شماره 61 – جشن سده آئین بیدارباش طبیعت / آتش مهر دل زمین را گرم می کند

هم میهن گرامی, مهر نموده و ما را در پخش نامه پان ایرانیسم یاری نمایید. سپاس!

نامه پان ایرانیسم
شماره 61 -چهار شنبه 10 بهمن ماه 1397, 30 ژانویه 2019
www.paniranism.info . [email protected]

بمناسبت زاد روز فردوسی: روستای پاژ؛ زادگاه فردوسی
فردوسی – سروده ای از مهربانو هما ارژنگی
جشن سده آئین بیدارباش طبیعت / آتش مهر دل زمین را گرم می کند
مهندس رضا کرمانی در واپسین سال‌های زندگی‌ ، نگران میهن
به یاد پیر ایران‌پرست
به یاد مهندس رضا کرمانی

 


روستای پاژ؛ زادگاه فردوسی

 


نقاشی روستای پاژ

زادگاه فردوسی، روستایی سرسبز است که از باغ‌های انگور پوشیده شده است.

حدود ۵۰۰ متری شمال پاز که بر بلندای تپه‌ای در جلگه قدیم خراسان قرار گرفته، تپه‌ای با قدمت نامعلوم قرار دارد که خرده سفال و کاشی‌های رنگارنگ اطراف و روی آن پراکنده‌اند و نشان از تاریخ کهن آن دارد.

برخی بر این عقیده‌اند این آثار یادگار سده‌های اولیه قرون اسلامی تا حدود قرن دهم قمری است.

پاز یا پاژ
در لغت به معنای هدیه است که فرد دارای رتبه و مقام به فرد دیگر هم تراز خود می‌دهد.

قدمت روستا

در میانه روستای پاژ و در ۷۰۰ متری شمال غرب آن دو تپه باستانی به چشم می‌خورد که به آثار و بقایای پاژ قدیم مربوط هستند و موید پیشینه تاریخی این منطقه در سده‌های نخستین پس از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.

به استناد متون تاریخی و ادبی بر جای مانده این روستا زادگاه حکیم ابوالقاس فردوسی است، به‌طوری که نگاشته‌اند حکیم حماسه‌سرای ایران در سال ۳۲۹ یا ۳۳۰ هجری قمری در همین روستا چشم به جهان گشود

و در سن ۳۰ سالگی نظم شاهنامه را آغاز و پس از صرف ۳۵ سال اشعار حماسی خود را به نام شاهنامه به پایان رسانید و به روایت مشهور سال ۴۱۶ هجری قمری به دیار باقی شتافت.

روستای فعلی پاژ ۸۰۰ هکتار مساحت دارد که از مجموع آن حدودا چهار هکتار به بخش مسکونی اختصاص یافته است.

بخشی از فضای مسکونی روستا در میان آن و بقیه بر روی تپه‌ای موسوم به قلعه_بلند است، مکانی که به‌نظر می‌رسد در گذشته محل اصلی و هسته مرکزی دهکده پاژ بوده است،

زیرا پیرامون آن تا چندی قبل خندقی وجود داشت که جهت ممانعت از پیشروی مهاجمین آن را پر از آب می‌کرده‌اند.

به‌جز تپه موجود در فاصله تقریبی پانصد متر از پشته اولیه بلند دیگری نمایان است که در نزد اهالی به قلعه_کهنه_پاژ معروف است.
سفال‌های رنگارنگ و لعابدار پراکنده روی این بلندی نشانه‌ای از تداوم مدنیت پاژ در سدهای اولیه بعد از اسلام تا قرن نهم و دهم هجری است.

خانه فردوسی در پاژ

در تاریخ‌نگاری‌_نظامی عروضی سمرقندی به این موضوع اشاره شده است که:

«ابوالقاسم فردوسی از دهقانان توس بود و از دیهی (دهی) که آن دیه (روستا) را پاژ خوانند و از ناحیت (ناحیه) تابران (توس) است؛ آن ده، بزرگ است و از وی هزار مرد بیرون آید. فردوسی در آن دیه (روستا)، شوکتی تمام داشت.»

در اردیبهشت سال ۱۳۸۹ نخستین گمانه‌زنی باستان‌شناسی به منظور بازشناسی علمی روستای قدیمی پاژ از سوی دفتر حفظ و احیای محوطه‌های تاریخی معاونت میراث_فرهنگی استان خراسان رضوی انجام شد که منجر به شناسایی قلعه‌ای بزرگ به اندازه تقریبی ۴۵ در ۶۵ متر و ارتفاع ۱۲ متر در میانه روستای کنونی پاژ شد.

