربایجان جنوبی راامری وارداتی خوانده ودرصفحه 82 خودمینویسد:
«ایده های گرگ گرائی وپان تورکیستی» ازبطن جامعه آذربایجان پدیدنیآمده است، بلکه آنها سوغاتی دانشجویان وکاروارداتی تاجران آذربایجانی است که درسال های اخیربه ترکیه وآذربایجان شمالی رفت وآمدداشته اند. دردوره جمهوری اسلامی ایران، اخذویزامابین ایران وترکیه برداشته شدورفت وآمدمردم به ترکیه آسانتروموج وسیعی ازمردم آذربایجان به تجارت وتحصیل وگردش وپناهندگی به ترکیه رفت وآمدداشتندوازطرفی دیگرتخفیف درشهریه تحصیلی دانشجویان آذربایجانی درترکیه ، دانشجویان آذری رابه رفتن به تحصیل درترکیه تشویق وترغیب کردوهزاران دانشجوی آذری درمکتبهای پان تورکیستی به آموزش پرداختند. بسیاری ازمردم آذربایجان بخاطرنفرت ازبرنامه های مذهبی وخسته کننده تلویزیونهای اسلامی، هرروزتماشاگردهها کانال تورک هستندوتحت تأثیرآنهاقرارگرفتند. همه عوامل امکان تبلیغ ورُشداندیشه های پان تورکیستی رادرمیان آذربایجانیهاآماده ساختند.
یونس شاملی درباره نوشته بالاچنین پاسخ میدهد:
هرکسی این پاراگراف رابخواند، ترکیه رامترادف پان نُرکیسم، مردم ترکیه راپان تُرک، دانشگاه های

ترکیه راپان تُرکیستی، تلویزیون وفیلمهای سینمائی درتُرکیه راپان تُرکیستی میداند!!، این نوع دروغ هاچگونه میتواندسرهم بشودتابه اصطلاح تئوری نویسنده جزوه به کام برسد. این نویسنده حداقل بایستی از «جنبش مُدرن گزی پارک» درترکیه که به یک خبردرسطح جهان تبدیل شده باخبرمیبود. جداازاینکه این پاراگراف ترکیه رادرتمامی ابعادآن «پان تُرک » میخواند!، امّا یک جمله نقل قول نه ازمنابع دولتی ، نه دانشگاهی ونه هنری وسینمائی مبنی بر«پان تُرک» بودن این مراجع آورده نشده است واین برای بی اعتباری جزوه کافی است.
به گمان من یونس شاملی دانسته ویاندانسته کشورومردم ترکیه را ناچیزشمرده وبه آن ها نارواگفته!!، زیرا همه مردم ترکیه اززن ومرد وپیروجوان ، فرمانروایان ، نویسندگان وسرایندگان وپژوهشگران و ………. همیشه بابالندگی وسرفرازی آرمان و آرنگ (شعار) پان تُرکیسم راستوده وگفته اند و نوشته اندکه ماتُرک هستیم ، بنابراین یونس شاملی برای چه خواندن ترکیه درتمامی ابعادپان تُرک را نادرست وناروامی داند؟!!!.اگراین کس تااین اندازه بی دانش وبی خرداست، بایسته است که برودو سدها پوشه های بنام ترکیه را ازدیرزمان تاکنون نوشته شده رابخواندوبداندکه مردم ترکیه را پان تُرک نامیدن نادرست نیست.
خنده دارترین نکته درنوشته یونس شاملی این است که برای استوارکردن گفتار و نوشتارخوددرباره پان تورک نبودن مردم ترکیه، رُخدادتازه پارک گزی دراستانبول رانمونه قرارداده وبرای خرده گیری به نویسنده جزوه اوراراهنمائی کرده ونوشته برودخبرمنتشرشده درپهنه جهانی درباره «جُنبش مُدرن گزی پارک» رابخواند!!!!. (ازیک نگرش پرداز و اندیشه پرداز پان تُرکیست بیشترازاین نمیشودچشمداشت داشت!)
درجای دیگرچنین مینویسد:
اطلاعات نادرست دیگراین پاراگراف دراین است که عنوان کرده است ترکیه باتخفیف درشهریه تحصیلی برای دانشجویان آذربایجان زمینه های افزایش تعداددانشجویان درترکیه رافراهم ساخته است .
همانگونه که درپیشترنوشتم واژه «پان» همزمان باجنگ نخست جهانی ازسوی عثمانی ساخته وپرداخته وبه

