دوره ۲ – شماره ۱۲ – ۲۱ آذر روز گریز اهریمن برای همیشه گرامی‌ باد.

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش نامه پان ایرانیسم یاری نمایید. سپاس!

نامه پان ایرانیسم
دوره ۲ – شماره ۱۲ – سه شنبه ۲۱ آذر ماه ۱۳۹۶ – ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷
www.paniranism.info[email protected]

درود بر هم میهنان گرامی

نوشته های زیر تقدیم میشوند:

روزنجات آذربایجان ( روز گریز اهریمن ) برملت و مردم ایران ، خجسته باد!
سروده زیبا و غرور آفرین بسیج خلخالی به مناسب فرخنده‌ی نجات آذربایجان
سروده ایران پرستانه استاد شهریار بمناسبت شکست فرقه دموکرات و فرار پیشه وری
۲۱ آذر: تجدید خاطره‌ی تلخ و شیرین
سروده زیبا و غرور آفرین بسیج خلخالی شاعر میهن پرست آذری
سنی گتیرن, سنی دییرگت
آتورپاتکان(آذربایجان)، هما ارژنگی

پاینده ایران
نامه پان ایرانیسم

— پاینده ایران
21 آذر 1325

روزنجات آذربایجان ( روز گریز اهریمن ) برملت و مردم ایران ، خجسته باد!

در آستانه هفتاد و یکمین سالگرد حماسه تاریخی 21 آذر، روز گریزاهریمن از میهن گرامی ، قرار گرفته ایم. در چنین روزی درست پس از یک سال حکم‌رانی دست نشاندگان حکومت اتحاد جماهيرشوروی بر آذربایجان، روز 21 آذر سال 1325 با خیزش یک‌پارچه و خودجوش مردم تبریز ، تومار فرقه‌ی دموکرات درهم پیچیده شد و « اهریمنِ » از کشور گریخت.

در این حماسه فراموش ناشدنی و تاریخ ساز و پندآموز، آذربایجان گرامی به مانند همه‌ي هنگامه‌های تاریخ‌ساز میهنمان ، حماسه‌ها آفرید که ایران و ایرانی هرگز آن‌ها را فراموش نخواهد کرد. با پایمردی مردم قهرمان و دلاور و میهن پرست و جان فداي آذربایجان که پیش از آن نیز در آغاز و انجام جنبش مشروطه‌ی ایرانی ، دلیری‌ها و ازخودگذشتگی‌ها نشان داده بود ، یک بار دیگر با حماسه آفرینی ، سرزمین مقدس ایراان را از لوث وجود دشمنان پاک کرد .

مردم قهرمان و سرافراز آذربایجان ، تنها یک سال پس از حاکمیت عوامل جنایتکار و بیگانه‌پرستِ فرقه‌ی دموکرات، در شهرهای تبریز و اردبیل و رضاییه و زنجان و خوی و سلماس و مرند و مراغه و دیگر شهرهای آن خطه، توانستند ، به عمر ننگینِ حکومت خودفروش فرقه دموکرات پایان دهند .

هم‌چنین از یاد نباید برد که در این حماسه‌ی بزرگ ملی، ارتش دلاور ایران نیز توانست با هوشیاری و سرعت عمل و دلیری ، به یاری مردم آذربایجان بشتابد و بیش از هر چیز مانند یک ارتش ملی ، نظم و امنیت و آرامش را به کشور بازگرداند .

روز 24 آذر 1325 ، روزنامه‌ی آذربایجان ( ارگان رسمی فرقه‌ی دموکرات آذربایجان ) نوشته بود : « اولمک وار ، دونمک یوخ » یعنی : « مرگ هست ، بازگشت نیست » ؛ اما روز 25 آذر 1325 ، مردم تبریز نشان دادند که برای خائنین به میهن و سرسپردگان بیگانه ، هم « مرگ هست و هم بازگشت » .