بر پایه اسناد موجود، بنیاد این قلعه در سده‌های نخستین دوره اسلامی بوده و اواخر دوره قاجار نیز چندین خانه روی بقایای تاریخی آن ساخته شده است.

از جمله این خانه‌ها یک باب منزلی است که در سمت شرق قلعه و بلندتر از دیگر ساختمان‌هاست.

بنابر اظهار نظر معتمدین روستای پاژ، خانه یاد شده حدود ۹۰ سال پیش به دستور کدخدای روستای پاژ به نام کریم‌اله اسدی به وسیله یک استادکار از مشهد ساخته شده است؛

این خانه دارای یک اتاق ۳ در به اندازه تقریبی ۳ در ۵ متر و با دیوارهای خشتی و گلی و گچ‌اندود است که به‌عنوان تنها فضای نشیمن خانه هنوز باقی مانده است

روستای کهن پاژ که پیشینه آن به پیش از قرن چهارم هجری باز می‌گردد، اکنون با چهار هکتار بافت مسکونی و در مجموع با ۸۰۰ هکتار وسعت می‌تواند جزو آثار تاریخی به شمار آید.

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران، وظیفه دارد با توجه به اقبال گردشگران داخلی و خارجی، نه تنها از خانه_فردوسی، بلکه از روستای_پاژ همان گونه که از آرامگاه فردوسی در توس محافظت می‌کند، حراست کند.

روستای پاژ
تاکنون از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبت ملی نرسیده است و به دلیل عدم رسیدگی، بناهای موجود در این روستا اکنون به خرابه‌ای تبدیل شده است.

در خاستگاه مردمی در ایران برای همیاری در بازسازی زادگاه و آرامگاه فردوسی در تاریخ ۱۳۸۴/۱۲/۲۷ بنیاد فردوسی با مجوز رسمی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبت رسمی رسیده است

و در بخشی از اساسنامه مصوب این سازمان مردم‌نهاد، هر گونه فعالیت در راه بازشناسی فردوسی و یاری‌رساندن به گسترش زبان فارسی در ایران و جهان به ویژه راه‌اندازی فرهنگ‌سرای فردوسی، بوستان‌سرای مفاخر ایران و نیز کتابخانه تخصصی و مرکز اسناد فرهنگی در روستای پاژ و مجموعه فرهنگی تاریخی توس (زادگاه و آرامگاه فردوسی) و نظارت بر حسن اداره این مجموعه‌ها تاکید گردیده است

که ظرفیتی افزون بر سند ملی یاد شده برای همیاری با نهادهای کارگزار فرهنگی در سطح کشوری و استانی در بازسازی زادگاه و آرامگاه فردوسی را می‌تواند فراهم آورد.

در سال ۱۳۸۸ بنیاد فردوسی نخستین بار جزئیات طرح ساخت شهرک شاهنامه در روستای پاژ را اعلام کرد. این طرح به منظور بازسازی روستای پاژ و تبدیل آن به شهرکی با امکانات مناسب برای جذب گردشگر اعلام شده بود.

هم‌چنین در آن طرح به موقعیت جغرافیایی زادگاه فردوسی (روستای پاژ) در ارتباط با آرامگاه وی (شهر توس) پرداخته شده است.

تاکنون با پیگیری‌های بنیاد فردوسی برای همیاری در بازسازی روستای پاژ، زادگاه فردوسی با آن که این موضوع در اساسنامه این سازمان مردم‌نهاد، پیش‌بینی شده است،

هنوز هیچ نهاد دولتی اجازه فعالیت به بنیاد فردوسی را برای راه‌اندازی طرحهای فرهنگی در این روستا، صادر نکرده است.

Homa Arzhangi

***
فردوسی – سروده ای از مهربانو هما ارژنگی

***
جشن سده آئین بیدارباش طبیعت / آتش مهر دل زمین را گرم می کند

خبرگزاری مهر: همزمان با برگزاری آئین باستانی سده و برافروختن آتش، زمین از خواب زمستانی بیدار شده و آتش مهر، طبیعت را برای پذیرش بهار آماده می کند.
به گزارش خبرنگار مهر در کرمان، همزمان با روزهای دهه اول بهمن ماه خورشیدی جشن سده سوزی ایرانیان به مناسبت فرارسیدن بهار برپا می شود و هیمه های آتش بروی هم قرار می گیرند تا گرمابخش زمین باشند و نوید آمدن بهار را به زمین بدهند.