ایران وارد شدو «پان ایرانیسم» هم وابسته به دوره رضاشاه نیست، بلکه پس ازسال 1320 وچیره گی انگلیس ها
و روس ها (اتحادجماهیرشوروی) به ایران وپدیدآمدن سازمان مزدورومیهن فروش حزب توده ، شماری ازجوانان پاکنهادوایراندوست برآن شدند که برای رویاروئی بااین خودفروختگان سازمانی به نام «حزب پان ایرانیست ایران» رابوجوبیآورند، دربرپائی این سازمان آذربایجانی، کردستانی، تهرانی، خراسانی، شیرازی، خوزستانی، بلوچستانی و ….. همه بنام ایرانی برای پاسداری ازایران گردهم آمده بودند.
چون این جنبش زمان دانش آموزی من بودوشماربیشتراین جوانان ازخودگذشته ازدوستان من بودندبااینکه من هموندحزب پان ایرانیست نبودم ولی سرفرازم که درتمام درگیری ها وزدوخوردهاوچالش بامزدوران بیگانه درراه پاسداری ایران درکناریاران پان ایرانیست بودم ( به گواه نوشته دوست دیرینه ام کدبان دکترهوشنگ طالع دردفتری به نام «سی ام تیر»)، خوشبختانه شماری ازهمان یاران دیرین یا در درون ایران ویا برون ازایران هستندوپیوندمان برقراراست.
برای اینکه زمان خواننده رانگیرم نوشته ایشان رادوباره نویسی نمی کنم وازخواننده درخواست می کنم که یکباردیگربه نوشتاریونس شاملی بنگردوبه بیندچگونه رویدادهای راستینه را وارونه جلوه میدهد!!.
من یک موردبسیار برجسته که خودگواهم وهمه همسال های من هم بخوبی آگاهندرامینویسم:
باشروع جنگ دوّم جهانی وچیره گی انگلیس وروس به ایران بی سامانی ودرماندگی درتمام بنیادهاوسازمان های ایران پدیدآمد، بااینکه ترکیه ازدیدمالی توان بهتری نداشت، برای آینده نگری وبدست آوردن هوادارانی به ایران پیشنهادنمودکه آماده است که باپذیرفتن تمام هزینه های زندگی وآموزشی هرسال شماریک سدتن ازجوانان آذربایجانی رابه ترکیه ببرد، انگیزه پذیرفتن جوانان آذربایجانی را آشنائی ودانستن زبان ترکی دستاویزقرارداده بود، گواینکه این گفته به هیچ روی درست نبود، زیرا:
1 – زبان تُرکی تُرکیه بازبان تُرکی آذربایجان بیش ازهفتاددرسدناهمگونی دارد.
2 – دبیره زبان ترکیه با وات های لاتین است ودبیره زبان آذربایجان فارسی است.
بنابراین آموزش زبان تُرکی ترکیه برای یک کرمانی و کردستانی وآذربایجانی یکسان است.
پس انگیزه ریشه ای ترکیه مغزشوئی وآموزش روش پان تُرکیسم و به هستی آوردن هواداران ترک بوده، که

نمونه گویای این گفته کسانی چون جوادهیئت ورضابراهنی ومحمدتقی زهتابی هاهستند!!، که پس ازبرگشت ازترکیه هریک به گونه ای پرچمدارپان تُرکیست درایران شدند وهم اکنون هم باافزایش دارائی وتوان مالی، ترکیه توانسته شماربیشترجوانان ایرانی رابافراهم آوردن هزینه کمتربرای زندگی وآموزشی به ترکیه بکشاند، وای به فردای ایران.
من بی گمانم که یونس شاملی ها (پان تُرکیست ها) برنوشته فرنودی من خرده ها خواهندگرفت وناسزاها خواهندگفت، به ویژه پارسی نویسی من را به ریشخندگرفته وآن رانشانه شوونیست بودن من خواهندخواند!، مراباکی نیست، چون بنام یک ایرانی برآنم که زبان نیائی و باستانی خودراازآلودگی های زبان تازی ومغولی و دیگربیگانه بپالایم.
پاینده بادایران و پایداربادهمبستگی مردم ایران

