هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش نامه پان ایرانیسم یاری نمایید. سپاس!
نامه پان ایرانیسم
www.paniranism.info – paniranist1@gmail.com
شماره 176،پنج شنبه 1 فروردین ماه 1404 – Thursday March20, 2025
درودبر هم میهنان گرامی
مطالب زیر تقدیم میشوند
نوروز از نشانه های ملیت ماست، دکتر پرویز خانلری
شاد باش نوروزی نامه پان ایرانیسم
یک بار دیگر، تابش خورشید نوروز بر قارۀ ابریشم، باقر قربانی زرین
نوروز ، سرود صلح، استاد مصطفی باد کوبه ای
نیایش نوروزی، بانو هما ارژنگی
چکامه بهار، استاد مسعود سپند
نوبهار / آمده نوروز در ایران زمین
نوروز از نشانه های ملیت ماست
دکتر پرویز خانلری
دکتر پرویز خانلرینوروز اگر چه روز نو سال است، روز کهنهی قرنهاست. پیری فرتوت است که سالی یک بار جامهی جوانی میپوشد تا به شکرانهی آن که روزگاری چنین دراز بسر برده و با این همه دَمسردی زمانه تاب آوردهاست، چند روزی شادی کند. از اینجاست که شکوه پیران و نشاط جوانان در اوست. پیر نوروز یادها در سر دارد. از آن کرانهی زمان میآید، از آنجا که نشانش پیدا نیست. در این راه دراز رنجها دیده و تلخیها چشیدهاست. اما هنوز شاد و امیدوار است. جامههای رنگرنگ پوشیدهاست، اما از آن همه، یک رنگ بیشتر آشکار نیست و آن رنگ ایران است. کمتر ملتی را در جهان میتوان یافت که عمری چنین دراز بسرآورده و با حوادثی چنین بزرگ روبهرو شده و پیوسته در همه حال، خود را به یاد داشته باشد. کدام ملت دیگر را میشناسیم که به گذشتهی خود، به تاریخ باستان خود، بیش از این پایبند و وفادار باشد؟ این جشن نوروز که دو سه هزار سال است با همهی آداب و رسوم در این سرزمین باقی و برقرار است، مگر نشانی از ثبات و پایداری ایرانیان در نگهداشتن آیین ملی خود نیست؟ نوروز، یکی از نشانههای ملیت ماست.
***
شاد باش نوروزی نامه پان ایرانیسم
نامه پان ایرانیسم با سروده ای از چامه سرای تاجیک محمد یوسف دوران زاد، نوروز باستانی را به به همه هم میهنان در سرتاسر جهان شاد باش می گوید:
مرا نه دل و نه تن و جان نبود
اگر در رگم خون ایران نبود
نه نو روز بود و نه نوروزِ من
به جز داغ و دردِ جگرسوزِ من
ترا، ای وطن، نو همه روز باد
همه روزگارت چو نوروز باد
***
یک بار دیگر، تابش خورشید نوروز بر قارۀ ابریشم
نوروز مهمترین گواه است بر این مدعا که ایران فارغ از اینکه یک دولت-ملت و یک واحد سیاسی کهن است، صاحب یک حوزه تمدنی است که میتواند در بعد جهانی اثرگذار باشد. شمار کشورهایی که چنین خصوصیتی دارند به انگشتان دو دست نمیرسد. علت عداوت اصحاب ایدئولوژی با نوروز هم همین است. چند سال پیش یکی از همینها به سنن و رسوم نوروز تاخته بود؛ چون به زعم او نوروز دارای ویژگی تکرار است و تکرار، ضدانقلابی و مورد علاقه فاشیستها و محافظهکاران است! یکی دیگر در بیبیسی فارسی نوروز را سنتی زیانبار و خطرناک خوانده بود؛ چون اعتقاد داشت نوروز به شکل خشونتبار به عربزبانهای ایران تحمیل شده است!
