شماره ١٠٤ – حماسه نیروی دریای ایران در شهریور ١٣٢٠ گرامی باد

درفش ملی ایران

نامه پان ایرانیسم
شماره ١٠٤ – چهار شنبه ٦ شهریور ١٣٢٠ – ٢٨ اوت ٢٠١٣
www.paniranism.info [email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

حماسه نیروی دریای ایران در شهریور ١٣٢٠ گرامی باد
اسامی جانباختگان ارتش ایران در 3 شهریور 1320 که در مقابله با قوای انگلیس به شهادت رسیدند
خون شهيدان سوم شهريور مي‌جوشد
شهید دریابان غلامعلی بایندر

پاینده ایران

حماسه نیروی دریای ایران در شهریور ١٣٢٠ گرامی باد

Hemaseh Niroy daryaei

روان دریادار بایندر فرمانده نیروی دریای جنوب شاد باد

روزبه پارساپور
بر گرفته از کانون پژوهش های خلیج فارس

خوزستان سرزمین مهر و دوستی و فرهنگ و تمدن ایران زمین در کرانه های خلیج همیشه فارس طی تهاجمات مختلف دشمنان به زيانهاي بسيار دچار گشته است. خرمشهر، آبادان، بندرامام، سه شهر بندري خوزستان از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند که همین امر موجب دست درازی استعمار انگلیس و اشغال آبادان و خرمشهر شد. پس از پایان اشغال خوزستان در زمان قاجار و پایان دادن رضاشاه به فتنه شیخ خزعل رهبر انگلیسی اعراب منطقه ٬ دیگر در عرصه بین المللی انگلستان توان تجاوزگری آشکارا و محسوس بر ضد کشورهای غنی را نداشت و از این روی با تحریک کشورهایی دیکتاتور – عقب مانده و بی ریشه ای همچون عراق و بسیاری از کشورهای اتحادیه عرب ٬ جنگ هشت ساله ایران و عراق و به شهادت رسیدن بی سابقه جوانان سرزمین ایران را رقم زدند.

اما با نگاهی به گذشته های کمی دورتر از جنگ ایران و عراق حماسه ای به یاد ماندنی از نیروی دریای ایران در خلیج فارس به سال 1320 در خاطره ها نقش می بندند . حماسه ای که نیروهای دریایی ارتش برای دفاع از کیان ایران زمین در برابر تجاوزات و اشغالگرایان انگلسی از خود به جای گذاشتند. فاجعه تجاوز انگلستان به خوزستان عزیز و به شهادت رساند دلاوران دریادار ارتش ایران و مردم بیگناه منطقه برگی سیاه دیگری از کشورهایی است که امروزه مدعی رهبری حقوق بشر جهان شده اند و فریاد دموکراسی خواهی آنان گوش جهانیان را پر کرده است.

بی شک هر انسان آگاهی که کمترین دانشی پیرامون تاریخ منطقه خاورمیانه داشته باشد به خوبی آگاه است که کشوری مانند انگلستان در طول سیصد سال اخیر از هیچ تلاش و کوششی برای تفرقه ٬ چپاول نفت ٬ غارت ٬ کشتار دگراندیشان و میهن دوستان ٬ دخالت در امور کشورها ٬ جنگ و درگیری و گسترش واپسگرایی در میان کشورها دریغ نورزیده است . با نگرشی کوتاه ٬ حماسه شهريور 1320 را بررسی میکنیم تا درس بزرگی برای دریادلان شیر دل امروز ایران عزیز باشد:

1 ستاد نيروي دريايي جنوب در خرمشهر، در ساعت 20 روز 22 /2 /1320 به ناو انگليسي اخطار مي كند از لنگرگاه خسروآباد آبادان در دهانه اروندرود بيرون برود، فرمانده كشتي آنجا را از آبهاي عراق مي داند كه به فرمان انگليس است، و همانجا مي ماند آن كشتي تا پايان مرداد 1320 چند بار در گستره اروندرود گشت داشته، گزارش فراهم مي كرده.

2 رزم ناو انگليسي روز 24 /2 /1320 روبروي نهر اشوشان در 9 كيلومتري شمال باختري قصبه آبادان لنگر انداخت. و چندين روز در آنجا ماند به اخطارهاي نيروي دريايي ايران كاري نداشت و به حضور اشغال گرایانه اش ادامه داد.

3 ناو پلنگ به فرماندهي ناخدا حسن ميلانيان، براي پاسداري از پالايشگاه آبادان در كنار يكي از اسكله ها، پهلو گرفته بود. يكشنبه 2 /6 /1320 يك نفتكش انگليسي در بندر آبادان اسكله گرفت. و اندكي پس از آن يك ناو انگليسي در آبهاي آبادان لنگر انداخت.

ناخدا ميلانيان به روش انسانی و آيين بين المللي دريايي، به ديدار فرمانده ناو انگليسي رفت. فرمانده انگليسي برابر آيين دريايي مي بايست همان روز به ديدار فرمانده ايراني مي رفت، ولي پوزش خواسته و ديدار را به فردا انداخت.

ناخدا ميلانيان بر حسب حس انسان دوستی و محافظت از میهمان ٬ شب را تا بامداد بيدار مانده و از نفتکش های انگلیسی مراقبت نمود.

بامداد روز دوشنبه 3 /6 /1320 ناو انگليسي با پشتيباني توپهاي پنهان شده در كشتي نفتكش، ناو ايراني پلنگ را به توپ بسته ٬ آنرا غرق كرد و در کمال ناباوری ناخدا ميلانيان و تني چند تن از ارتشیان ایران را به شهادت رساند. اين بود پاداش انگليسي ها به نگهباني شبانه ناوهاي ايراني و افسران نيروي دريايي.

