شماره 87 – قوم گرايي يا ريختن آب در آسياب دشمن

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش نامه پان ایرانیسم یاری نمایید. سپاس!

نامه پان ایرانیسم
شماره 87، چهارشنبه، 15 آبان ماه 1398، 6 نوامبر 20019
www.paniranism.info . [email protected]

درگذشت دکتر جمشیدی راد
قوم گرايي يا ريختن آب در آسياب دشمن؛ گفتگو با دکتر جمشیدی راد
دکتر جمشیدی راد دق کرد! جواد رنجبر درخشی لر
نریمان نوروزی راهی زندان شد
بازخوانی کتاب «خوانش حقوقی از انقلاب مشروطه ایران»، امیر احمدی
تاکتیک‌های انقلابی بجای استراتژی‌ اقتصادی؛ جمهوری اسلامی با ایران چه کرد؟ روشنک آسترکی
گفتگوی سیاسی هفته، دکتر حسن کیانزاد

اقوام ایران: همه با هم برابر و برادر برای ایران


درگذشت دکتر جمشیدی راد

با کمال تاسف آگاهی یافتیم که دکتر جعفر جمشیدی راد استاد علوم سیاسی و عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی وروابط بین الملل دانشگاه آزاد تبریز پنج شنبه گذشته 11 آبان ماه 1398/3 2 نوامبر 2019 درسن 52 در گذشت. ایشان یک ایراندوست واقعی بودو چندین بارخود را یک پان ایرانیست معرفی کرده بود.

آخرین کتاب آن زنده یاد که با مشارکت یکی از دانشجویان خود نوشته بود”تحریف واقعیات هویتی توسط همسایگان خانه زاد ایران” نام داشت که به دروغها وتحریفات تاریخی در جمهوری باکو می پردازد.

یادش گرامی، روانش شاد و راهش پر رهرو باد.

***

قوم گرايي يا ريختن آب در آسياب دشمن؛ گفتگو با دکتر جمشیدی راد

تابناک: نگاهي دقيق و مو شكافانه به فضاي سياسي و اجتماعي كشور نشان از پرداخت هاي رمزآلود و نگران كننده اي به موضوعاتي نظير اقوام و اقليت ها دارد. مثل شكل گيري معاونت اقوام در دولت يازدهم، ميل شديد مجلس دهم به ساخت فراكسيون هاي قوميتي و اخيراً شعارهاي قومي و ضدميهني كه در استاديوم آزادي تهران سر داده شد؛ مجموعه اقداماتي كه نياز به بررسي و واكاوي دقيق دارد.

به گزارش «تابناك»، جدا از رفتارهاي قوم گرايانه كه در ميان برخي نخبگان سياسي و مسئولان اجرايي كشور در دولت و مجلس وجود دارد، اخيراً رفتارهاي راديكالي و ضد ميهني خطرناكي در فضاي اجتماعي و رسانه اي كشور عليه امنيت ملي و تماميت ارضي كشور به راه افتاده است كه از آن نمونه مي توان به رفتار برخي تماشاگرنماهاي منتسب به تيم تراكتورسازي تبريز در استاديوم آزادي تهران ياد كرد.

ظر به اهميت و حساسيت هايي كه در اين رابطه در فضاي جامعه ايجاد شده و موجي از سئوال هاي مبهم در افكار عمومي شكل گرفته است، «تابناك» بر آن شد تا ابعاد مختلفي از اين موضوع را در گفت و گو با يكي از اساتيد و متخصصين دانشگاه به بحث و بررسي قرار دهد.

آنچه در ادامه مي خوانيد، مشروح گفت و گوي «تابناك» با دكتر «جعفر جمشيدي راد» متخصص علوم سياسي و از اعضاي هيئت علمي دانشگاه آزاد تبريز است.

-آقاي دكتر ضمن عرض سلام، براي شروع اگر موافق باشيد در مورد پراكندگي اقوام در ايران و تفاوت آن با كشورهاي ديگر صحبت كنيم. بفرماييد تحليل شما در مورد پراكندگي و ماهيت اقوام در ايران چيست؟

موضوع اقوام در ايران خيلي متفاوت است با كشورهايي كه امروزه به آنها كشورهاي چند فرهنگي گفته مي شود. همه اقوام ايراني جزء نژاد آريايي ايران هستند و ما نمي توانيم در ايران كردها را از آذري ها، آذري ها را از بلوچ ها، لرها را از كردها و… جدا كنيم. گروه هاي زباني ايراني همگي بر اساس حقايق تاريخي از يك ريشه و نژاد هستند و ما نبايد اساساً به اين ها نام و نهاد قوميتي مي داديم.در كشورهاي ديگر كشورهاي چند فرهنگي داريم كه چه بسا از يك نژاد نباشند و مرور تاريخي آنها گواه جدايي و شكاف عميق بين آن ها است اما اين موضوع در ايران با ساير كشورها از اساس متفاوت است.

