شماره 60 – حماسه بابک خرمدین گرامی باد.

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش نامه پان ایرانیسم یاری نمایید. سپاس!

نامه پان ایرانیسم
شماره 60 -دو شنبه 17 دی ماه 1397, 5 ژانویه 2019
www.paniranism.info . [email protected]

سالروز شهادت بابک خرمدین سردار ایرانی
بابک خرمدین دلاور آذربایجان – سعید نفیسی
شعر شیرکوه بذ بابک خرمدین از هما ارژنگی
شعر شیرکوه بذ بابک خرمدین با صدای هما ارژنگی
سالروز درگذشت سرور محسن پزشکپور ( پندار )
بیاد و برای سرور محسن پزشکپور
در گذشت ناگهانی سرور ارژنگ پارسی
سرورمهندس تقی توکلی، پدر صنعت نوین ایران درگذشت


سالروز شهادت بابک خرمدین سردار ایرانی

پاینده ایران

۱۵ دی ماه سالروز شهادت بابک خرمدین سردار ایرانی به دست “معتصم” خلیفه تازی گرامی باد.

پاپک خرمدین دلاوری ایرانی از آذرآبادگانبابک خرمدین چهارم ژانویه سال ۸۳۸ میلادی به دستور معتصم خلیفه عباسی با قطع تدریجی دست و پا و اعضای بدن کشته شد و سپس بقیه بدنش را در بیرون شهر سامرا به دار آویختند که مدتها به همان صورت باقی بود.

در آن قرن درهر گوشه ایران یک استقلال طلب بپاخاسته بود . در شمال ایران همزمان سه مبارز ــ بابک ، مازیار و افشین ــ بنای مبارزه با حکومت بغداد را گذارده بودند که بابک در عین حال فرضیه اجتماعی ــ اقتصادی مزدک را هم دنبال می کرد و خواهان برابری کامل مردم و مالکیت عمومی ( اشتراکی ) بود. پیروان او پیراهن سرخ رنگ بر تن می کردند و به احتمال زیاد دادن عنوان « سرخها » به کمونیستها ریشه در همان زمان دارد . در تاریخ ، آنان را سرخ جامگان ، خرمیان و خرمدینان نوشته اند. در آن زمان هنوز اکثریت آذربایجانی ها که بابک از میان آنان برخاسته بود دین نیاکان ( آیین زرتشت ) را حفظ کرده بودند . باید دانست که تا زمان شاه اسمعیل صفوی(پنج قرن پیش ) هم بسیاری از مردم شمال ارس و حکمران آنان شروانشاه زرتشتی بودند . همچنین باید به خاطر داشت که زبان ترکی دو ــ سه قرن بعد با سلجوقیان وارد این قسمت ایران شد.

بابک بارها سپاه خلیفه عباسی را که عموما غلامان ترک آسیای مرکزی بودند شکست داده بود ، زیرا دژ و استحکامات متعدد داشت . وی با مازیار حاکم تبرستان ( مازندران ) و نیز افشین سردار استقلال طلب دیگر در ارتباط بود . مازیار به دلیل همسایگی با طاهریان از دور و در ظاهر احترام خلیفه را داشت تا فرصت مناسب به دست آورد و افشین معتقد به انهدام قدرت خلیفه از درون بود و بنا براین ، خود را به او نزدیک کرده بود ، ولی خلیفه از همه چیز باخبر بود و برای تضعیف روحیه استقلال طلبی ایرانیان که می گفتند : اسلام بله ؛ حکومت اعراب نه ــ افشین را به جنگ بابک فرستاد . افشین همه مساعی خود را به کار برد تا بابک باقی بماند که بابک به دلیل از دست دادن چند افسر خود به ارمنستان فرار کرد که در آنجا به دام توطئه افتاد و اسیر شد و به افشین تحویل گردید و افشین راهی جز تحویل او به خلیفه نداشت و خلیفه او را به طرز دلخراشی که مورخان آن زمان شرح داده اند و درتاریخ طبری هم آمده است بکشت ،اما بابک تا جان در بدن داشت خود را نباخت . مازیار نیز از طریق اغفال برادرش دستگیر و او نیز در سامرا که معتصم پایتخت خود را به انجا منتقل کرده بود به طرز فجیعی کشته شد و جسدش را درکنار استخوانهای بابک به دار زدند . سپس نوبت به افشین رسید که اورا در بغداد گرفتند و خلیفه تماسهای او با مازیار و بابک را رو کرد و با گرسنگی دادنش کشت و جنازه وی را هم در کنار دوتن دیگر در حاشیه سامرا به دار آویخت . تاریخ خلفای عباسی و حکام عرب مملو از چنین قتلهایی از ایرانیان است .