4 دريادار غلامعلي بايندر فرمانده نيروي دريايي جنوب، روز يكشنبه 2 /6 /1320 در بازگشت از آبادان با گلوله هاي ناو انگليسي روبرو شد. ناوچه هاي ناو غافلگير شده غرق شدند. گروهي زیادی از افسران و ناوي های ایرانی شهيد شدند.

دريادار بايندر، همراه با سروان مكري نژاد، براي چاره انديشي و آماده باش به ستاد نيروي دريايي جنوب، به سوي خرمشهر به راه افتادند ولي پيش از آنكه به خرمشهر برسند، با آتش ناگهاني مسلسلهاي انگليسي از پاي درآمدند.

5 روز يكشنبه 2 /6 /1320 ناو انگليسي يارا به فرماندهي يك دريا سالار انگليسي، از دهانه كارون، به سوي بصره راه افتاد. هنگام گذر از برابر ساختمان نيروي دريايي جنوب در خرمشهر، آيين احترام از سوي نيروي دريايي ايران از ناو ايراني ببر انجام شد.ناو انگليسي پس از نزديك شدن، ناگهان ناو ايراني ببر را زير آتش گرفت.افسران، ملوانان و مهناوي ها، سراسيمه از خواب بيدار شده پيش از پدافند، گلوله باران شدند و به شهادت رسیدند. ناو ببر غرق شد. كرانه هاي دو سوي كارون به توپ بسته شد، تاسيسات نيروي دريايي و ساختمانهاي بسيار در خرمشهر آسيب فراوان ديد. پنج كشتي آلماني ده هزار تني و سه كشتي ده هزار تني ايتاليايي در بندر شاهپور پيشين “بندر امام كنوني” پناهنده بودند، ناو ايراني شهباز به فرماندهي ناو سروان فرج الله رسايي و ناو ايراني سيمرغ به فرماندهي ناو سروان جعفر فزوني، از كشتيهاي آلماني و ايتاليايي پاسداري مي كردند.

انگليس با 16 ناو انگليسي و استراليايي حمله كرده، و سه كشتي آلماني را سالم به چنگ آوردند. 2 كشتي آلمان و 3 كشتي ايتاليايي را منفجر كردند.

ناوهاي ايراني، هنگام پدافند از كشتيهاي پناهنده، غافلگير شده به چنگ انگليسيها افتادند. شماري از نيروها شهيد و برخي زخمي شدند. پس از آن جنگ و گريز، چند ساعته نيروهاي انگليسي در بندر پياده شدند.

بدين سان، از بامداد روز يكشنبه 2 /6 /1320 تا شامگاه روز دوشنبه 3 /6 /1320 نيروي دريايي جنوب ايران، زيان بسيار يافت. ناوهاي فرماندهي ببر و پلنگ و ناوچه هاي پشتيباني آنها غرق شدند. ناوهاي فرماندهي سيمرغ و شهباز بدست دشمن افتاد و ويراني هاي بسيار ببار آمد. نزديك به 650 ناوي در آبادان، خرمشهر و بندر شاهپور پيشين، شهيد و شماري زخمي شدند. زيان هاي خرمشهر بيش از 2 بندر ديگر بود، زيرا كارون، گذرگاه اروندرود و ستاد نيروي دريايي، در بافت شهري و درميان ساختمان ها و ادارات و جايهاي ديگر زندگي و كار مردم جاي دارد. ناويهاي پايگاه دريايي خرمشهر آسيب بيشتري ديدند.

نام برخي از شهداي نيروي دريايي جنوب غربي ايران در شهريور 1320 چنين است:

دريابان غلامعلي بايندر فرمانده نیروی دریای جنوب ٬ با توجه به دستور عقب نشینی از خلیج فارس و خوزستان تا آخرین لحظه ایستاد و برای دفاع از کشورش به شهادت رسید. ناخدا سوم حسن ميلانيان. ناخدا سوم نصراله نقدي. نام سروان كهنمويي. ناوبان يكم ابراهيم هريسچي. ناوبان يكم مهدي رياضي، سروان مكري نژاد. ناوبان جلالي. ناوبان عشقي.

ناو سروان يداله بايندر. ناوبان سوم جعفر مسگرزاده. استوار دوم جواد پرستنده. مهناوي يكم جواد همراز. مهناوي يك محمدابراهيم طاهري. مهناوي يكم محمد ربيع گيلاني. مهناوي يكم حسين حرزبان. مهناوي دوم اسماعيل يوسفي. مهناوي دوم سرخه اي. مهناوي دوم هاشم واحدي. مهناوي دوم محمود پورثابت. و ششصد و چند ناوي ديگر. نامگذاري خيابان و دبيرستان بايندر. و نامگذاري خيابانهايي به نام شهداي رديف دوم تا رديف نهم در خرمشهر “تا سوم خرداد 61” نشانه اندكي از گراميداشت ياد و نام برخي از آنان بوده است. فداكاري آنان و همه سربازان ديگر در جايگاه سربازان كشور گرامی باد. به روان يك يك آنان درود.