نوروز در زمان حکومت خلفای عربزبان عباسی بر ایران در دربار عباسی و سرزمینهای عربزبان گرامی داشته میشد! این یعنی ادعای تحمیلی بودن نوروز بر عربزبانها در دوران معاصر به قدری مضحک است که مخاطب باید به عقل مدعی شک کند. داستان برگزاری نوروز هم به سان تاریخ ایران پرفراز و نشیب است. تکراری نیست. و از قضا اگر تحمیلی هم در کار بوده باشد، بر ممنوعیت نوروز بوده و نه برگزاری آن.
نوروز پیش از اسلام به سرزمینهای شمال آفریقا راه پیدا کرده بود. مصریان پیش از اسلام نوروز را برگزار میکردند و بسیاری از سنتهای نوروز ایرانی در نوروز مصری (قبطی) نیز مرسوم بوده که یکی از آنها انتخاب امیر نوروز بوده است.
پس از اسلام نیز، حراست ایرانیان از نوروز و زنده نگاه داشتن آن به عنوان یکی از رسوم باستانی و نیاکانی، نوروز را به میان عربزبانها برد و وارد ادبیات عرب کرد. تا جایی که در عربی از واژه نوروز فعل هم مشتق شد. برای مثال قاضی نعمان مغربی از فقهای اسماعیلی اهل قیروان (واقع در تونس امروزی) حدیثی نقل کرده که در آن آمده است: نَیِرزوا اِنْ قَدَرْتُم کلَّ یوم (معنی: در صورت توان، هر روز را نوروز کنید).
قلقشندی ادیب مصری قرن هشتم نوشته که نور در نوروز آفریده شده و آغاز زمان نیز از این روز است.
بسیاری از ادبای عباسی اشعار نوروزیه به زبان عربی دارند. متنبّی شاعر عربزبان در تهنیت نوروز میگوید از آنجا که شهریاران فارس، نوروز را گرامی میدارند، دیگر ایام سال به نوروز حسادت میورزند.
ابن معتز، شاعر عصر عباسی که فرزند المعتز بالله خلیفه عباسی هم بوده، در شعری خطاب به محبوبش، خود را به نوروز تشبیه میکند:
کیف ابتهاجُک بالنیروز یا اَملی
فکلُّ مافیه یَحْکینی و اَحْکیه
فنارُه مثلُ نارالشوق فی کبدی
و ماؤُهُ کتوالی دَمْعتی فیه
(معنی: شادمانی تو در نوروز چگونه است؟ من و نوروز به سان یکدگریم! آتش آن چونان آتش دل من و ریزش آب آن همچو ریزش اشکهای من است).
محمدبن یحیی صولی، از شاعران و ادبای دربار عباسی در وقایع سال ۳۲۸ هجری گزارش داده که به مناسبت نوروز آتش برافروختند و آب پاشیدند.
نوروز در زمان حکومت فاطمیون، همچنان در مصر برگزار میشد. مقریزی، مورخ مصری در ذکر وقایع سال ۳۶۳ هجری نقل کرده که المعز لدینالله (خلیفه فاطمی مصر و تونس)، برافروختن آتش و پاشیدن آب را در نوروز منع کرد، اما در سال بعد آبپاشی و آتشافروزی فزونی یافت.
مقدسی جغرافیدان عرب سده چهارم، در احسنالتقاسیم آورده که مردم عدن در ایام نوروز قبههایی میسازند و آنها را همراه با نواختن طبلها به نزد بازرگانان و مباشران میگردانند.
برای آگاهی بیشتر به مقاله خواندنی «نوروز در متون عربی» نوشته دکتر باقر قربانی زرین مراجعه کنید. مواردی هم که در این یادداشت کوتاه از گرامیداشت نوروز در سرزمینهای عربزبان ذکر شد، از همین مقاله اخذ شده است.*
چنان که گفته شد، واقعیت این است که نوروز نماینده فرهنگی ایران است که بر خلاف دروغهای اصحاب ایدئولوژی، نه تحمیلی است و نه تکراری.