برگرفته از روزنامک

***
بابک خرمدین دلاور آذربایجان – سعید نفیسی

https://www.paniranist.org/library/babak_khorramdin_delavare_azarbayjan.pdf

***
بابک خرمدین، دلاور آذربایجان

این پیکره منسوب به بابک خرمدین قهرمان دیر پای ایرانزمین است که بیش از بیست سال سپاهیان خلفای عباسی و بویژه مامون و معتصم را شکست داد و آذربایجان را به دژی در برابر انان بدل نمود.بابک خرمدین بیشک جایگاه استواری در میان قهرمانان ایرانزمین دارد.بابک و پیروان سرخ جامه او از آذربایجان برخاستند و قلعه بذ در کلیبر دژ پایگاهی آنان بود. هفته نخست ژانویه روز شهادت بابک بدستور معتصم خلیفه عباسی است. پس از مامون معتصم به کرسی خلافت نشست و بر اساس اسناد تاریخی میدانیم که مادر معتصم ترک بود و در زمان او عنصر ترکی در دربار خلفای عباسی جایگزین ایرانیان و اعراب شد و زیاده طلبی های سرداران ترک معتصم بجایی رسید که مجبور شد پایتخت را به سامرا انتقال دهد. بابک با خدعه افشین دستگیر شد و سپاهی که در برابر او صف آراست بیشتر از سرداران ترک دستگاه معتصم بودند که زمانهٔ سروری آنها بود. اینک افسوس آنکه پانترکیسم بر آن است تا بر شواهد معتبر تاریخی چشم فرو بندد و بابک را به نماد خویش بدل سازد!! حکایت زندگانی و رزم بابک بطور مفصل و با جزییات در کتب معتبری چون الفهرست ابن ندیم، تاریخ مقدسی، جوامع الحکایات عوفی، تاریخ گزیده حمد الله مستوفی، تاریخ و مقدمه ابن خلون، کتاب الانساب سمعانی، مختصر الول ابن عبری، سیاستنامه خواجه نظام الملک و بویژه کتاب مستند اخبار الطوال ابوحنیفه دینوری که در زمان معتصم میزیست امده و در هیچ کدام کوچکترین اشاره ای بر ترک بودن و یا ترک تبار بودن بابک خرمدین نیست! در همین متون بارها به ترک بودن سپاهیان مقابله کننده با بابک و رجحان عنصر ترک بر علیه او اشاره ها رفته است. حال چه شده است که جاعلان تاریخ دست به کار شده اند و بر ترک بودن قهرمانی پافشاری میکنند که با خدعه خلیفه ای به شهادت رسید که ترکان همه کاره بارگاهش بودند و مادرش کنیزی ترک بود! میدانیم که این جعل تاریخ بر اساس پیشنهاد محمد تقی زهتابی پیگیری شد که بر ترک بودن بابک پافشاری میکرد. پیشتر پانترکیسم نیز مدعی چنین استدلالهای بی ریشه ای بوده است. نام و یاد بابک خرمدین و شهادتش در راه ایران خجسته باد…