به نظر من پرداختن به مسائل اقوام در ايران تا حدود زيادي ناشي از آتش افروزي افراد و نخبگان ابزاري است كه در جاهاي حساس قرار گرفته اند و عمدتاً هم از بيرون آب مي خورد.به هيچ وجه در طول تاريخ ما نمي توانيم جدايي و گسست بين اقوام ايراني ببينيم و مطالعه مسائل اقوام ايران حداقل در طول يكصد سال اخير اثبات مي كند كه اين گروه ها از يك منبع ريشه گرفتند و بين آنها تفاوتي نبوده است.ريشه اين جدايي ها را بايد در اين موضوع جست و جو كرد كه چون ايران در مسير رقابت ها و تهاجم هاي تاريخي قرار گرفت، زبان و گويش مناطق مرزي در تحت تأثير اقوام مهاجم قرار گرفت و يا به زرو تغيير كرد و اين موضوع حداقل در مورد آذربايجان و خوزستان صدق مي كند و از همين رو ما نمي توانيم براي مثال بگوييم كردها گروهي جدا از ايران هستند. براي اثبات اين حرف جدا از همه اشعار و سخناني ملي و ميهني بزرگان آذري مي توان به شعر مشهور شهريار اشاره كرد كه سرود:

تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس

ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نه ای

صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان (شهريار) اين را كه يك آذري گفته است و با اين شعر خود را ايراني مي داند.

من فكر مي كنم پر رنگ كردن بحث اقوام در ايران آب به آسياب دشمن ريختن است و اساساً ضرورتي ندارد كه در كشورمان از مفهوم اقوام صحبت كينم چرا كه مطالبات داخلي شهروندان ايراني نيست. جمع بندي اين موضوع اينكه طرح بحث اقوام يك پروژه بزرگ و خطرناك است و نمونه شعري كه از شهريار گفتم پاسخي بر همه اين شرارت ها است كه در ادبيات سياسي ما شكل گرفته است.

-به نظر شما پرداختن به مسائل قومي و دامن زدن به آن در ايرن چه خطراتي را متوجه كشور خواهد كرد؟

ما در آستانه هفته وحدت هستيم و در شرايطي قرار داريم كه بايد دل هايمان را به سمت يكي كردن سوق دهيم. تاريخ و تجربه تاريخي اين را به ما مي گويد كه اگر در آذربايجان يك داعيه حكوميتي باشد كه البته به نظر من دارد شكل مي گيرد و مجريان آن از ترس سركوب مردم و حكومت مركزي در خفا پيش مي روند، ديگر ايراني باقي نخواهند ماند.

وقتي ما در رابطه با ايران از عربستان جدا، كردستان بزرگ، آذربايجان مستقل، خراسان بزرگ و… صحبت كنيم با اين تفاسير داستان خيلي روشن تر از آن است كه نياز به تفسير و تحليل داشته باشد و ايراني ديگر باقي نخواهد ماند.

مسئله اقوام و پرداختن به آن بحثي است كه اصلاً نبايد به آن دامن زد. امروز بيش از هر روز ما به وحدت سرزميني نياز داريم. شما ببينيد جامعه شناسي تاريخي هم اين را نشان مي دهد كه در دوران مدرن هر كشوري كه بايك ملت واحد، زبان رسمي و واحد مسائل خود را پيش مي برد، مسير پيشرفت را به خوبي طي مي كند اما در كشور ما برخي افراد با دامن زدن به مسائل قومي و آموزش زبان محلي و… مي خواهند مسير ديگري را طي كنند.

اين يك استراتژي اسب تراوا است كه عده اي بر آن اصرار دارند و مي خواهند با فضا سازي داخلي امنيت ملي و تماميت ارضي كشور را به چالش بكشند. اين در حالي است كه رسالت تاريخي كشور ايران تحت عنوان ايران بزرگ يا ايرانشهر چيزهاي ديگري را در تاريخ ثابت مي كند كه اتفاقاً عين حقيقت است و متأسفانه برخي از نخبگان سياسي علاقه اي به اشاره به آنها را ندارند.

-آقاي دكتر نحبگاني که شما مي فرماييد براي طرح مسائل خود يك بهانه محكم دارند. آنها به عقب ماندگي هاي كشور در مناطق مرزي اشاره مي كنند و مدعي هستند رسيدن به خواست هاي قومي از اين طريق ميسر مي شود؟

اين مسائل دروغ و يك فضاسازي رسانه اي بيش نيست. ايكاش فرصتي شود تا از صدا و سيما براي مردم در اين رابطه بحث تخصصي شود تا اين بهانه ها را رد كنيم. از كساني كه مي گويند مناطق مرزي ايران محروم نگه داشته شده، بايد خواست تا به جلفا، بانه، مرند، مراغه و… بروند تا پيشرفت و توسعه اقتصادي مناطق مرزي كشور را با چشم خود ببينند و آن را مناطق حاشيه اي اراك و قم مقايسه كنند.بر اساس اطلاعات موثق و منابع رسمي كشور در حال حاضر حجم پول و سرمايه در حال گردش در بسياري از مناطق آزاد تجاري و مرزي كشور مثل مرند بيشتر از بسياري از شهرهاي نزديك به تهران است. لذا اين موضوع كه مطرح كريد، منطقي ندارد.