خروش و خیزش یک‌پارچه‌ی مردم تبریز برابر فدائیان تا دندان مسلح فرقه‌ی دموکرات ، چنان توفنده و کوبنده بود که فرصت هرگونه پایداری را از آنان گرفت . در این هنگامه‌ی تاریخ‌ساز ، سران فرقه که تا دیروز ، لاف ایستادگی و پذیرا شدن « مرگ » را سر می‌دادند ، فرار را بر قرار ترجیح دادند رییسان ، با خودروهای مصادره‌ای و عناصر فریب‌خورده‌ی خرده‌پا ، با پای پیاده ، روانه خاک شوروی شدند .

پایان خفت‌بارِ حکومتِ یک ساله‌ی فرقه‌ی دموکرات بر آذربایجان و نیز جمهوری خودخوانده‌ی مهاباد که هر دو زیر چتر حمایتی ارتش اشغال‌گرِ سرخ قرار داشتند ، درس عبرتی است برای کسانی که امروز در پناه جناح‌هایی از حاکمیت جمهوری اسلامی ، نغمه‌ی « ناکوکِ » جدایی‌خواهی را در برخی مناطق ایران ، ساز کرده‌اند .

از یاد نبریم که در آن سال‌ها ، اتحاد شوروی ابرقدرت بود و ارتشِ سرخِ شوروی ، از خراسان تا آذربایجان و مهاباد را در اشغال داشت ؛ با این وجود ، تنها مردم تبریز با دست‌های خالی و آن هم در 2 تا 3 ساعت ، بساط حکومت مخلوق ابر قدرت شوروی بر آذربایجان را بر چیدند و در مهاباد نیز پوزه‌ی تجزیه‌طلبان به خاک مالیده شد .

امروز نیز ملت و مردم ایران ، انگشت‌شمار عناصر تجزیه‌طلب و حامیان داخلی و خارجی آنان را چونان سرا‌ز فرقه‌ی دموکرات آذربایجان و نیز سران فرقه‌ی دموکرات مهاباد ، به زباله‌دان تاریخ خواهد سپرد .

درود بر مردم تبریز ، پیش‌گامان رهایی آذربایجان ؛ درود بر مردم مهاباد که در بساط بیگانه‌پرستان را در هم نوردیدند .

درود به روان پاک شهیدان که در راه بازگشت آذربایجان و مهاباد ، جان باختند .

درود بر ملت بزرگ و مردم دلیر ایران که با پشتیبانی یک‌پارچه و همگانی ، مردم آذربایجان و مهاباد را در دوران یک‌ساله‌ی سیاه حکومت فرقه‌ی دموکرات و جمهوری خودخوانده و دست‌نشانده‌ی اتحاد شوروی بر مهاباد ، یاری کردند . درود بر دولت‌مردانی که با دلیری و تدبیر ، راه بازگشت آذربایجان به دامان میهن را گشودند .

درود بر ارتش ملی ایران که در آن هنگامه‌ی سخت تاریخ ، نقش خود را به شایستگی انجام داد .

پاینده ایران
سازمان جوانان حزب پان‌ایرانیست
دفتر مرکزی حزب پان‌ایرانیست
( هیات اجرایی / هاج

***
سروده ایران پرستانه استاد شهریار بمناسبت شکست فرقه دموکرات و فرار پیشه وری

هان به یغما برده آن ناخوانده مهمان میرود
آن نمک نشناس ، بشکسته نمکدان میرود

گرچه بام ودر به سر کوبید صاحب خانه را
خانه آبادان که جغد از بوم ویران میرود

از حریم بوستان باد خزانی بسته باد
با سپاه اجنبی از خاک ایران میرود

خاتم جم گو به وقت آصف دوران قوام
اهرمن دیدم که از ملک سلیمان میرود

بار قحط و رنج و درد آورد و رفت
گو بماند درد را، کز سینه پیکان میرود

دیزی سفت و سیاهی پشت پایش بشکنید
ترسم آخر باز گردد چون پشیمان میرود
شرّ آن کوبنده چکش از سر ما کنده شد
لیک از رو مشکل این کوبنده سندان میرود

***
۲۱ آذر: تجدید خاطره‌ی تلخ و شیرین

مهندس نادر پیمایی

روز ۲۱ آذر برای مـردم آذربایجان دارای دو مفهوم و خاطره متفاوتی است. ۲۱ آذر سال ۱۳۲۴ روز جدا شدن آذربایجان از پیکر ایـران، و ۲۱ آذر سال ۱۲۲۵ روز نجات و برگشت آذربایجان به دامن مام وطن.