ایرانزمین یکپارچه نیرومند و آزاد

***
شعر شیرکوه بذ بابک خرمدین از هما ارژنگی

این فروغ بی زوال و جاودان من
قبله گاه و جان پناه نیکم این وطن
این همیشه سبز- این همیشه پاک
این همیشه روشن و بلند و تابناک
این زلال تا همیشه جاری زمان
این طلوع بی غروب و مهر بی کران
این فلات پر شکوه ایمن از گزند
در گذار نیک و بد همیشه سربلند
آشیان دلفروز و خانه من است
در زمانه ای چنین تباه و سرد
مهر او بهین بهانه من است
زیر آسمان پر فروغ و روشنش
از درون سینه ی ستبر سنگها
می جهد به خاک چشمه های نور
وز پس غبار میکشد به دوش خاطرات دور
سد دفینه عشق سد خزانه شور
گوییا هنوز از پس قرون
آن زمان که ماه میدمد به ناز پشت کوهسار
بر ستیغ کوه قلعه گاه بذ می شود عیان
وز پس حصار جلوه میکند روح بابکان
بابک غیور از فراز کوه میرود به تک
در رکاب او شیهه میکشد اسب راهوار
این یل دلیر از نژاد شیر
در سکوت شب میرود به پیش
سر پناه او کوه و آسمان
در بلور ماه موج می زند
نقش گنگی از عهد باستان
می درد زهم پرده ی زمان
وز پس غبار سالهای دور میشود عیان —
کار و انی از خلق خسته جان
دیده ناروا خورده ناسزا
تازیانه از دست تازیان
مانده از ستم زیر بارغم
فقر و احتیاج- جزیه و خراج
میکشد به دوش بار ذمه این خلق ناتوان
تا بپاشد آن بارگاه ظلم تا بسوزد آن خانه ستم
در خیال من جلوه میکند بازبابکان
شعله میکشد در نگاه او گرم وآتشین خشم بی امان
آن یل دلیر شیر کوه بذ آن طلایه دار
در کنار او سرخ جامگان جمله جان سپار
راه بی عبور کوهها بلند قله سرفراز
لر زه افکند کاخ ظلم را گرد یکه تاز —-
سال های سال – کاخ اهرمن در تب شکست
سال های سال –در هراس و بیم دشمنان پست
سال ها نبرد رزم و کار زار
سال ها جدال فتح و افتخار—-
نقش های گنگ می دود به هم
پنجه های شب نقش دیگری میکشد کنون
میشود عیان نقش مکر و خون
یار نیمه راه –حیله و جنون
آنکه میزدی لاف دو ستی از برای او
خنجر جفا می کشد کنون در قفای او—
آسمان سیاه چهره ها دژم خلق ناامید
میکشد به بند شیر شرزه را روبه پلید
آه روز گار روزگار دون روزگار تار بخت واژگون
بابک دلیر زیر یوغ و بند! ژنده شیر نر بسته در کمند؟
آه از این ستم وای از این فسون —
شهسوار یل میرود اسیر تا به سامرا نزد گرگ پیر
فوج دشمنان ترک و تازیان روز و شب همه در کنار او
لیک در قفا قلب ملتی میتپد زغم سوکوار او
معتصم همان خصم بدنهاد
بار گاه او خانه فساد خود نشسته در انتظار او
پیر و نوجوان کودک و کلان
گر د دارالعام صف کشیده اند
بابک غیور با ردای سرخ
بر نشسته بر پیل کوهوار
همچو شیر نر پر دل و جسور همچو کوه بذ سخت و استوار
جمع تازیان گرد او به صف
نیز ه ها به دست تیغ ها به کف
معتصم بر او بانگ میزند :
“مرد نا خلف کیستی ؟ بگو..
نیست پاسخی بهر پرسشش
دیدگان خلق سوی بابکان خیره میشود
آن دلیر گرد میرود به پیش
ورده بر لبش مهری از سکوت
نیش خنجری در نگاه او
بار دیگر ش میدهد ندا:
آی خیره سر – کر شدی مگر ؟ نام خود بگو
بابک و سکوت یک جهان پیام در سکوت او
زهرنفرتش میچکد ز رو
معتصم ز خشم نعره میکشد: ای بریده کام با من و سکوت ؟
آنگه از جنون میکشد غریو : “مردتیغ زن کتف او بزن” —–
مردک پلید میرود به پیش می درد به تن سرخ جامه اش
خون روشنش میچکد به خاک تیره میشود آن نگاه پاک
لیکن از غرور تا نبیند آن دشمن دنی روی زرد او
می زند به رخ رنگ لاله از زخم خون فشان
چهره میکند از گلاب خون رنگ ارغوان
آنگه از زمین سوی آسمان خیره می شود
شاد و پر توان بر خدای جان سجده میبرد
” آه کردگار – ای همیشه یار- در ره وطن سهل باشدم مرگ و افتخار –”
باز معتصم می زند نهیب :
تیغ زن بزن کتف دیگرش برکنش زبان مثله کن تنش”
بابک دلیر در زلال خون آوردخروش
واپسین ندا از گلوی او میرسد به گوش
“اینک ای وطن ای همیشه پاک
مرگ را چه باک
بی بها سری خونبهای تو گر فتد به خاک؟”—-
باز نقش ها می دود به هم
سایه های شب می کشد مرا سوی آسمان
تا شکوه عشق تا سرای نور تا ستارگان
بینم آن زمان درسکوت شب
روح خرمش جلوه میکند پشت کوهسار
بانگ مبهمی میرسد به گوش از پس حصار —
“بابک دلیر خرمی تراست ای بهین تبار
کی فتد به خاک آن درخت سبز
آنکه زاده شد از برای عشق
کی شود فنا آن که شد فدا
در ره وطن بهر افتخار ؟
تهران، بیست و نهم دیماه هزار و سیسد و هشتاد

***
شعر شیرکوه بذ بابک خرمدین با صدای هما ارژنگی

***

سالروز درگذشت سرور محسن پزشکپور ( پندار )

“و چه مظلومانه در خاک خفته ای”
۱۶ دی ‫سالروز درگذشت سرور محسن پزشکپور (پندار) را گرامی میداریم.
این عکس چند روز بعد از خاکسپاری دریک روز سرد و برفی در گورستان بهشت سکینه گرفته شده.

۱۶ دی‌ماه سالروز درگذشت بزرگ‌مرد ایران‌پرست، زنده یاد سرور محسن_پزشکپور(۱۳۸۹-۱۳۰۶) نخستین سرباز نهضت و مکتب پان ایرانیسم و بنیانگذار حزب پان ایرانیست گرامی باد.