Inja Tabriz

***

پـرواز هـمـای، ایـران ای سـرای مـن

من که می میرم،چرا با عشق و با ایمان نمیرم

[youtube]http://www.youtube.com/watch?v=UPrJ4lbUfKA[/youtube]

تا برای سرزمینم، میهنم ، ایران نمیرم
آرزو دارم شود خاک وطن آرامگاهم
تا میان کشوری بیگانه سرگردان نمیرم
هر وجودی دیر و زود ای میهنم میرد ولی من
با تو پیمان بسته ام ، جز بر سر پیمان نمیرم‬‎”

***

پیام تسلیت سازمان جوانان پان ایرانیست به مناسبت درگذشت رشید اسماعیلی

به نام خداوند جان و خرد
رشید اسماعیلیهرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

Rashid Esmaeili

درگذشت ناگهانی رشید اسماعیلی فعال دانشجویی و روزنامه نگار بسیاری از فعالان دانشجویی و سیاسی را در حزن و اندوه فرو برد.
رشید اسماعیلی نماینده نسلی از فرزندان این مرز و بود که با عشق به میهن در راه آزادیخواهی برای کشور کوشش‌های فراوان نمود.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن ارج گزاری به کوشش‌های این جوان برومند در مسیر دموکراسی خواهی و آزادی میهن با جامعه دانشجویی کشور، دوستان و به ویژه خانواده وی ابراز همدردی کرده و برای بازماندگان وی طلب دل آرامی دارد.
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
۳۱ مرداد ۱۳۹۲ خورشیدی

***

مادر حسین رونقی ملکی دست به اعتصاب غذا زد

برگرفته اس تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست
زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی که از دو روز پیش در اعتراض به وضعیت فرزندش در زندان دست به اعتصاب غذا زده است، امروز پنج‌شنبه ۳۱ شهریورماه در مورد دلیل اقدامش گفت: اعتصاب غذا کردم، شاید کسی صدایمان را بشنود.

خانم موسوی در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی با اشاره به اینکه فرزندش در پی اعتصاب غذا در شرایط نامناسبی به سر می‌برد و دچار خونریزی معده شده است، گفت: “حسین مریض است، به پسرم مرخصی نمی‌دهند.”
مادر حسین رونقی همچنین گفت: “فقط می خواهم آقای لاریجانی، رییس قوه قضاییه و دادستان تهران به پسرم مرخصی درمانی بدهند. من حتی از آقای احمد شهید هم کمک می خواهم. اگر می خواهند حسین را بکشند، خب بکشند اینقدر عذاب مان دیگر ندهند. ما هر هفته از تبریز به تهران می رویم. اینقدر در این ۴ سال پول خرج کردیم که دیگر به شمارش نمی آید. دیگر نمی دانیم چه کنیم.”
حسین رونقی، وبلاگ نویس سیاسی، خواهان آن شده که برای درمان به خارج از زندان منتقل شود. آقای رونقی از روز جمعه ۱۸ مردادماه دست به اعتصاب غذا زده و در نامه‌ای انتقادآمیز به دادستان تهران، او را در جریان اعتصاب غذای خود قرار داده است.

Rounaghi va MadarAbedini va Ronaghi
وی گفته است در حمایت از اعتراض و اعتصاب ابوالفضل عابدینی نصر و اعتراض به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کرده.
حسین رونقی پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۱۳۸۸ بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبر و رییس جمهور، به ۱۵ سال حبس محکوم شد.
حسین رونقی پس از ۳۲ ماه حبس با وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد اما بار دیگر در شهریور ماه سال ۱۳۹۰ هنگام امدادرسانی به زلزله‌زدگان آذربایجان شرقی بازداشت و با حکم شعبه ۱۱۲ دادگاه عمومی تبریز به اتهام “پخش نان کپک زده و تمرد از مامور” به پنج ماه حبس محکوم شد.
به گفته پدر آقای رونقی فرزندش در طول دوران زندان یک کلیه خود را به طور کامل از دست داده و کلیه دیگرش ۲۰ درصد از بین رفته است.
حسین رونقی ملکی در محیط مجازی با نام بابک خرم دین شناخته می شد.