راهشان پایدار باد

بن مایه : تاريخ خوزستان سيد محمدعلي امام
سيدمحمدرضا سلامي پور

***

اسامی جانباختگان ارتش ایران در 3 شهریور 1320 که در مقابله با قوای انگلیس به شهادت رسیدند

برگرفته از تارنمای بالاترین

British_Khuzistan

سربازان انگلیس در خوزستان

British_Khuzistan2

ناو نیروی دریای ایران پس از بمباران قوای انگلیس

 

Navy 1320 - I

Navy 1320 - II

بغیر از لیست شهدای اعلام شده نیروی دریایی در بالا591 نفر دیگر از درجه داران و ناویان وظیفه رشید و فداکار نیروی دریایی شاهنشاهی در ساعت 4 صبح سوم شهریور 1320 در حمله ناجوانمردانه قوای مهاجم انگلیس به سواحل جنوب کشور بشهادت رسیدند.
تعدادی از درجه داران و سربازان آتشبار ضدهوایی لشگر تبریز که واحدشان 3 هواپیمای شوروی را سرنگون ساخته بودء در روز 5 شهریور 1320 در ناحیه بین مراغه و میانه توسط قوای زرهی شوروی بشهادت رسیدند.
در روز 4 شهریور 1320 در ساعت 4 بامدادء عده ای از افراد نگهبانان مرزی لشگر گرگان که در امتداد رود “اترک” استقرار جسته بودند مورد حمله نیروهای روسیه قرار گرفته و در راه انجام وظیفه مقدس خود بشهادت رسیدند.
صبح جمعه هفتم شهریور نیز پس از ترک مقاومت ارتش شاهنشاهیء در اثر حملات هواپیماهای شوروی – 203 نفر دیگر از سربازان و اهالی در شهر رشت و 7 نفر در بندر پهلوی و 29 نفر در لاهیجان کشته شدند.
همچنین تعداد زیاد دیگری از مرزبانان و سربازان ارتش شاهنشاهی که در برابر تجاوز نیروهای بیگانه انگلیس و روسیه در شهریور 1320 بشهادت رسیدند.

***

 خون شهیدان سوم شهریور ۱۳۲۰ می‌جوشد

دکتر هوشنگ طالع
برگرفته از ماهنامه خواندنی چاپ تهران  شماره ۷۲ ، امرداد و شهریور ۱۳۹۱،۱۰

به دنبال تجاوز ارتش‌های بریتانیا و شوروی به خاک کشور در سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ ، ستاد ارتش با انتشار اعلامیه‌ی شماره یک، مردم ایران را در جریان یورش قرار داد. ساعت سه و نیم بعدازظهر روز سوم شهریور ۱۳۲۰ علی منصور نخست‌وزیر در جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی مجلس شورای ملی، درباره‌ی تجاوز ارتش‌های روس و انگلیس به ایران گفت:

…از ابتدای وقوع جنگ کنونی… دولت شاهنشاهی بی‌طرفی ایران را اعلام نموده و با تمام وسایل و قوای خود، دقیقا این سیاست را پیروی و به موقع اجرا گذاشته و با یک رویه‌ی صریح و روشن در حفظ کشور از خطر سرایت وقایع و در صیانت حقوق مشروع تمام دول که با ایران روابط دارند و به ویژه دول همسایه کوشیده، چنان که تا حال به هیچ وجه خطری در ایران از هیچ طرف به هیچ یک از آنها متوجه نگردیده (عموم نمایندگان: صحیح است). با این حال دولت انگلیس و بعد از اتفاق آن دولت با دولت شوروی، هر دو متفقا اظهاراتی مبنی بر نگرانی از وجود یک عده آلمانی در ایران نمودند و دو نوبت در تاریخ ۲۸ تیرماه و ۲۵ مرداد ۱۳۲۰ برطبق اظهارات مزبور به وسیله‌ی نمایندگان خود تذکاریه‌هایی تسلیم داشتند که اخراج قسمت عمده از آلمان‌های مقیم ایران را درخواست می‌کردند. در پاسخ این اظهارات، چه ضمن مذاکرات عدیده شفاهی و چه طبق تذکاریه‌های تاریخ هفتم مرداد و تاریخ سی‌ام مرداد ۱۳۲۰ کتباً اطمینان‌های کافی در مراقبت‌های دولت ایران نسبت به رفتار کلیه‌ی اتباع بیگانه و عدم امکان بروز خطراتی از معدودی آلمانی که در ایران مشغول کارهای معینی هستند داده شد و برای مزید اطمینان دو دولت، اقدامات مقتضی برای کاستن عده معتنابهی از شمار آلمان‌ها به عمل آمده و به جریان افتاد و مراتب مکرر چه در تهران و چه در مسکو و لندن به مقامات مربوط دولت انگلستان و شوروی خاطرنشان و آن چه ممکن بود برای حصول اطمینان و روشن ساختن نظر آنها کوشش گردید.

متاسفانه با تمام این مجاهدات که دولت ایران به منظور حفظ امنیت و آسایش کشور و رفع نگرانی دولت همسایه‌ی خود نمود، در عوض حسن تفاهم و تصفیه‌ی مسالمت‌آمیز قضیه، نتیجه این شد که نمایندگان شوروی و انگلیس، ساعت چهار صبح امروز به منزل نخست‌وزیر رفته و هر کدام یادداشتی مبنی برتکرار مطالب گذشته که جواب آنها با اقدامات اطمینان‌بخش داده شده بود، تسلیم نموده و در این یادداشت‌ها، توسل خود را به نیروی نظامی اخطار کردند و مطابق گزارش‌هایی که رسیده، معلوم شد نیروی نظامی آنها در همان ساعت که نمایندگان مزبور در منزل نخست وزیر مشغول مذاکره بودند، به مرزهای ایران تجاوز نموده است. نیروی هوایی شوروی در آذربایجان به بمباران شهرهای باز و بی‌دفاع پرداخته و قوای زیاد از جلفا به سمت تبریز اعزام شده‌اند. در خوزستان، قوای انگلیس به بندر شاهپور و خرمشهر حمله برده، کشتی‌های ما را غافلگیر نموده و صدمه زده‌اند و نیروی هوایی آن دولت به اهواز بمب ریخته. همچنین قوای انگلیس با وسایل موتوریزه فوق‌العاده زیاد از طرف قصرشیرین به سمت کرمانشاه در حرکت می‌باشند. قوای متجاوز در هر نقطه که با نیروی ارتش شاهنشاهی مواجه شده‌اند، طبعا تصادف و زد و خورد هم رخ داده است.