[email protected]

***

زنده یاد محسن_پزشکپور در خوزستان، دست دو تن از هموطنان عرب عضو “شورای مشورتی خاک و خون” وابسته به حزب پان‌ایرانیست را به نشانه اتحاد بالا گرفته است.(ابتدای دهه ۴۰)

[email protected]

***
بیاد و برای سرور محسن پزشکپور

تو و خنده هایت
تو و خشم هایت
تو و عشقهایت
تو و گشتن با تو در پاریس
تو و خیس شدن با تو در باران
تو و مهر جاودانت
تو و یاد و یادگارت

همه شب بامن است

و گاه بغض دل و دیده و گلویم
می‌ترکد که سرور محسن پزشکپور
چرا بی بدرود رفتی؟

شتابت برای بوسیدن و بوئیدن آن خاک
چنان شتابان بود که رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
اینک
از یادگارت مانده
صدها نشانه بر دل

سیاوش اوستا. پاریس

***
در گذشت ناگهانی سرور ارژنگ پارسی

چند روز پیش آگاهی یافتیم که یار دیرین ما در خوزستان، سرور ارژنگ پارسی درگذشتند. درگذشت ناگهانی سرور ارژنگ را به خانواده گرامی، دوستان وهم رزمان ایشان دل آرامی میگوییم.

بیانیه زیراز سوی پان ایرانیست های خوزستان انتشاریافته ونیز دلنوشته سرور فرهاد باغبانی از دوستان نزدیک آن زنده یاد ملاحظه می فرمایید.

درگذشت تلخ و ناگهانی ایشان را به ‌خانواده و دوستان دل آرامی می‌گوییم.
روانش شاد
***
سرور ارژنگ پارسی تا آخرین لحظه زندگی به جز ایران و شکوه میهن اندیشه ای نداشت.
گواهی می دهم در ذره ذره یاخته هایش عشق و آرنگی ستودنی موج می زد. وطن پرستی اش اکتسابی نبود ذاتی و برآمده از آیین خاک و خون بود. میراث دار اندیشه ای کهن و غنی اشعار وحکایت هایی که می گفت ژرف و ریشه دار بود. هرگزبه پرچم و سوگندی که خورد خیانت نکرد.
نترس، بی باک و دلاور مردی بود. افسوس که آزادی و رهایی ایرانش را ندید. مظلوم بود و تنها ولی سرشار از غرور بختیاری
بدرود سرور ارژنگ دوست و هم رزم دیرینه ام.
گفتارت راست بود و اندیشه ات توانا. داستان های ناب کهن را در قالب گویش زیبای بختیاری روایت می کردی.
چه شب های زمستان که با یکدیگر از داستان های باستان سخن می راندیم. شیفته و شیدای شاهنامه.
دریغ و درد چقدر سخت است باورکردن این حقیقت تلخ. زیرا که به گفته حکیم فردوسی:
همه یکسر شکاریم پیش مرگ.
بدرودسرورارژنگ یاد و خاطره ات همیشه با من است.

پاینده ایران
فرهادباغبانی
شامگاه ۱۳ دی ۹۷ خورشیدی

پان ایرانیست های خوزستان :مراسم خاکسپاری سرور ارژنگ پارسی
سرور ارژنگ با پرچم سه رنگ شیر و خورشید به خاک سپرده شد.
یادش گرامی، روانش شاد و راهش پر رهرو باد!

***
سرورمهندس تقی توکلی، پدر صنعت نوین ایران درگذشت

درگذشت سرورمهندس تقی توکلی
با کمال تاسف در گذشت سرور مهندس تقی توکلی از میهن دوستان نامدارآذربایجانی وپیشکسوتان نهضت پان ایرانیسم را به آگاهی همگان می رسانیم.

احداث کارخانه ماشین سازی تبریز ، پمپ ایران ، موتوژن ، ایدم ، کمپرسورسازی ، شرکت گسترش صنایع ریلی ، کبریت توکلی ، اولین کارخانه برق خصوصی ، کارخانه نئوپان ، کارخانه فورمیکا سازی از خدمات مهندس تقی توکلی میباشد.

درگذشت سرورمهندس تقی توکلی به خانواده گرامی، دوستان وآشنایان، هموندان و هواداران حزب پان ایرانیست، همه ایراندوستان و ملی گرایان و اهل صنعت ایران تسلیت گفته و برای همه آرزوی صبر و شکیبایی داریم.

یادش گرامی، روانش شاد و راهش پر رهروباد.
سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست

***
حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

درخواست هموندی
https://paniranism.info/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C

نامه پان ایرانیسم در شبکه های اجتمایی

تارنما: www.paniranism.info
فیسبوک: facebook.com/nameh_paniranism
تویتر: twitter.com/paniranism
تلگرام: t.me/Naameh_Pan

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.