آنچه در متون تاریخی در باره سده آمده است نشانگر جشنی بزرگ در آئین ایرانیان باستان با نام سده یا سده سوزی یا ست است، جشنی که به یمن زنده شدن طبیعت و شروع بهاری دیگربرپا می شود.

این جشن که سنت دیرینه ایرانیان است در آثار ادبی و تحقیقی دانشمندان بزرگی چون ابوریحان بیرونی نیز جای دارد به گونه ای که وی در یکی از کنب خود در این خصوص گفته است که سده را از آن رو سده می گویند که 50 روز و 50 شب پیش از بهار است.

جشن سده آئین باستانی ایرانیها

خلف تبریزی نیز در کتاب “برهان قاطع ” بیان کرده است که کیومرث به یمن وجود سه فرزند اناث و ذکور خود جشنی بزرگ برپا کرد و آتشی بزرگ برافروخت و مردم ایران زمین را مهمان کرد به این دلیل این روز را سده می گویند.

از سوی دیگر برخی متون تاریخی این روز را روز نبرد فریدون آزاده با ضحاک ماردوش نامیده اند.

اما سده در آثار شعرای ایران زمین نیز جای ویژه خود را دارد منوچهری دامغانی شاعر بلند آوازه ایرانی در این باره سرورده است که، “نیک بیامدست به پنجاه روز پیش/ جشن سده ، طلایه دار نوروز و بهار”.

سده در مناطق مختلف ایران با نام های مختلفی برگزار می شده است که امروزه کمتر از آن اثری هست در خراسان با نام ” سره ” در مناطق اراک با نام ” جشن چوپانی” در خمین با نام “کرده ” و در دلیجان با نام “هله هله ” جشنی بزرگ شبیه سده برپا می شده است.

در هر حال جشن سده یکی از آئینهای ایرانی است که در استان کرمان به دلیل وجود تعداد بیشتر زرتشتیان سابقه دیرینه ای دارد جشنی که همراه با شاهنامه خوانی و اوستا خوانی است و در پایان موبدان زرتشتی آتش بزرگی را به پاس شکستن یخ زمستان برپا می کنند که به اعتقاد آنان این گرمای مهر بخش آتش زمین را در بیداری دوباره برای میزبانی بهار آماده می کند.

بزرگترین جشن سده ایران در کرمان برگزار می شود

رئیس انجمن زرتشتیان کرمان در گفتگو با خبرنگار مهر در کرمان با اشاره به اینکه این انجمن به دلیل محدودیت جا و مکانی پذیرای تعداد محدودی میهمان است گفت: امسال نیز همزمان با دهم بهمن ماه خورشیدی و مصادف با روز مهر ایزد جشن باستانی و ایرانی سده را در خیابان سده کرمان برگزار می کنیم.

سیروس نیکبخش افزود: از آنجا که انسجام بیشتری بین زرتشتیان استان کرمان وجود دارد و صاحب انجمنی ویژه خود هستند یکی از استانهای مهم و پرسابقه برگزاری جشن سده است و در اینکه این جشن سابقه اش به چند سال پیش برمی گردد اطلاع دقیقی در دست نیست.

وی از مقدمه چینی جوانان و بانوان زرتشتی برای این جشن از هفته های قبل از روز ده بهمن ماه خبر داد و گفت: پذیرایی با غذای مخصوص مراسم و همچنین آماده کردن جا و محل آتش و محل سخنرانی و اوستا خوانی بخشی از مقدمات برپایی جشن سده در کرمان است که بیشتر بار برپایی مراسم بر دوش جوانان و بانوان زرتشتی است.

وی خاطر نشان کرد: هم اکنون تعداد زرتشتیان استان حدود دو هزار نفر است و قبلا تعداد بیشتر بوده که در زمان پهلوی به دلیل مهاجرتهایی که به تهران داشتند جمعیت زرتشتیان کرمان کمتر شد و امروز اغلب زرتشتیان مقیم تهران را زرتشتیان کرمان تشکیل می دهند.

وی یادآورشد: جشن سده از مدتها قبل برنامه ریزی می شود به طور مثال قبلا برای برپایی آتش به صحرا می رفتند و هیمه می آوردند که بیشتر از “درمنه” و “اغیج” برای هیمه آتش استفاده می شد ولی امروزه به دلیل عدم تخریب محیط زیست و بنا به درخواست خودمان و به پاس احترامی که به طبیعت می گذاریم از هر نوع چوبی که از هرس درختان شهری کنار گذاشته می شود آتش سده را برپا می کنیم.