-سيستان و بلوچستان و محروميت بخش هاي مرزي اين استان چه مي شود، چرا در اين منطقه توسعه به معناي كامل و شايسته رخ نداده است، آيا اين مثال نقض ادعاي شما نيست؟

سيستان و بلوچستان هم به همين صورت است. بايد بررسي كرد كه آياد دولت مركزي اجازه پيشرفت در سيستان را نمي دهد؟ اگرچه دولت مركزي هزاران مشكل دارد و نقد هم بر آن وارد است اما شايد مردم محلي از اين موضوع استقبال نمي كنند و يا مسائل ديگر در اين موضوع دخيل باشد. شما ديديد كه در همين روزهاي اخير، رئيس مجلس شوراي اسلامي با حضور در اين استان از هديه مقام معظم رهبري و تأكيد ويژه ايشان براي توسعه اين استان، خبر داد.

اين خبر به خوبي اثبات مي كند كه در حكومت مركزي ايران براي پيشرفت مناطق مرزي حسن نيت وجود دارد و اينگونه نيست كه حكومت مركزي نخواهد مناطق مرزي پيشرفت كنند.

شما مي بينيد كه كشورهاي حاشيه خليج فارس خاك ما را مي دزدند و با آن به امر توسعه خود مي پردازند. اين موضوع نيز يك گواه كوچك بر اين است كه مناطق جنوبي و جنوب شرقي ما بهترين خاك و فرصت را براي توسعه در اختيار دارد. اينكه در اين روند مشكلي وجود دارد به بي ميلي حكومت مركزي بر نمي گردد و بايد چرايي آن را بايد در مسائل ديگر جست و جو كرد.از كساني كه چنين گمانه هايي را مطرح و به تشويش اذهان عمومي كمك مي كنند، بايد پرسيد، مگر حكومت مركزي به تهران نگاه ويژه دارد؟ مگر مناطق مختلف شهر تهران يكسان توسعه يافته اند؟ مگر همه مناطق تهران پيشرفته تر از شهرهاي بزرگ ديگر مثل مشهد، تبريز، اصفهان و… است؟

-پس شما اين بهانه را براي پرداختن به مسائل قومي رد مي كنيد؟ درست است؟

بله؛ مطمئن باشيد اصلاً اين موضوع وارد نيست. اكثر مناطق آزاد تجاري كشور در مرز هاي ايران است. اگر به مناطق مرزي توجه نشده است، پس مناطق آزاد ارس، كنارك، چابهار، بندر لنگه … و حجم توسعه اي كه در اين مناطق به راه افتاده چه معنايي دارد؟

مشكل ما اين است كه اطلاع رساني نمي كنيم. ما گرفتار نخبگان ابزاري شديم و اين نخبگان ابزاري كساني هستند كه از اين اختلاف افكني ها بهره سياسي مي برند.

-دولت يازدهم در همين رابطه معاونت اقوام تأسيس كرد و مجلس دهم نيز فراكسيون آذري زبانان را به راه انداخت، تحليل شما از اين دو اقدام چيست؟

يكي از اشتباهات دولت آقاي روحاني دامن زدن به مسائل قومي است. اين موضوع را مي شد با عنوان ديگري مثل هموطنان ديني، هموطنان آذزي، هموطنان كرد و… نيز مطرح كرد. بنده تأكيد دارم يكي از اشتباهات مفهومي و عيني دولت روحاني همين پرداختن به مسائل قوميتي است. ما قوم به معني مجزا و اقليت نداريم. اصلاً آذري ها اقليت نيستند در ايران كه بخواهيم با طرح اين مسئله آب به اسياب دشمن بريزيم.

در مجلس هم اگر نگاه كنيد، اين افرادي كه فراكسيون آذري زبان به راه انداختند،20 نفر بيشتر نيستند اما مدعي هستند 100 نفر هستند. فارغ از هرگونه تحليل و تفسير خود عنوان انتخابي «مناطق ترك زبان» داراي بار معنايي بسيار خطرناكي است. واقعيت آن است كه اقوام ايراني به گواه تاريخ همه در كنار هم هستند و نبايد با اين اقدامات، در آتشي كه دشمنان ايران روشن كرده اند، هيزم ريخت.من فكر مي كنم كاركرد معاونت اقوام دولت يازدهم و فراكسيون آذري زبانان مجلس در حد همان شعارهاي انتخاباتي است و با هدف دست گرفتن قدرت سياسي مطرح مي شود. افرادي كه به اين مسائل دامن مي زنند دلشان براي ميهن نسوخته است و آنها با اينكار به دنبال استفاده ابزاري از اقوام هستند چرا كه به ضرر وحدت ملي كشور رفتار مي شود.