موضوع جداسازی آذربایجان سابقه طولانی دارد، چون در سنوات اخیر موضوع جدایی آذربایجان از ایـران مورد ادعای گروهک‌هایی و متقابلا مورد مخالفت اکثریت مـردم آذربایجان و سایر هم‌وطنان ایرانی قرار گرفته، به جهت اطلاع‌ نسل جوان که احتمالا از سوابق تاریخی این موضوع ممکن است بی‌اطلاع باشند لازم دانستم که مختصر اشاره‌ای به سابقه امر بکنم:

منطقه آذربایجان به علت داشتن وسعت خاک و آبادی و شرایط اقلیمی و سوق الجیشی از قرن‌ها قبل همیشه مورد نظر امپراتوری روسیه تزاری و امپراتوری عثمانی بوده و در تعقیب هدف تصرف و توسعه ارضی، منطقه آذربایجان بارها مورد تهاجم و تصرف دو همسایه متجاوز قرار گرفته.

روسیه تزاری طی چندین سال جنگ بالاخره بر طبق دو قرارداد تحمیلی (گلستان به تـاریخ دوم آبان ماه سال ۱۱۹۲ خورشیدی برابر بـا ۲۴ اکتبر سال ۱۸۱۳ میلادی و ترکمنچای به تـاریخ اول اسفند سال ۱۲۰۶ خورشیدی برابر بـا ۲۱ فوریه سال ۱۸۲۸ میلادی) دولت ایـران مجبور به پرداخت غرامت جنگی و دادن امتیازات نظامی و سیاسی و اقتصادی و محدودیت ایـران در تملک دریای مازندران، و از دست دادن بخش بزرگی از خاک ایـران به نام اران (جمهوری آذربایجان امروز) بـا ۱۷ منطقه (ایالت، ولایایت و خانات) به شرح زیر گردید:

قره‌باغ، گنجه، شکی، شیروان، قبه، دربند، بادکوبه، گوگچای، ایروان، نخجوان، آغداش، تفلیس، گروسی، بولاخ، لنگران، سالیان، اردوباد، (علاوه بر منطقه اران، تمام داغستان و گرجستان و قسمتی از مغان و آستارا و تالش).

امپراتوری عثمانی به لحاظ رقابت بـا روسیه تزاری بر سر تملک آذربایجان و به طور کلی درگیری بـا روسیه و سایر کشورهای مسیحی اروپا، قبل از شروع جنگ اول جهانی در صدد توسعه نفوذ و قدرت خود برآمد، به همین منظور اقدام به ترویج دو مرام یا ایدئولوژی نمود:

الفـ‌ پان تورکیسم یا پان تورانیسم برای اتحاد کشورهای ترک و ترک‌زبان
ب ـ پان اسلامیسم برای اتحاد کشورهای مسلمان و عرب

بـا شروع جنگ اول جهانی دو امپراتوری روسیه و عثمانی که طرفین جنگ بودند، بـا وجود اعلام بی‌طرفی ایـران، جنگ را به داخل خاک ایـران و منطقه آذربایجان کشاندند و در طول مدت جنگ، چندین بار آذربایجان بین قوای روسیه و عثمانی دست به دست گشت و صدمات و خسارات مالی و جانی زیادی به مـردم آذربایجان وارد آمد.