دولت ایران برای روشن ساختن علت و منظور این تجاوزات، به فوریت مذاکرات و اقدامات به عمل آورده و منتظر نتیجه می‌باشد که البته به استحضار مجلس شورای ملی خواهد رسانید…

( شهید دریادار غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی ایران )

مزار شهدای گمنام در کنار رود ارس که به تنهائی در مقابل ارتش متجاوز روس ها مقاومت کردند

در شهریور ماه ۱۳۲۰، تنها چندسال از پایه‌گذاری ارتش ایران می‌گذشت. توان ارتش ایران، در حد حفظ آرامش داخلی و درگیری‌های احتمالی منطقه‌ای بود، نه جنگ علیه دو قدرت بزرگ روز. ارتش ایران در سال‌های نخست ۱۳۰۰ خورشیدی از ادغام نیروهای «قزاق» و «ژاندارم» و برخی عناصر «پلیس جنوب»، تشکیل شده بود. ارتش ایران از سال ۱۳۱۰ خورشیدی به بعد، از تعداد معدودی افسر که در دانشگاههای نظامی کشورهای پیشرفته و به ویژه فرانسه درس خوانده بودند، بهره‌مند گردید. نیروی زمینی ارتش ایران، فاقد یگانهای موتوری و یگانهای مکانیزه و زرهی در مفهوم روز بود.

در سال ۱۳۱۹، نیروی زمینی دارای شانزده لشگر و یک تیپ مستقل مکانیزه بود. تیپ مستقل مکانیزه در تهران مستقر بود و تعدادی از لشگرها، در حقیقت بر روی کاغذ وجود داشتند و دارای توان لازم رزمی در حد یک لشگر نبودند:
از لشگرهای فوق، بعضی که جدیدالتاسیس بودند، در سال ۱۳۲۰، هنوز به پایه‌ی سازمان مصوبه‌ی خود نرسیده و از حیث عده و کادر فرماندهی و اسلحه و وسایل، نواقصی داشتند…

نیروی دریایی ایران، از دو ناو ۹۵۰ تنی به نامهای ببر و پلنگ و چهار ناوچه‌ی ۳۲۰ تنی و تعدادی ناو تدارکاتی و پشتیبانی تشکیل میشد. ناوها و ناوچه‌های مزبور در ایتالیا ساخته شده بودند و در سال ۱۳۱۱ وسیله‌ی افسران و دانشجویانی که در ایتالیا آموزش دیده بودند، به ایران آورده شدند.

نیروی هوایی ایران، از تعداد هواپیمای دو باله تشکیل می‌شد. این هواپیماها، ساخت انگلستان بودند و برای تعمیرات هواپیمای مزبور و ساخت بخشی از بدنه‌ی آنها، کارخانه‌ای از انگلستان خریداری شد که در سال ۱۳۱۶ در فرودگاه دوشان‌تپه (تهران)‏، راه‌اندازی شد.

مجموع پرسنل نیروهای مسلح ایران، کمابیش ۹۰ هزار نفر برآورده میشد. بدین سان، با توجه به این واقعیتها، ارتش ایران توان رویارویی هم زمان با دو قدرت بزرگ آن روز را نداشت.

هنوز چند روز از تعرض نظامی بریتانیا و شوروی علیه ایران نگذشته بود که سرلشگر نخجوان وزیر جنگ، بدون این که به رضاشاه اطلاع دهد، شورای عالی جنگ را تشکیل داد. این شورا که سرلشگر ضرغامی (رییس ستاد)، سرلشگر ریاضی و سرلشگر یزدان‌پناه در آن حضور داشتند، دستور ترک مخاصمه را صادر کرده و لشگرهای ۱ و ۲ مستقر در تهران را مرخص نمودند.

رضاشاه، به محض آگاهی از این مساله، آنها را به کاخ سعدآباد احضار و ضمن خلع درجه، دستور زندانی کردن آنان را به جرم خیانت به کشور، صادر نمود. در ضمن، وی سپهبد امیراحمدی را مامور جمع‌آوری سربازان و مقاومت و حفظ شهر تهران برابر بیگانگان کرد. سپهد امیراحمدی حکومت نظامی اعلام و با تلاش فراوان، توانست عده‌ای از افسران و سربازان را جمع آوری و نظم و آرامش را در تهران برقرار نماید.

اما، فاجعه بسیار ژرف بود. دسته‌ای خیانتکاری که در گرماگرم جنگ، دستور ترک مخاصمه و مرخص کردن سربازها را صادر کرد، از ماهها پیش در لجستیک نیروها اخلال کرده و در نتیجه، مهمات مربوط به توپخانه و ادوات جنگی با ناهمآهنگی ارسال می‌شدند. به طوری که در همان روز نخست، بسیاری از یگانهای توپخانه، امکان آتش نداشتند.