-خب اين مسائل كه شما گفتيد خيلي نگران كننده است. فارغ از نگاه ابزاري نخبگان و دشمنان سئوال اين است كه چرا اين رفتار در بين مردم عامه جا باز كرده است و گروه هاي زباني از اين مسائل استقبال مي كنند؟

ببينيد عامه مردم در يك فضاي نا آگاهي تاريخي قرار دارند و آنها به اميد فرداي بهتر اين مسائل را كه از سوي نخبگان سياسي مطرح مي شود، دنبال مي كنند. مردم عادي احساس مي كنند آفتاب بخت شان با تحقق كامل اين شعارها طلوع خواهد كرد.

مشكل بزرگ ديگر اين است كه حرف ما اساتيد دانشگاه كه در اين حوزه مطالعه كرده ايم، به گوش مردم ايران نمي رسد و امثال من در حال خفه شدن هستيم. معاونت اقوامي كه دولت به راه انداخت، چه معنايي جز بهره برداري سياسي و انتخاباتي دارد؟ اصلاً نياز به اين چيزها نيست، مگر حل مشكلات كشور ما وابسته به اين مسائل است؟ به نظر من آقايان با اين رفتار خود به دنبال ماهي گرفتن از آب گل آلود هستند. ما مي توانيم اين اقدامات را نوع جديدي از عوامل فريبي معرفي كنيم كه زمينه براي رساندن حرف صحيح نيز به مردم در اين شرايط فراهم نيست.

-شما راهكار خروج از اين مسائل و دور شدن از بحران را چه مي دانيد؟

من و امثال من افرادي هستيم كه تاريخ، مسائل سياسي و اقتصادي كشور ايران را خوانده ايم و در اين حوزه ها حرف براي گفتن داريم، بدون اينكه به حزب يا جناح خاصي وابسته باشيم. متأسفانه دولت مركزي در اختيار دلسورازن نيست. وقتي ما تريبوني براي اظهار نظر نداريم و خارج گود هستيم، چگونه مي توانيم نگراني هايي كه در اين كشور وجود دارد را به مردم و مسئولان گوشزد كنيم؟

چه حرف و منطقي پشت اين است كه در استاديوم آزادي پايتخت ايران و به وسيله گروهي از ايراني ها، شعار ضد ميهني داده شود، سوداي علاقه به جمهوري آذربايجان طرح شود؛ جمهوري آذربايجاني كه بريده اي از تن ايران است و عمر پيرمردهاي آذري ما از عمر اين كشور بيشتر است. متأسفانه مردم ما در خلأ اطلاعاتي قرار دارند و از اين رو است كه گروهي نيز نا آگاهانه دنبال اين مسائل هستند.

فقط اين تهديدها به تيم تراكتورسازي نيز بر نمي گردد و اگر خاطرتان باشد در سال هاي گذشته مشابه اين موضوع در ورزشگاه عضدي رشت نيز اتفاق مشابهي افتاد. بايد گفت، ناكارآمدي مديران نهادي و رسمي ما در شدت گرفتن اين مسائل موثر هستند و علاقه اي براي حل اي دغدغه ها ديده نمي شود.

با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار دايد، در پايان اگر موضوعي باقي مانده كه نياز است گفته شود، بفرماييد؟

مسائلي كه در اين گفت و گو طرح شد، حيات ملي ميهني ما را تهديد مي كند و يك ضرورت تاريخي ماست كه نبايد به سادگي از كنار آن عبور كرد و به دامنه دار شدن آن كمك كرد.

من دوست دارم در يك مناظره با آقاياني كه چه در مجلس و چه در دولت و چه در فضاهاي ديگر با زدن حرف مفت، سر سپردگي خود را نشان مي دهند، مناظره كنم. شما به عنوان يكي از سايت هاي پربازديد كشور، فضايي فراهم كنيد تا با هر كدام از قوم گرايان كه حاضر بودند، مناظره كنم.

***
دکتر جمشیدی راد دق کرد!

جواد رنجبر درخشی لر

امروز در مراسم باشکوه تشییع پیکر مرحوم دکتر جعفر جمشیدی راد در میان جمعیت به این می اندیشیدم که چرا دکتر جمشیدی در پنجاه و دو سالگی از بین ما رفت؟

دکتر جمشیدی مثل هر انسان دیگری ضعف و قوت هایی داشت اما مهم تر از همه ضعف ها و قوت هایش انسانی تمام قد ایران پرست بود. ایران تمام داشته او بود و کوچکترین تعرض به ایران را نابود شدن تمام دارایی خود می دانست.