در سال ۱۹۱۸ میلادی که ارتش عثمانی در آذربایجان بود،‌ دولت عثمانی به جهت توسعه قدرت خود و جلب حمایت مـردم آذربایجان شروع به تبلیغ شدید و طرح‌ریزی اجرای مرام پان تورکیزم و جدا کردن آذربایجان از ایـران و الحاق آن به خاک کشور خود کرد. بدبختانه حکومت مرکزی ایـران به قدری ضعیف و ناتوان بود که قادر به حفظ امنیت و نگهداری پایتخت نبود، چه برسد که بتواند آذربایجان را در مقابل مطامع و دسایس بیگانگان حفظ بکند، این تنها مـردم آذربایجان بودند که در مقابل نظر و هدف دولت عثمانی و اجرای طرح پان‌تورکیزم مخالفت شدید خود را در مورد تجزیه آذربایجان نشان دادند. در آن موقع شیخ محمد خیابانی و یارانش از قبیل نوبری و امیرخیزی یک گروه سیاسی را تشکیل داده و در راه حفظ استقلال ایـران فعالیت می‌کردند. این گروه بـا ایراد سخنرانی و نشر روزنامه، مـردم را از مقاصد شوم ترک‌های عثمانی مطلع کرده و برای مقابله بـا تجزیه آذربایجان از ایـران، مـردم را دعوت به مبارزه می‌کردند. به همین جهت دولت عثمانی شیخ محمد خیابانی را دستگیر و مدت یک سال به قارص تبعید کرد. به هر حال در مقابل ایستادگی مـردم و هم‌چنین شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، طرح پان تورکیزم و تجزیه آذربایجان بی‌نتیجه ماند.

بـا وجود این که بعد از جنگ اول جهانی دو امپراتوری روسیه و عثمانی از بین رفت و دو دولت اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری ترکیه به جای آن‌ها بوجود آمد. ولی متاسفانه این دو دولت نیز هم‌چنان فکر و سیاست اسلاف خود رادر مورد تصرف آذربایجان در سر داشتند. البته در گذشته انگلیسی ها هم دخالت هائی در این ناحیه انجام داده اند و تحریکاتی کرده اند که به اندازه طمع روس و ترکیه نبوده است.

بـا روی کارآمدن رضاشاه و ایجاد ثبات و تحکیم در ایـران، چندین سال اسم و موضوعی به نام جدا شدن آذربایجان از ایـران وجود نداشت. بدبختانه بـا شروع جنگ دوم جهانی و اشغال ایـران از طرف قوای متفقین، این بار ارتش شوروی منطقه آذربایجان را متصرف شد و بـا تشکیل حزب توده در ایـران و تبلیغ مرام کمونیستی، در جهت تجزیه آذربایجان اقدام به تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان کرد. در تـاریخ ۲۱ آذر سال ۱۳۲۴ خورشیدی بـا خلع سلاح و تسلیم ارتش ایـران، اقدام به تشکیل حکومت خود مختار آذربایجان، در راستای الحاق آن به جمهوری آذربایجان شوروی نمود. در تشکیل این حکومت ناچیز، اکثریت قریب به اتفاق مـردم آذربایجان کوچک‌ترین دخالتی نداشتند. این فقط قدرت دولت و ارتش اتحاد جماهیر شوروی بود که توانست به دست تعدادی از افراد فریب خورده و یا خود فروخته و هم‌چنین عده‌ای از افراد ستون پنجم خود به نام مهاجرین قفقازی یک حکومت پوشالی و غیر مردمی و غیر ایرانی را به وجود آورد. ولی خوش‌بختانه و بـا مساعد شدن اوضاع سیاسی بـا حرکت نیروی نظامی ایـران به سمت آذربایجان، مـردم خطه آذربایجان قیام کرده و بـا در دست گرفتن اسلحه در تـاریخ ۲۱ آذر ۱۳۲۵ خورشیدی حکومت دموکرات آذربایجان را از پا درآوردند.

بعد از سال ۱۳۲۵ تـا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به لحاظ اوضاع سیاسی جهان تقریبا از موضوع تجزیه آذربایجان خبری نبود. بـا فروپاشی دولت کمونیستی شوروی و آزادشدن کشورهای مستعمره شده از طرف شوروی از جمله جمهوری آذربایجان، ترکیه موقعیت را برای بسط نفوذ خود در کشورهای ترک و ترک‌زبان آسیای میانی مخصوصا در جمهوری آذربایجان (اران سابق) مناسب دید. بـا وجود این که خود ترکیه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی با هزاران گرفتاری و مشکلات دست به گریبان بود، ولی بـا صرف مبالغ زیاد و ایجاد مراکز صنعتی و اقتصادی و اعزام مستشاران مالی و نظامی، به اصطلاح جای پایی برای خود تدارک می‌دید و در به قدرت رسانیدن یک فرد صددرصد معتقد به مرام پان تورکیزم به نام ابوالفضل ایلچی بیگ نقش عمده‌ای را به عهده گرفت. ایلچی بیگ به تحریک پان‌تورکیست‌های ترکیه ادعای یکی بودن و یکی شدن دو آذربایجان را کرد و به شدت شروع به تبلیغ نمود و عده‌ای را به نام آذربایجانی‌های جدایی خواه و استقلال طلب در اروپا و آمریکا و کانادا به راه انداخت.