پیش از اعلام ترک مخاصمه، یگان‌های ارتش به خوبی برابر متجاوزان می‌جنگیدند، به طوری که در چند نقطه، آنان را متوقف کرده و زیانها و تلفات قابل توجهی نیز به نیروهای مهاجم وارد کرده بودند. در این میان باید از پایداری و دلیری فرماندهان و یگانهای زیر نام برد: سرلشگر شاه بختی (فرمانده لشگر خوزستان)، سرلشگر حسن مقدم مراغه‌ای (فرمانده لشگر کردستان و کرمانشاه)، سرلشگر قدر (فرمانده لشگر رشت)، سرهنگ معتضدی (کفیل فرماندهی لشگر گرگان) و… در اینجا قابل ذکر است که پس از صدور دستور ترک مقاومت، عدهای از افراد لشگر گرگان تسلیم نشده و با عقب‌نشینی، خود را به تهران رساندند. البته در این میان، کسانی نیز مانند سرلشگر محتشمی (فرمانده لشگر خراسان)، خیانت کرده و تسلیم شد. همچنین، فرمانده لشگر تبریز نیز ترک خدمت کرده و فرار نمود.

به دنبال خلع درجه و بازداشت وزیر جنگ و رییس ستاد، رضاشاه دو تن از امیران تحصیل کرده ارتش، یعنی سرتیپ عبدالله هدایت و سرتیپ حاج علی رزم‌آرا را برای مشاوره احضار کرد. آنان باتوجه به دلایل زیر، اعلام کردند که امکان مقاومت وجود ندارد. رضاشاه هم نظر آنان را پذیرفت:

۱ ـ عدم توازن نیروهای ارتش ایران با مهاجمان
۲ـ نداشتن تحرک لازم و نداشتن برتری آتش
۳ـ نداشتن مهمات برای مقابله (باتوجه به خیانتهای به عمل‌آمده)
۴ ـ غافلگیر شدن و عدم بسیج نیروها و نبودن فرصت کافی برای این کار
۵ ـ برتری بی‌چون و چرای دشمن در هوا
۶ ـ ترس و وحشت مردم از بمبارانهای هوایی
۷ ـ خیانت عوامل بیگانه
۸ ـ عدم آگاهی دولت برابر جریانهای پیش آمده و…

پس از ترک مقاومت، ارتش انگلیس تاسیسات نفت کرمانشاه را تصرف کرده و به سوی تهران به حرکت درآمد. از سوی دیگر، ارتش سرخ نیز با بهره‌گیری از ترک مقاومت از سوی ارتش ایران، خود را به حومه‌ی قزوین رسانید و در آن جا به نیروهای بریتانیا که از کرمانشاه می‌آمدند، پیوست.

دولت ایران که از یورش نظامی دو همسایه‌ی نیرومند غافلگیر شده بود، وسیله‌ی سفیران کشور در مسکو، لندن و واشنگتن از دولتهای روس و انگلیس خواست تا با توقف عملیات نظامی، با ایران وارد گفتگو شوند. اما دولتهای مزبور به درخواست دولت ایران پاسخ ندادند. از آنجا که علی منصور نخست وزیر وقت، از نظر متفقین معروف به داشتن نظرات دوستانه نسبت به آلمان‌ها بود، روز پنجم شهریورماه (۲۷ اوت) از کار کناره گرفت و محمدعلی فروغی که «بیشتر مورد قبول انگلیس‌ها بود، مامور تشکیل کابینه‌ی جدید» شد.

سرانجام، به دنبال استعفای رضاشاه از پادشاهی، روز ۲۵ شهریور آیین سوگند محمدرضا پهلوی در مجلس شورای ملی به عمل آمد.

فردای آنروز نیروهای روس و انگلیس وارد تهران شدند…

***

شهید دریابان غلامعلی بایندر

برگرفته از تارنمای هوا نوردی و هوا فضای پارسی

بر صفحات تاریخ ایران زمین نام دلاوران بسیار نقش بسته است. مردان از جان گذشته ای که جان بر سر دفاع از کیان ایران گذاشتند. دریابان غلامعلی بایندر از این جمله است. او به عنوان اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران، در هیاهوی شهریور ١٣٢٠ تسلیم در برابر دشمن متجاوز انگلیسی را تاب نیاورد. مردانه ایستاد و جان بر سر آرمان خویش نهاد.

در آخرین ساعات شب دوم شهریور 1320 سفیران روس و انگلیس به دولت ایران اطلاع دادند به خاطر عدم توجه رضاخان به خواسته متفقین مبنی بر اخراج نیروهای آلمانی، ارتش 2 کشور به شمال و جنوب ایران حمله خواهند کرد. این تصمیم در حالی گرفته شد که آلمان و متحدانش (اسپانیا و ایتالیا) وضعیت ناگواری را برای ارتش متفقین در اروپا فراهم کرده بودند و تنها راه رهایی از این شرایط، عبور از ایران بود.

به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال کشتیهای روسی با خشونت بندر انزلی را به توپ بستند و باعث کشتهشدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. در جنوب هم مقاومت دلیرانهای در بندر خرمشهر که پایگاه نیروی دریایی ایران به سرپرستی دریادار غلامعلی بایندر بود، صورت گرفت که در همان ساعات اولیه بسیاری از افسران جان باختند. در اینجا نگاهی می اندازیم به زندگی و نحوه شهادت دریابان بایندر.

زندگی نامه شهید دریابان غلامعلی بایندر

شهید غلامعلی بایندر فرزند دوم مرحوم علیاکبر بایندر (پدر 3 شهید) از تیره ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود که سال 1277خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. وی تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رسانده و سال1299 از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستواندومی فارغالتحصیل شد.