چند ماه پیش دانشجویی جلف و سبک به طعنه گفت: استاد، وقتی آذربایجان را جدا کردیم شما را در ایران سفیر می کنیم. شما ایران را دوست داری ولی در ایران به جایی نرسیدی.
دکتر جمشیدی گفت: من حاضرم در طویله ای در ایران کار کنم اما حاضر نیستم شاه کشور دیگری بشوم.

دکتر جمشیدی به آنچه درباره ایران می گفت قلبا ایمان داشت. هیچ ادا و دروغی در زبان و گفتارش نبود، وقتی در بهمن ماه در دانشگاه تبریز دست استاد دکتر طباطبایی را بوسید و یا وقتی که برای برگزاری مراسم مشروطه با سخنرانی دکتر طباطبایی پیاده در خیابان ها می رفت تا سالنی بیابد.

اما پرسش من هنوز بی جواب است. چرا دکتر جمشیدی رفت؟ به نظرم او به مقتضای احساسات پرشورش تاب قوم بازی های لات منشانه و ابراز صریح تجربه طلبی در ورزشگاه ها و ایتترنت را نیاورد. دکتر جمشیدی دق کرد چون مهم ترین داشته اش، و مهم ترین داشته همه ما، ایران و زبان فارسی، را در معرض آسیب می دید.

مرگ نابهنگام دکتر جمشیدی وظیفه ما را بار دیگر یادآوری می کند: نگهبانی از ایران و ملیت و زبان فارسی.

برگرفته از ایران بوم

***
نریمان نوروزی راهی زندان شد

نریمان نوروزی از جوانان میهن پرست خوزستانی ظهر امروز ۱۳ آبان‌ماه ۱۳۹۸ برای گذران حکم به زندان مرکزی اهواز اعزام شد. وی سال پیش در منزل پدری‌اش در شهرستان ایذه بازداشت شده بود و پس از یکماه و نیم بازداشت موقت در اهواز، در دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه زندان محکوم شد.

نوروزی امروز از شعبه اول اجرای احکام کیفری ایذه به زندان مرکزی اهواز اعزام شد تا مدت حبس تعزیری خود را بگذراند.

***

بازخوانی کتاب «خوانش حقوقی از انقلاب مشروطه ایران»

امیر احمدی

کتاب «خوانش حقوقی از انقلاب مشروطه ایران» (تاریخ مفاهیم و نهادهای حقوق عمومی در ایران) نوشته دکتر فردین مرادخانی به بررسی حقوقی از نهضت #مشروطیت ایران می‌پردازد. این کتاب توسط بنیاد حقوقی میزان با مقدمه‌ تقریبا ۳۰ صفحه‌ای و در ۹ فصل به چاپ رسیده است‌ نظر به اهمیت این کتاب، قصد داریم در چند بخش به بررسی و بازخوانی آن بپردازیم.
*
در بخش نخست به مصاحبه ی نویسنده کتاب با نشریه قلم یاران (که بی ارتباط با موضوع کتاب نیست) و مقدمه کتاب خواهیم پرداخت. دکتر مرادخانی در مصاحبه تقریبا مفصلی که با نشریه قلم یاران (شماره ۱۹) داشتند در ابتدا به هدفشان از تالیف این کتاب پرداختند که دغدغه‌شان سیر تکوین و تاسیس مفاهیم و نهادهای حقوقی، خصوصا حقوق عمومی، در مشروطیت ایران بوده است. در این مصاحبه ایشان تکوین حقوق مدرن در ایران را از پیامدهای مشروطیت می دانند و البته به دشواری‌های پرداختن به نظریه مشروطیت ایران اشاره می‌کنند از جمله فقدان مباحث حقوقی، هم‌زمانی تجدد و مشروطه و یکی گرفتن مشروطه با مفاهیمی مانند لیبرالیسم و دموکراسی که به صورت مفصل در کتابشان به این موارد پرداخته اند و در بخش‌های بعدی به آن پرداخته خواهد شد. در ادامه و در پاسخ به سوال مربوط به تبدیل حقوق شرع به نظام حقوقی جدید می‌گویند «در اسلام شریعت، یا به معنای محدودتر فقه، در کانون نظام سنت قدمایی قرار داشت. از این رو، هر نظریه پردازی برای تجدد و البته اصلاح دینی از مسیر این کانون می‌گذشت و دردنیای جدید در مفهوم حقوق و قانون با این میراث عظیم سنت ما نسبتی داشتند و برای تاسیس این دو باید نسبت آنها با فقه مشخص می‌شد» ایشان به میرزا یوسف خان اشاره می‌کنند که معتقد بود «هیچ قانونی بدون توجه به سنت‌هایی که در آن زیست می کند حیات پیدا کند». از این رو پیشنهاد داد که از میراث فقه برای تاسیس قانون استفاده کنیم. دکتر مرادخانی قانون مدنی را مثال می زنند که این کار به بهترین نحو در آن انجام شده است که حقوق شرع تبدیل به قانون می‌شود و دیگر یک قاعده یا مساله فقهی نیست بلکه یک ماده قانونی است.