اما یکی از خصوصیات جشنها و رسوم ایرانی این است که لجبازی و عناد با آن نتیجه عکس میدهد. اگر المعز لدینالله حاکم فاطمی مصر آتش افروختن و آب پاشیدن در نوروز را منع کرد، به نوشته مقریزی، سال بعدش آتشافروزی و آبپاشی فزونی یافت. در دوران معاصر هم فاشیستهای پانترک و پانعرب در ترکیه و عراق جشن نوروز را به دلیل هراس از کردهای ایرانیتبار، قدغن کرده بودند. چرا که ماهیت ایرانی نوروز مانعی برای سیاستهای فاشیستی و یکسانسازیهایی بود که ترکیه و عراق برای ملتسازی جعلی و ترکسازی و عربسازی کردزبانها در پیش گرفته بودند.
روسها و کمونیستها هم که مانند پانترکها و پانعربها از ماهیت ایرانی این جشن و از ارتباط میان مردم ایرانیتبار آسیای میانه و قفقاز (منطقه اران و شروان) با مردم ایران وحشت داشتند، علیه نوروز محدودیتهای سفت و سختی وضع کرده بودند.
در افغانستان تحت اشغال طالبان هم نوروز بوسیله تروریستهای طالب به بهانه غیر اسلامی بودن ممنوع شده، اما مردم شهرهای مختلف افغانستان نوروز را در خانههایشان همچنان جشن میگیرند.
شوروی کمونیست و عراق بعثی، هر دو متلاشی شدند. ترکیه هم ناچار در برابر فرهنگ ایرانی و نوروز زانو زد و تسلیم شد و پس از دههها ممنوعیت، در نهایت کردزبانها توانستند نوروز را در ترکیه برگزار کنند. امروز نوروز هم توسط کردزبانهای ایرانیتبار در عراق و ترکیه برگزار میشود، هم از سوی فارسیزبانان آسیای میانه و هم بدست ایرانیتباران قفقاز، اران و شروان. به بیان دیگر، کمونیسم، پانعربیسم و پانترکیسم هر سه از نوروز شکست خوردند. این همان نوروز پیروز است.
* باقر قربانی، زرین سخن، انتشارات بنیاد دکتر افشار
***
نوروز ، سرود صلح
استاد مصطفی باد کوبه ای
رخیز هموطن به بهاران سلام کن
تا بشکند غرور زمستان، قیام کن
نوروز را نگر که پیام طبیعت است
لب را به شوق، با لب حق همکلام کن
دست خدای دفتر دل را گشوده است
برخیز و در جریده ی دل ثبت نام کن
شعر برابری است به لب های روز و شب
جانا به اعتدال زمین احترام کن
از ابر عشق، قطره ی آزادگی ببار
دل را تهی ز دشمنی و انتقام کن
خورشید وش به خار و به گل همزمان بتاب
حرف خودی و غیر خودی را تمام کن
ما نسل سرفراز بزرگی چو کورشیم
از لوح او حقوق بشر را پیام کن
برخوان به گوش عالم و آدم سرود صلح
شمشیر کینه را به ادب در نیام کن
بگذر ز قصه های پلید دمشق و شام
هر روز را به صلح و صفا صبح و شام کن
دستی بر آر و با گل سوسن به رقص شو
پایی بکوب و بی هنری را حرام کن
لب بر لب پیاله و دستی به دست دوست
نجوای عشق با لب ساقی و جام کن
بنشین کنار حافظ و خیام و مولوی
اسب چموش عشق به گلواژه رام کن
رندانه نوش خون خم و از صفای دل
یک جرعه نذر زاهد عالی مقام کن
گر شعله ی “امید” ز جان تو سر کشید
نیم نگه به خانه ی صد شیخ خام کن
مصطفی بادکوبه ای؛ “امید”
اوین ۱۳۹۱/۱۲/۲۷
***
نیایش نوروزی
بانو هما ارژنگی
***
چکامه بها
استاد مسعود سپند
***
نوبهار / آمده نوروز در ایران زمین
***
سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی ملی . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران
به پان ایرانیست ها بپیوندید
اندیشه وحدت بخش پان ایرانیسم و کوشش در حزب پان ایرانیست یگانه راه نجات ایران از تجزیه و فروپاشی است.
***
درخواست هموندی
hamvandi@paniranist.org