پس از دریافت اولین نشان نظامی خود در اردوکشی مازندران، به خاطر شرکت در جنگ با «سیمیتقو» و ابراز شجاعت و نبرد با نیروهای متجاوز روسیه (در شمال کشور) به دریافت نشان ذوالفقار که بالاترین نشان ارتش بود، مفتخر شد. سپس خرداد 1302به فرانسه اعزام شد و تا سال 1307، طی مدت 5 سال، دورههای دانشکده توپخانه «پوآتیه» و دانشکده تکمیلی«مونتن بلو» و دانشگاه جنگ فرانسه را با موفقیت طی و به کشور مراجعت کرد.

سال 1310 و در شرایطی که با درجه سرگردی مسوولیت فرماندهی هنگ توپخانه لشکر یک مرکز را عهدهدار بود، برای تشکیل نیروی دریایی ایران به همراه یک گروه 200 نفری جهت آموزش به ایتالیا عزیمت و پس از خاتمه آموزش به همراه ناوهای خریداری شده جدید به کشور مراجعت و نیروی دریایی نوین ایران را در آبهای گرم خلیج همیشه فارس، عملیاتی کرد. وی پس از بازگشت به ایران در 1310شمسی به سمت کفیل فرماندهى نیروی دریایى جنوب منصوب و عازم آنجا شد. حضور بایندر در این منصب برای پاسداری از حریم مرزهای آبی ایران بخصوص اروندرود اهمیت زیادی داشت.

اروندرود در مقاطع زیادی از تاریخ، کانون اختلافات بین ایران با همسایگان غربی بود. براساس آخرین قرارداد منعقده بین ایران و پادشاهی عثمانی (قبل از استقلال عراق) مربوط به پروتکل 1292 هجری شمسی(مطابق با 1913 میلادی) و تحدید حدود 1914 میلادی بود که طی آن برای نخستین بار اروندرود، از دهانه آن و به طول 81 کیلومتر به دولت عثمانی واگذار و ورود اتباع ایرانی به اروندرود به منزله ورود به خاک عثمانی تلقی میشد تا این که دولت ایران پس از استقلال عراق و به رسمیت شناختن دولت آن کشور، طی یادداشتی به جامعه بینالملل و دولت عراق اعلام کرد که قراردادهای منعقده با دولت عثمانی از نظر ایران فاقد اعتبار است.

متعاقب این اعلام نظر روابط 2 کشور رو به تیرگی گذاشت و مذاکرات فیمابین آغاز شد. دولت انگلیس که نقش عمدهای در استقلال عراق داشت به منظور تأمین منافع گوناگون خود در هند و تسلط بر خلیج فارس، با گماردن یک افسر انگلیسی به سمت رئیس بندر بصره و ایجاد زمینه حضور وی در جلسات متشکله بین 2 دولت ایران و عراق، عملا با دستیابی ایران به امتیاز حاکمیت مشترک در اروندرود مخالفت کرد که نتیجه آن صدور عهدنامه جدیدی در سیزدهم تیر ماه 1316 (مطابق با 1937 میلادی) بین ایران و عراق بود.

در عهدنامه اخیر که باز هم با نفوذ استعمارگرانه انگلیس تدوین شده بود، خط تالوگ (خط عمیق رودخانه) در بخش کوچکی از مسیر اروندرود بهعنوان مرز مشترک معین شده و بقیه خط مرزی در حد کمعمق ساحل ایران منظور و مقرر شد که ظرف مدت یک سال قراردادی جهت تشکیل اداره مشترک اروندرود تنظیم و به امضای طرفین برسد. رضاخان پس از پذیرش عهدنامه و بدان جهت که در قرارداد اخیرالذکر امتیازات بیشتری از دست ندهد طی حکمی فرمانده وقت نیروی دریایی (ناخدایکم غلامعلی بایندر) را به عنوان نماینده دولت ایران در امور دریایی، به وزارت امور خارجه معرفی کرد.

Naav Bayandor

ناو بایندر با شماره بدنه 81

از ماموریتهای مهم بایندر در این منصب سفر به جزیره تنب همراه گروهى از افراد نیروی دریایى در سال 1313شمسی بود. او ضمن بازدید از آنجا رسما به مقامات نیروی دریایى انگلیس، مستقر در تنب اعلام کرد که این جزیره بخشى از ایران است؛ وی با این کار موجبات نگرانى و اعتراض وزارت خارجه بریتانیا را فراهم آورد. در سال 1312 به دستور غلامعلی بایندر فرماندهی نیروی دریایی ‏ایران ناو پلنگ به بندر باسعیدوی جزیره قشم رفته و با پایین آوردن پرچم انگلیس، ‏پرچم ایران را در این بندر به اهتزاز درمیآورد. این اقدام، هیجان گستردهای در بحرین و ساحل جنوبی ‏خلیج فارس ایجاد میکند، اما انگلیسها نیز ساکت نمینشینند و اعتراضات گسترده و پیاپی را علیه دولت ‏ایران اقامه میکنند. در این میان، رضاشاه و ارکان حرب کل قشون نیز به سرزنش بایندر میپردازند و ‏وی را به دلیل اقدام ابتکاریاش در اخراج انگلیسیها تخطئه میکنند. انگلیسیها نیز از فرصت استفاده کرده ‏و ضمن بازگشت به باسعیدو، تبلیغات زیادی علیه نیروی دریایی ایران راه میاندازند.‏ با این حال مقاومت دستگاه سیاست خارجی ایران منجر به خروج انگلیسیها از باسعیدو میشود ولی با ‏تاکیدات رضاشاه، بایندر از ادامه سیاست اعتراضی نسبت به انگلیسیها دست برمیدارد. به این ترتیب با وجود ‏آزادی باسعیدو، بخش دیگری از خاک ایران یعنی بحرین کماکان در اشغال نظامی انگلیس باقی مانده و ‏بایندر موفق به تداوم سیاستهای خویش نمیشود.