***

نگاهی به صنعت فولاد در کشور

روشنک آسترکی / رادیو کوچه
صنعت فولاد یکی از معیارهای سنجش جایگاه صنعتی در کشورهای مختلف است. در ایران اولین تلاش برای تاسیس کارخانه آهن و فولاد ، به قبل از سال ۱۹۳۰ میلادی برمی‌گردد؛ تلاشی که در آن زمان هرگز نتوانست رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد و جنگ جهانی دوم باعث توقف عملیات ساختمانی پروژه ساخت کارخانه آهن و فولاد در ایران شد؛ پروژه ای که قرار بود با همکاری شرکت‌های آلمانی در ایران انجام گیرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

فایل را از این جا دانلود کنید

تقریباً دو دهه بعد از خاموش شدن آتش جنگ جهانی دوم، دو عامل بهبود وضعیت اقتصادی کشور و همچنین افزایش تقاضای داخلی فولاد، دست در دست هم داد و باعث تاسیس اولین کارخانه تولید محصولات فولادی در ایران شدند.
حال پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از آغاز تولید فولاد در کشور، کار‌شناسان معتقدند ایران نتوانسته است به رشد مورد انتظار در سطح جهانی برسد. همچنین در طی سال گذشته روند تولید این محصول در کشور با پیش بینی‌های دولت دهم فاصله زیادی داشته است.

Folad1

صنعت فولاد ایران پویا نیست
در واقع طی ماه‌های اخیر بازار فولاد کشور به علت کمبود تخصیص ارز و عدم واردات مواد اولیه از پویایی برخوردار نبود. این عدم پویایی در حالی اتفاق می‌افتد که محمود احمدی‌نژاد فروردین ماه سال جاری در آئین افتتاح قطعه چهارم آزادراه تهران – شمال در دانشکده علوم و فنون دریایی جواد الائمه سپاه چالوس، با اشاره به اینکه تا قبل از سال جدید سالانه ۷ میلیون تن فولاد خام وارد کشور می‌کردیم افزود: تا دو ماه آینده با احداث ۵ کارخانه فولاد خام در کشور در تولید این صنعت استراتژیک کشور خودکفا خواهد شد.
چندی پیش از این ادعای رییس دولت دهم و در اسفند ماه ۹۱اعضای هیات‌مدیره انجمن تولید‌کنندگان فولاد ایران در نشستی به ارائه آمارهای تولید، واردات و صادرات فولاد پرداختند.
محمد رجایی رییس هیات‌مدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در این نشست گفت: سالانه حدود ۱۷ میلیون تن سنگ‌آهن کشور صادر می‌شود که صدور این ماده معدنی خلاف مصالح ملی است.
محمد رجایی اظهار کرد: همواره موضوع جلوگیری از صدور مواد خام به عنوان یک مساله جدی مطرح است و اکنون باید از مسوولان ذی‌ربط پرسید که چرا سنگ‌آهن به شکل خام از کشور صادر می‌شود.

عدم صادرات محصولات فولادی به کشورهایی که در طی سالهای گذشته در آن‌ها بازار سازی شده بود و همچنین مشکلات برای واردات مواد اولیه دو عامل اصلی است که بر سر راه تولید فولاد در کشور وجود دارد.
از سوی دیگر نوسان نرخ ارز و بدهی‌های ارزی تولید‌کنندگان به بانک‌ها نیز یکی از دغدغه‌های مهم تولیدکنندگان فولاد در کشور است. طی بخشنامه‌هایی که در اسفند‌ماه ۹۱ اعلام شد، بانک‌های عامل باید بدون تعلل بدهی‌های تولید‌کنندگان را که از ابتدای تابستان گذشته برای واردات ماشین‌آلات اقدام کرده‌اند با ارز مرجع تسویه می‌کردند که هنوز این روند معلق مانده است.
جهانبخش شکری مدیرعامل شرکت جهان فولاد غرب ایران ابتدای سال جاری در خصوص مشکلات فولادسازان گفت: سرمایه در گردش از مشکلات فولاد سازان در سال ‌گذشته بود و با رشد قیمت، قیمت ارز سرمایه در گردش فولاد سازان سه برابر شد و این مشکلات ما را تشدید کرد. وی اظهار کرد: از سویی بانک‌ها نیز با اعمال سیاست‌های انقباضی نسبت به قبل بسیار سخت‌گیر‌تر شده‌اند.
وی افزود: متاسفانه در سال «تولید ملی» آن‌طور که باید از فولاد سازان حمایت نشد و در حال حاضر تولید‌کنندگان به دلیل تعهد اخلاقی که در قبال جامعه در جهت ایجاد اشتغال دارند به فعالیت خود ادامه می‌دهند وگرنه تولید فولاد صرفه اقتصادی ندارد.