«انجام این مرحله در بهترین حالت فقط تاسیس قانون است و دانش حقوقی همچون دیگر علوم انسانی و اجتماعی دانش جدید و برای فهم و تفسیر قانون باید از این دانش جدید بهره بگیریم… تاسیس این دانش چندین دهه بعد از میرزایوسف‌خان به طول انجامید و در حقیقت بعد از مشروطه و آغاز پهلوی دوم کوشش هایی برای تاسیس حقوق در ایران شکل گرفت.»

ایشان توضیح می‌دهند که نظریه مشروطیت در همه جای دنیا بیش از هر چیز مسئله ای حقوقی است و مشروطیت ایران هم که به دنبال محدود کردن قدرت شاه، تاسیس قانون، ایجاد عدلیه، تاسیس آزادی و برابری، تاسیس پارلمان و…بود و همه ی اینها مسایل حقوقی هستند که پدران ما در عصر مشروطه به این امر توجه داشتند. ایشان در ادامه علت ناتوانی نسل‌های بعدی در بسط این میراث را در سه مورد ذکر می‌کنند.

اول فِقدان تاسیس دانش حقوق در ایران که دلیل اصلی می‌دانند. دوم پیدایش جریان جدیدی از روشنفکران در ایران در سالهای پایانی پهلوی دوم است که امثال شریعتی و آل احمد برجسته می شوند و فروغی‌ها و پیرنیاها و داورها به فراموشی سپرده می شوند. این جریان روشنفکری با آرمانهای مشروطیت و دانش حقوق مخالف بودند. دلیل سوم تالیف کتاب‌های در مشروطه توسط اصحاب علوم سیاسی، جامعه شناسی، تاریخ و ادبیات عنوان می‌کنند که از توضیح یکی از مهم‌ترین جنبه‌های نظریه مشروطیت ایران، یعنی جنبه حقوقی ناتوان بوده اند.

دکتر مرادخانی در پایان مصاحبه با بیان اینکه ایرانیان در مشروطه بر خلاف عادت بیش از آنکه تامل نظری کنند اقدام عملی کردند و بر عهده‌ی نسل بعدی بود که نظریه‌ای بر آن تدوین کنند، به نزاع فقیهان اشاره می‌کند و آن را از درخشان‌ترین قسمت نظریه مشروطیت ایران از دید حقوقی می‌داند. از منظر تاریخ اندیشه مشروطه خواهی، این نزاع و استدلال‌هایی که فقهای موافق و مخالف درباره ی مفاهیم و نهادهای حقوقی مانند قانون، پارلمان، آزادی، برابری و… در برابر هم داشتند یکی از درخشان ترین دستاوردهای نظریه مشروطیت ایران است که در کتاب مفصلا به این موضوع پرداخته اند.

بر گرفته از سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

***
تاکتیک‌های انقلابی بجای استراتژی‌ اقتصادی؛ جمهوری اسلامی با ایران چه کرد؟

روشنک آسترکی

– پیش از انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ ایران با رشد اقتصادی بیش از ۸ درصدی در میان سه کشور برتر دنیا در این شاخص قرار داشت. اکنون اما، صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده رشد اقتصادی کشور به منفی ۶ درصد کاهش خواهد یافت.

– اقتصاد ایران از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ چهار برابر بزرگتر شد و درآمد سرانه ایرانیان ۹ برابر افزایش یافت. اکنون اما، بیش از نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار دارند.

– کشور ما چهل سال است که استراتژی اقتصادی برای رشد و رفاه ساکنانش ندارد. زمامداران جمهوری اسلامی بدون آنکه دانایی و توانایی علمی و استراتژیک داشته باشند، همواره تاکتیک‌های خود را پیش‌ برده‌اند تا از منابع و بنیه‌ی اقتصادی کشور در راه اهداف و آرمان‌های انقلابی خود استفاده کنند.
شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۱۹

مرکز آمار ایران در هفته جاری نرخ تورم مهرماه را ۴۲ درصد اعلام کرد و همزمان حسن روحانی در نشست هیئت دولت از فتح بازارهای جهانی و توسعه اقتصاد کشور سخن گفت. چند روز پیش از آن نیز حسن روحانی از بهبود شاخص‌های اقتصادی از اردیبهشت‌ماه سال جاری تا کنون خبر داده بود.