غلامعلی بایندر در سال 1315 در مقام اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران به درجه ناخدایکمی (سرهنگی) نایل آمد و در سال 1319 به درجه دریاداری (سرتیپی) رسید و برابر مقرارت ارتش، از تاریخ یک روز قبل از شهادت به درجه دریابانی (سرلشکری) نایل شد.

غلامعلی بایندر فرزند خانوادهای بود که دارای 5 فرزند پسر بودند. برادر بزرگتر وی به نام غلامحسین بایندر که او هم از افسران تحصیلکرده نیروی دریایی بود، 11 سال پس از شهادت غلامعلی در سمت سومین فرمانده نیروی دریایی ایران منصوب شد. 3 برادر کوچکتر شهید دریابان غلامعلی بایندر که آنها هم از افسران برجسته ارتش ایران بودند به ترتیب عبارت بودند از:

سرتیپ مهندس نصرالله بایندر (پسر سوم خانواده)، شهید سرهنگ هوایی اسدالله بایندر (پسر چهارم خانواده) و شهید ناوسروان مهندس دریایی یدالله بایندر (پسر پنجم خانواده)

چگونگی شهادت دریابان بایندر

شهید بایندر که 48 ساعت قبل از شهادت علاوه بر مسوولیت فرماندهی نیروی دریایی، به سمت فرماندهی کل منطقه جنوب خوزستان نیز منصوب شده بود و تیپ مستقل مرزی را تحت امر داشت در ساعت 4 بامداد سوم شهریور 1320، با شنیدن صدای انفجار، با سرعت از منزل خارج و با استفاده از قایق موتوری و زیر آتش مسلسل نیروهای مهاجم انگلیسی، خود را به مقر فرماندهی رسانده و پس از صدور دستورات لازم به افسران ستاد و فرماندهان، به تلگرافخانه رفته و گزارش وقایع و هجوم نیروهای انگلیسی را به تهران و اهواز مخابره میکند. آنگاه با حضور در قرارگاه گردان مرزی، عدهای را مامور مقاومت در برابر مهاجمین کرده و خود که مسلح به یک قبضه تفنگ برنو بود به اتفاق سروان ولیالله مکرینژاد که معاون فرمانده گردان یکم هنگ 8 توپخانه بود با اتومبیل و از راه خشکی عازم خرمشهر شد، تا ستاد فرماندهی عملیات را در منطقه حفار(که از لحاظ نظامی موقعیت مناسبی داشت و بیش از 2 قبضه توپ 105م.م و گروهی سرباز در آنجا مستقر بودند) تشکیل دهد. اما چند دقیقه بعد از حرکت، با نیروهای موتوریزه مهاجمین انگلیسی مواجه و در حین مقاومت و جنگ و گریز با آنان در شرایطی که تلاش میکردند تا با استفاده از پستی و بلندیهای منطقه، خود را به نهر جاسبی برسانند با رگبار مسلسل متجاوزان انگلیسی در حوالی پاسگاهی نزدیک بیسیم خرمشهر به شهادت رسیدند.

بایندر در روزگار نوجوانى دارای علایق ملى و سیاسى بود. از این رو، زمانى که در مدرسه نظام مشیرالدوله تحصیل مىکرد، داخل فعالیتهای سیاسى شد و همراه با چند تن از همکارانش چون عبدالله هدایت (بعدا ارتشبد) و رزم آرا (بعدا سپهبد و نخستوزیر) به عضویت حزب سوسیال دموکرات درآمد.

دریادار بایندر با توجه به اقامت چند ساله در کشورهای اروپایى به زبانهای انگلیسى، فرانسه، ایتالیایى و ترکى تسلط داشت و به این زبانها به خوبى تکلم مىکرد. وی مردی اهل مطالعه و تحقیق و نویسنده بود. در ایام اقامتش در جنوب به تحقیقات و مطالعات قابل توجهى درباره خلیج فارس دست زد که نتایج برخى از آنها را بعدا منتشر کرد.

آثار مکتوب بایندر عبارتند: 1. نقشه خلیج فارس (تهران، 1310ش)؛ 2. خلیج فارس (خرمشهر، 1317ش)، 3. جغرافیای خلیج فارس (تهران، 1319ش)، 4. اصول دریانوردی؛ 5. آییننامههای توپخانه در 6 جلد، 6. راهنمای ناوی، 7. مقالاتى در مجله ارتش، 8. دستور تیر توپخانه سبک، 9. آییننامه مشق پای توپ کوهستانى.

مقاومت جدی دیگر ارتش ایران در شمال صورت گرفت. در آن زمان، ناوسروان یدالله بایندر مسوولیت کفالت فرماندهى نیروی دریایى در دریای خزر را به عهده داشت. در سال 1320 به واسطه اسناد به دست آمده از جاسوسان روسیه در ارتش ایران، متوجه میشود که نیروهای روسیه قصد دارند با بهرهگیری از درگیری جنوب ایران و تخلیه نیروهای نظامی شمال، به ایران حمله کرده و شهرهای شمالی را متصرف شوند. او درصدد دفاع برمیآید. وی ابتدا از ستاد فرماندهی در تهران کسب تکلیف میکند. اما با وجود پاسخ مخابره شده مبنی بر پرهیز از درگیری به علت کمبود نیرو و عدم توان مقابله، یکتنه تدابیری دفاعی را اتخاذ میکند. بایندر معتقد بود «مملکت به دست یک مشت بزدل اداره می شود و اجازه نخواهد داد تاریخ از او به عنوان یک خیانتکار یاد کند».