Folad2

ناهماهنگی بخش معدن با صنایع فولاد
سید رسول خلیفه سلطانی دبیر انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران معتقد است سیاست‌های بخش معدنی با صنعت فولاد هماهنگ نیست.
وی ماه گذشته در مصاحبه‌ای اعلام کرد: چنانچه برای توسعه صنعتی و اقتصادی کشور دو بال در نظر گرفته شود، مطمئنا یکی از بال‌ها را حوزه نفت و دیگری را صنعت فولاد تشکیل خواهد داد. در صنعت فولاد هشت حلقه در یک زنجیره فعال است، اما بدون هماهنگی و در واقع به علت اینکه هر کدام از این بخش‌ها برای خود یک صنعت جدا می‌باشد، ایجاد هماهنگی میان آن‌ها بسیار دشوار، اما قابل اجرا است.
چنانچه هماهنگی بین این تشکل‌های صنعتی ایجاد نشود به هیچ عنوان به اهداف پیش‌بینی شده دست پیدا نخواهیم کرد و به طور مثال از پیش‌بینی ۳۰ میلیون تن تولید جدید در طرح‌های فولادی در دست ساخت، تنها پنج تا شش میلیون تن محقق خواهد شد، در صورتی که اگر متولی بخش صنعت بتواند این هماهنگی را ایجاد کند خواهیم توانست هدف تولید ۳۰ میلیون تن فولاد را محقق کنیم.

دبیر انجمن تولیدکنندگان فولاد در مورد تصمیمات گرفته شده در بخش معدنی کشور تصریح کرد: متاسفانه در این بخش، سیاست‌ها هماهنگ با بخش فولاد نیست و به علت بالا بودن ارزش افزوده در بخش معدنی و بالا‌تر بودن سود خام فروشی نسبت به بخش صنعت فولاد، کسی در بخش معدن به دنبال هماهنگی با بخش صنعت نمی‌گردد.
از شهریورماه امسال با استقرار وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت جدید، سیاست‌های جدیدی نیز در عرصه صنعت و معدن ازجمله بخش فولاد اعمال خواهد شد، اما آن‌چه با گذشت بیش از چهار دهه اهمیت دارد استفاده از تجربیات و آزمون و خطاهای چهار دهه گذشته این صنعت و برنامه ریزی برای توسعه هرچه بیشتر آن است.
امروزه صنایع ‌استراتژیک فراوانی مانند صنایع دفاعی، اتوموبیل‌سازی، مسکن، لوازم خانگی و… به‌طور مستقیم و بسیاری دیگر از صنایع به شکل غیرمستقیم وابسته به صنعت‌آهن و فولاد است، بنابراین توسعه این صنعت می‌تواند موتور محرکه دیگر صنایع و استقلال اقتصاد کشور از واردات باشد.

***

پالتاک هفتگی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

Paltalk Adineh

***

پان ایرانیست ها و همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید

رزمنده پان ایرانیست ابوالفضل عابدینی پیش از زندان هنگام تظاهرات در مقابل سفارت شیخک نشین امارات

***

تارنمای نامه پان ایرانیسم
http://paniranism.info

تارنمای هواداران پان ایرانیسم:
www.paniranism.net

فیسبوک هواداران پان ایرانیسم:
www.facebook.com/paniranism

تارنمای حزب پان ایرانیست:
http://paniranist.org

فیسبوک حزب پان ایرانیست
www.facebook.com/paniranistparty

تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:
http://paniranist.info

تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان:
www.pan-iranist.net

کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست:
http://www.youtube.com/paniranistparty

 

درفش ملی ایران

سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
[email protected]
www.paniranism.info

درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.