شاید همین اظهارنظرها در کنار آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران که وابسته به دولت است، نشان می‌‍دهد میان رویاها و ذهنیت‌های رئیس جمهور با واقعیت‌ها فاصله عمیقی وجود دارد؛ مهم آنکه، جای پای این فاصله عمیق در میان سیاست‌گذاری‌های بی‌حاصل و اقدامات ناکارآمد دولت کاملا به چشم می‌خورد.

روحانی از زمانی که در کمپین انتخاباتی سال ۹۲ حضور یافت، وعده‌هایی درباره اقتصاد کشور داد که همان زمان هم دست یافتن به آنها امکان ناپذیر به نظر می‌رسید اما سنبه‌ی پرزور افراد و جریان حامی روحانی موجب شد در کمال شگفتی تعدادی از اقتصاددانان نیز حمایت خود را از او اعلام کنند. همان اقتصاددانانی که در گروه اصلاح‌طلبان شناخته می‌شوند و در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و ۹۶ زد و بند‌های سیاسی و منافع جریان متبوع‌شان را به نگاه و استدلال حرفه‌ای و تخصصی ترجیح دادند و به نوعی در ترغیب مردم خسته برای ریختن آرای خود به صندوق روحانی نقش و مسئولیت داشتند.

حسین راغفر از جمله اقتصاددانان حامی روحانی است که در ماه‌های گذشته انتقادات تندی از سیاست‌گذاری‌های دولت کرده. این اقتصاددان معتقد است گرانی دلار در سال گذشته که زیان هنگفتی در اقتصاد بخش خصوصی و به ویژه برای تولیدکنندگان و صنعتگران ایجاد کرد، کودتایی از سوی دولت روحانی و مجلس شورای اسلامی بوده است.

او در اظهار نظر دیگری با انتقاد از اینکه دولتمردان به مردم دروغ می‌گویند که وضعیت بهتر شده، گفته است که «به نظرمن تحریم‌ها بهانه‌ای برای چپاولگران بوده است. تحریم‌ها همواره نقش فرعی داشته است. آنچه اهمیت دارد، فسادهایی است که در اثر سیاست‌گذاری‌های غلط در اقتصاد کشور شکل گرفته است. مادامی که این نگاه اصلاح نشود، هیچ چیزی اصلاح نمی‌شود.»

موضوع فقط دولت نیست!
واقعیت اینست که این وضعیت پریشانی که امروز اقتصاد کشور به آن دچار شده حاصل عملکرد یک دولت و یک فرد نیست؛ وضعیت کنونی حاصل عملکرد ۴۰ ساله نظامی است که با وعده ایجاد رونق و رفاه و از میان برداشتن فاصله طبقاتی روی کار آمد.

آن وعده‌ها اما از نخستین روزهای پس از انقلاب به فراموشی سپرده شد و خشت‌های اقتصاد کشور یکی پس از دیگری کج روی هم گذاشته شد و بی‌قواره بالا رفت.

نگاهی به آمارهای اقتصادی پیش از انقلاب و این روزها گویای روند فاجعه‌باری است که اقتصاد کشور با آن روبروست.
پیش از انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ ایران با رشد اقتصادی بیش از ۸ درصدی در میان سه کشور برتر دنیا در این شاخص قرار داشت. اقتصاد کشور از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ چهار برابر بزرگتر شد و درآمد سرانه ایرانیان ۹ برابر افزایش یافت. با سیاست‌های اقتصادی که حکومت پهلوی بر پایه تقویت سرمایه‌‌گذاری ملی پیش می‌برد، بخش‌های صنعت، کشاورزی و خدمات به سرعت در حال پیشرفت بودند و سهم قابل توجهی از وابستگی اقتصاد به درآمد نفتی کاهش پیدا کرده بود.

امروز اما تورم اعلام شده از سوی منابع حکومتی ۴۲ درصد است؛ بیش از ۱۰ سال است رکود عمیقی بر اقتصاد حاکم شده و رکود بخش صنعت به عنوان یکی از مهمترین بازوهای اقتصاد ایران به منفی ۹ درصد رسیده؛ اقتصاد کشور مدام در حال آب رفتن است و صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده رشد اقتصادی کشور به منفی ۶ درصد کاهش خواهد یافت. بیش از نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار گرفته و تنها یک اقلیت کوچکِ وابسته به رانت و رابطه هستند که دغدغه معیشت ندارند!

چهار دهه تباهی و خیالبافی
این روند ویران‌کننده‌ی ۴۰ ساله اما از سوی بسیاری از کارشناسان یک علت اصلی دارد و آن «نبود استراتژی اقتصادی» است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند نظام جمهوری اسلامی هیچ استراتژی مشخصی برای اقتصاد کشور ندارد. در طی چهل سال گذشته نه تنها هیچ تلاشی نشده که وابستگی درآمدی به صنعت نفت کاهش یابد بلکه سیاست‌های نادرست نظام، پتانسیل‌های موجود برای از میان رفتن این وابستگی را نیز از بین برده است.
کشور ما چهل سال است که استراتژی اقتصادی برای رشد و رفاه ساکنانش ندارد. زمامداران جمهوری اسلامی بدون آنکه دانایی و توانایی علمی و استراتژیک داشته باشند، همواره تاکتیک‌های خود را پیش‌ برده‌اند تا از منابع و بنیه‌ی اقتصادی کشور در راه اهداف و آرمان‌های انقلابی خود استفاده کنند.