نیکبخش تصریح کرد: این یک جشن ایرانی است و مراسم سده همراه با سخنرانی اساتید، اوستا خوانی و شاهنامه خوانی است سپس در پایان آتش سده توسط موبدان که ملبس به لباس مخصوص سفید رنگ می شوند برافروخته و زمین آماده پذیرفتن بهار می شود.

سده آماده سازی طبیعت برای پذیرش بهار است

وی افزود: بسیار دوست داریم همه میهمانانی که از نقاط مختلف کشور برای این مراسم باستانی می آیند را در مراسم شرکت دهیم ولی متاسفانه بنا به دلیل محدودیت هایی که اعلام شد کارتهای معدودی آماده شده و به میهمانان مراسم داده می شود.

وی گفت: جشن مهرگان که یکی از دیگر جشن های ایرانی است در وقتی برپا می شود که کشاورزان محصول خود را درو کرده و می توانند محصولات خود را در این جشن توزیع کنند یا مصرف کنند و این فلسفه جشنهای ایرانی است که در هماهنگی با طبیعت برگزار می شوند.

رئیس انجمن زرتشتیان کرمان یادآورشد: جشن سده آمادگی طبیعت برای ورود به فصل نو و نوروزباستانی است و به همین دلیل در موقعی برگزار می شود که خود طبیعت نیز مقدمه رسیدن بهار را با گرم شدن تدریجی زمین فراهم می کند.

اغلب کرمانیها در عمر خودشان یکی دو بار جشن سده به ویژه آتش گرفتن هیمه ها را از نزدیک دیده اند و نوجوانان و کودکان از برافروختن آتشی به آن عظمت لذت وافر برده اند با توجه به تمام موارد گفته شده درباره سده این تنها یک جشن نیست بلکه سنتی است ایرانی که با توجه به غفلت دیگر ایرانیها زرتشتیان آن را زنده نگه داشته اند تا نسل به نسل به امروز رسیده است و این همان جشن بیدار باش طبیعت است.

***
جشن سده گوینده و سراینده هما ارژنگی

***
مهندس رضا کرمانی در واپسین سال‌های زندگی‌ ، نگران میهن

زادروز ۹ اردیبهشت ۱۳۱۳
تاریخ مرگ ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ (۷۸ سال)
محل مرگ بیمارستان صنعت نفت, تهران

***
به یاد پیر ایران‌پرست

نوشته: ریاض دانش پژوه

با تبدیل شدن زندگی به جدالی برای معاش، دیگر نه پروای آزادی می‌ماند، نه دغدغه فرهنگ، نه سودای عشق به میهن.

مهندس رضا کرمانی آموزگار بزرگ و جزو استثناهای زمانه ماست که افتخار شاگردی‌اش نصیبم گشت.

شخصا از ایشان آموختم که می‌توان در عین تمامی ناملایمات و مشکلات همچنان از شور زیستن و عشق به ایران سرشار بود و در لاک خود نخزید؛می‌توان با تکاپویی خستگی ناپذیر راه نجات میهن خود را ساخت، چرا که اساسا راهی نیست جز این و رهرو، با رفتن راه خود را می‌سازد. او الگو یمقاومت و میهن‌پرستی بود که همواره خود را کنار ملتش تعریف می‌کرد. عاشق همه اقوام ایران زمین و یگانه‌ای در ایجاد پل‌های عاطفی و ملی بین مردم بود.

سروِ آزادی بود که از آرمان‌های خود کوتاه نیامده و از شنا کردن بر خلاف جریان آب ابایی نداشت. قلندری تماشایی بود که در روزگارخودنمایی و مصلحت پرستی حاضر، همه‌ی وجود خود را گذاشت تا ما درک کنیم، قدر صداقت و اصالت را باید دانست، آزاده زیستن بر این دو استوار است و ساخت میهن نیازمند آزادگان.
۱۰ بهمن ماه سالروز درگذشت پیر ایراندوست‌ ما گرامی و راهش پر رهرو باد.

کانال خبری پان ایرانیست
[email protected]

***
به یاد مهندس رضا کرمانی

***

حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

درخواست هموندی
https://paniranism.info/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C

نامه پان ایرانیسم در شبکه های اجتماعی

تارنما: www.paniranism.info
فیسبوک: facebook.com/nameh_paniranism
تویتر: twitter.com/paniranism
تلگرام: t.me/Naameh_Pan

You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply

Copyright©2010-2018.