وی به همراه ناویهای جوان با دست خالی، وقتی ستاد نیروی دریایی رشت از فرماندهان فراری خالی شده بود، جلوی بمبافکنهای دشمن سینه سپر کردند و از شهر و میهنشان دفاع کردند. او با تنها ناو جنگی که در بندر انزلی وجود داشت بعد از 3 روز نبرد طاقتفرسا راه نفوذ از طریق دریا را روی ارتش شوروی مسدود کرد. سرانجام بعد از 3 روز مقاومت توسط هواپیماهای ارتش شوروی هدف قرار گرفت. مزار وی در بندر انزلی در محوطه گمرک بندر انزلی است.

بخشی از متن وصیتنامه شهید دریابان غلامعلی بایندر

تو ای ایرانی، که در این سرزمین پهناور زیست می کنی و خلیج فارس را تنها به این انگیزه که بخشی از وطن توست دوست می داری. ای هموطن که کرانه های سوزان خلیج فارس زادگاه توست و این ژرفای زندگیبخش، مرواریدهایش را نثار تو می سازد تا مزد تلاشت را از کام کوسه ها به درآری و ماهیانش را هدیه فرزندانت، تا قوت آنان را تامین کنی و تو که فرسنگ ها دورتر از این دریای ایرانی، خلیج فارس را تنها از روی نقشه جغرافیا می شناسی. آیا هرگز با خود اندیشیدهای که این آب تلخ و شور پهناور، بهترین پاسدار تاریخ تو، شرف تو و ملیت توست؟

تو ای ایرانی که در گوشهای از این آب و خاک به سر می بری و به فرهنگ و تمدن اسلامی خویش می بالی و افتخار می کنی؛ هیچ میدانی که همین دریا، زاده فرهنگ و تاریخ و تمدن تو بوده است؟

تو ای ایرانی که در دامنه مفرح کوهستانها، در کرانه های فیروزفام دریای مازندران، در دشتهای گسترده داخل کشور زندگی می کنی و در سایه درختانش آرامش می یابی، در باغهای مصفایش روح خود را صفا می بخشی و با تماشای طبیعت زیبا و دلانگیز آن غرق در لذت می شوی… و همه شما که در هر منطقه، از مواهب این سرزمین برخوردارید و آنچنان به دهکده و یا شهرستان زادگاه خود دل بستهاید که حتی به هنگام ضرورت نیز به زحمت قادر به ترک آن هستید؛

هیچ می دانید که اگر روزگاری، که هرگز چنان روزی مباد، ایران این مرز دریایی خود را از دست بدهد و یا نیروی لازم برای پاسداری از آبهای آن نداشته باشد، همه ما چون پرندهای اسیر در قفس زادگاهمان زندانی خواهیم شد.

تو ای ایرانی، همواره به یاد داشته باش که اگر چنان روزی فرارسد، همه شیرینی های زندگی در کامت شرنگ خواهد شد.

در قفس سرزمین خود آنقدر محبوس می مانی تا ناگزیر همه دسترنج سالیانهات، همه آنچه را که با تحمل تلخی ها و مشقات بسیار فراچنگ آورده ای، همه دار و ندارت را به کمترین بها از دست می دهی و آنچه را که مورد نیاز توست، به بهای جان به دست آوری.

پس هرگاه که به این مرز سوزان و آذرخیز می نگری، یا بر آبهای تلخ و شورش گذر داری یا درباره آن سخنی می شنوی نخست بهیاد آور که این آذر برای آن است که در جان دشمنان ایران درگیرد و این تلخی و شوری برای فروبردن درکام آنان است.

اگر می خواهی سرزمین آباییت، بزرگ و سربلند بماند و تو که فرزند و زاده این سرزمینی از این سربلندی ببالی و افتخار کنی، اگر می خواهی که شایسته نام ایران و قوم ایرانی باشی، نخست این مایه زندگی خود را پاسدار باش، این مرز محافظ را نیرو بخش و آن را چنان که به میراث بردهای به دست آیندگان بسپار.

به روان پاک آن مرد دلیر، شهید دریابان غلامعلی بایندر و تمام شهدای نیروی دریایی درود می فرستیم.

منابع:

1ـ دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، جلد 11
2ـ نقش نیروی دریایی و بایندر در اخراج انگلیسیها از هنگام و باسعیدو ، نوشته محمدعلی بهمنی قاجار، فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 27، زمستان 88
3ـ در هنگامه شهریور هزار و سیصد و بیست، بیگانگان با ما چه کردند، سیدمحمدرضا سلامیپور، روزنامه اطلاعات، 21/6/85
برگرفته از jamejamonline.ir

***

پان ایرانیست ها و همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید

FreeA.Abedini

FreeAbolzal

Abedini_Mother

Abedini dar Tazahorat

رزمنده پان ایرانیست ابوالفضل عابدینی پیش از زندان هنگام تظاهرات در مقابل سفارت شیخک نشین امارات

Saman Arayaman Ra Azad Konid

***

تارنمای نامه پان ایرانیسم
https://paniranism.info

تارنمای هواداران پان ایرانیسم:
www.paniranism.net

فیسبوک هواداران پان ایرانیسم:
www.facebook.com/paniranism

تارنمای حزب پان ایرانیست:
http://paniranist.org

فیسبوک حزب پان ایرانیست
www.facebook.com/paniranistparty

تارنمای سازمان جوانان حزب پان ایرانیست:
http://paniranist.info

تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان:
www.pan-iranist.net

کانال یوتیوب حزب پان ایرانیست:
http://www.youtube.com/paniranistparty

درفش ملی ایران

سازمانهای برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
[email protected]
www.paniranism.info

درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.