در این میان رشد قارچ‌گونه نهادها و مراکز تبلیغاتی، مذهبی، نظامی و امنیتی بار سنگین هزینه‌های زیادی را بر ملت و مملکت تحمیل کرده و پولی که باید صرف بهبود زیرساخت‌ها و توسعه و سرمایه‌گذاری‌های پربازده و رفاه مردم شود، به جیب نهادهای مافیایی و سازمان‌های انگلی می‌رود.

مقامات جمهوری اسلامی در حالی چهل سال است که استراتژی‌های اقتصادی را رها کرده‌اند که همواره تاکتیک‌های همسو با اهداف و آرمان‌های انقلابی خود را در اقتصاد ایران پیاده کرده‌اند و با تحمیل هزینه‌های ریز و درشت بر اقتصاد، آن را به آستانه‌ی فروپاشی رسانده‌اند.

دکتر نوح فرهادی از «پروژه ققنوس ایران» و استاد مدیریت استراتژیک در گفتگو با کیهان لندن معتقد است: «نظام جمهوری اسلامی هیچ استراتژی مشخصی ندارد. مدام دارد از این هدف به هدف دیگر جابجا می‌شود؛ در حالی که ایران در قبل از انقلاب برنامه‌های اقتصادی بلندمدت و استراتژی اقتصادی داشت و چشم اندازهای مختلفی که وجود داشت را بررسی می‌کرد.»

نوح فرهادی می‌افزاید «به دلیل نبود تدبیر و دوراندیشی در این نظام که تنها چشم‌اندازش انقلابی است حتی فرصت برجام هم از دست رفت.» وی می‌گوید: «برای من جالب است که آقای خامنه‌ای یا روحانی در ظرف این سال‌ها کدام دوره اقتصادی را گذرانده یا کدام مدرک را در زمینه اقتصاد گرفته‌اند که برای کشور تصمیمات حیاتی اقتصادی می‌گیرند؟!»

عدم تخصص افرادی را که مهمترین تصمیمات اقتصادی کشور را می‌گیرند، در نظرات آنها به خوبی می‌توان دید.
برای نمونه علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی پس از بالاگرفتن تنش با ایالات متحده و بازگشت تحریم‌های اقتصادی که فروش نفت ایران را هدف قرار داده بود، بر «بریدن ناف درآمد نفتی» تاکید کرده بود این در حالیست که کاهش وابستگی به درآمد نفتی هر چند در نفس خود اقدامی ضروری است اما نیازمند برنامه‌ریزی هدفمند است که بدون شک در این نظام فشل و چرخه‌ی فسادی که در حال غارت و چپاول منابع کشور است قطعا امکان‌پذیر نخواهد بود.

البته سندهایی به عنوان «سند چشم‌انداز» در جمهوری اسلامی تدوین می‌شود اما همگی بر اساس آمال و آرزوهای انقلابی مقامات نظام نگارش یافته و تنها کارکرد آنها مانور خبری و تبلیغاتی است که خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شود. مثلا سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ که در سال ۱۳۸۴ در قالب چهار برنامه توسعه ۵ ساله تدوین و تصویب شد تا کنون پس از ۱۵ سال به هیچیک از اهداف خود دست پیدا نکرده است!

در عطش سند نوشتن و رویابافی که مقامات نظام به آن دچارند، رهبر جمهوری اسلامی نیز که «تحصیلات»اش در حوزه علمیه بوده و بدون شک سواد آکادمیک و تجربه عینی در حوزه‌ اقتصادی ندارد، از اینهم فراتر رفته و سندی با عنوان افق ۱۴۴۴ به نام وی تدوین و منتشر شده که در آن برنامه‌های اقتصادی نیم قرن آینده برای ایران ارائه داده است! اما هیچ مشخص نیست چگونه قرار است مدیریت نالایق جمهوری اسلامی در این فساد و فقر و فلاکت به اهداف ادعایی خود دست پیدا کند و ایران را به یکی از اقتصادهای برتر جهان تبدیل کند!

[کیهان لندن شماره ۲۳۴]

***
گفتگوی سیاسی هفته، دکتر حسن کیانزاد

***

حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

درخواست هموندی
[email protected]

نامه پان ایرانیسم در شبکه های اجتماعی

تارنما: www.paniranism.info
فیسبوک: facebook.com/nameh_paniranism
تویتر: twitter.com/paniranism
تلگرام: t.me/Naameh_Pan

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.