به طور قطع نقشه تسلط بر منطقه و به دست گرفتن بازار اقتصادی، مخصوصا استیلا بر منابع عظیم نفت قبلا از طرف دول غرب از جمله امریکا، طرح‌ریزی شده بود و گرنه ترکیه به تنهایی توان چنین ادعاهایی را نداشت. غرب بـا به راه انداختن نیمچه کودتای ساختگی، ایلچی بیگ را برکنار و یک چهره بسیار موثر و بـا توانی به نام حیدر علی اوف را به جای او گماشت، حیدر علی‌اوف به عنوان یک کمونیست شناخته شده بـا داشتن سوابق عضویت در دفتر سیاسی حزب کمونیست (پولیت بورو) و عضویت در سازمان جاسوسی و ضد جاسوسی (کا.گ.ب) و معاونت نخست وزیر که در به زنجیر اسارت کشیدن و کشتارهای دسته جمعی ملت‌ها نقش بسزایی داشته به عنوان رئیس جمهور آذربایجان در جهت برآوردن خواسته‌ها و حفظ منافع غرب، زمام امور را به دست گرفت.

طی چندین سال گذشته عده‌ای مزدور از طرف پان‌تورکیست‌های ترکیه و جمهوری آذربایجان در اروپا و آمریکا و کانادا راه افتاد و بـا برگزاری سمینارها و کنگره‌ها و نشر مقالات و کتاب‌ها و مصاحبه‌های رادیویی و تلویزیونی بـا ادعای این که آذربایجانی ترک نژاد و ترک زبان است و بـا ایـران و ایرانی هیچ‌گونه وابستگی ندارد. حکومت ایـران به زور و به جبر آذربایجان را تصرف کرده و در حق ملت آذربایجان همه نوع ظلم و ستم و اجحاف را روا داشته، بنابراین ملت آذربایجان خواهان استقلال و جدا شدن از ایـران و پیوستن به خواهران و برادران آن سوی مرز است !!

به شهادت تـاریخ در تمام دوران گذشته چنین حرکت‌هایی همیشه از طرف بیگانگان در جهت منافع خودشان ایجاد و حمایت شده، به عبارت دیگر موضوع تجزیه و جدا شدن آذربایجان از ایـران ریشه در خارج داشته و هیچ‌وقت حتا اقلیتی از مـردم آذربایجان خواهان چنین موضوعی نبوده و نیستند که نمونه بارز آن قیام مـردم آذربایجان در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ بود که هنوز عده زیادی هستند که شاهد آن حوادث و روزها بودند.

در مورد طرح تجزیه آذربایجان و دخالت و عاملیت حزب توده و پیشه‌وری، نوشته افرادی چون دکتر جهانشاه‌لو افشار (معاون اول پیشه‌وری) و دکتر عنایت‌الله رضا و عده‌ای از افراد بـا وجدان و بـا شرف دیگر که پی به دسیسه و نیرنگ بیگانگان برده و از راهی که به اشتباه در پیش گرفته بودند برگشته و بـا افشاگری، حقایق را بـا مـردم در میان گذاشتند. و یا اعتراف و نوشته خیلی از سران حزب توده که صریحا به آلت دست دولت شوروی بودن وخیانت خود اعتراف کرده‌اند، مدارک مستند و شواهد گویایی است !!

ولی متاسفانه امروز هم می‌بینیم که عده‌ای انگشت شمار در جهت حفظ منافع و اهداف بیگانگان در جهت تجزیه آذربایجان فعالیت می‌کنند و بـا کمال وقاحت روز ۲۱ آذر ۱۳۲۴ را که روز تجزیه آذربایجان بوسیله دولت وقوای شوروی از ایران بود را به غلط روز قیام مـردم آذربایجان برای کسب استقلال و پیشه‌وری را به عنوان قهرمان و خادم ملت ایـران قلمداد می‌کند.

به این افراد باید گفت آذربایجانی در چهارچوب تمامیت ارضی ایـران ولو در تحت بدترین شرایط هم قرار بگیرد چون خود را ایرانی و ایـران را از آن خود می‌داند، بنابراین به هیچ‌وجه حاضر به قبول سلطه ترکیه و یا جمهوری آذربایجان یا هرکشور دیگری نیست.

***

سروده زیبا و غرور آفرین بسیج خلخالی شاعر میهن پرست آذری

بخشی از سروده زیبا و غرور آفرین بسیج خلخالی شاعر میهن پرست آذری به مناسب فرخنده‌ی نجات آذربایجان از دست فرقه دموکرات. این سروده در کتاب لاله‌های قافلانکوه منتشر شد که اشاره به شهدای ارتش و نیروهای مردمی آزادسازی آذربایجان دارد.

مردان زبون از بیم، کردند چنین تفهیم
بر مرده چرا شیون، بر رفته چه سود افغان
سر گشت جدا از تن، گو تن به‌سلامت باد
این بود سرانجام ِ تدبیر تن آسایان
◾️
غافل که نمی‌میرد، این خاک شرف پرور
این سنگر استقلال وین زنده‌ی جاویدان
غافل که دیار ما، یک خانه خدا دارد
گردن ننهد بر ننگ، تا مثله شود ایران
برهم همیم او، تاری نشود نخوت
بر عزم صمیم او، عارض نشود خِذلان
◾️
فرمود اگر بُرَّند با تیغ دو دستانم
بر تجزیه‌ی ایران هرگز ندهم فرمان
پوشیده به تن جوشن، چون کاوه‌ی آهنگر
بگرفت به‌ کف پرچم، بنهاد به سر قرآن
◾️
آرتش به قفای شاه، بنهاد قدم در راه
پیوست بهم خونِ رود ارس و امان
مزدور اجانب را پادافَرِه کیفر داد
با فَرّ خداوندی شاهنشه با ایمان
◾️
آن‌سان که ادب فرمود، شاپور به والِریَن
آن‌گونه که ذوالاکتاف تاراند صف دیوان
آن‌سان که ابومسلم ،عُمّال خلافت را
آن‌گونه که “شه نادر” بر فتنه گر افغان
◾️
سرباز به تن آورد، جان را به بدن آورد
گل را به چمن آورد، شه با مدد یزدان
این فاجعه‌ی ننگین آیینه‌ی عبرت بود
آنرا که به مزدوری آلوده کند دامان
هر دشمن دیوانه، هر مغرض بیگانه
گر چشم طمع ورزد بر گوشه‌ای از ایران
پیکان و کمان گردد، شمشیر و سنان گردد
هر خار به کردستان، هر نخل به خوزستان
حاصل نبرد زین مُلک، جز مرگ و پشیمانی
یا راه به نابودی یا رخت به گورستان
◾️
هر یک وجب از خاکِ این ملک عجین گشته
با خون دل رومی، با اشک یل یونان
ما بید کهن‌سالیم، از باد نمی لرزیم
ما بَطّ سبک بالیم، بط را چه غم از طوفان
◾️
ما کوه دماوندیم، سُمّ ِحَیَوان خورده
ناورده به ابرو خم، سر سوده سوی کیوان
این خاک مقدس را دادار غنی کرده
زآنرو که زیَد در آن، یک ملت با وجدان
یک ملت دریا دل، با عاطفه و عاقل
در بزم چنان حله در رزم چنان سوهان

@paniranist کانال خبری پان ایرانیست

***
سنی گتیرن, سنی دییرگت

***
آتورپاتکان(آذربایجان)، هما ارژنگی

***

 حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
[email protected] – www.paniranism.info
درخواست هموندی
www.paniranist.org/a.htm

کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

نامه پان ایرانیسم
https://paniranism.info

فیسبوک نامه پان ایرانیسم
https://www.facebook.com/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-Nameh-Pan-Iranism-147723055600332/

توئیتر نامه پان ایرانیسم
[email protected]

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.